بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 8 از 58 نخستنخست ... 67891018 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 577

موضوع: اسرارالتوحید فی مقامات عصر ایران ...(جلد چهارم)

  1. Top | #71

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1503
    سن
    34
    نوشته ها
    9,285
    تشکر
    5,007
    تشکر شده 30,844 بار در 4,656 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    723 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    سلام.

    خوب دوستان تايپيك نقد كاربران كه بخاطرات امتحانات مدارس - دانشگاه و كنكور بسته شده بود بعد از 1 ماه نيم باز شد . دوستان ميتونن نقداشون در مورد نفري كه قراراه نقد بشه نقد كنن.
    http://www.iranwwe.net/showthread.php?tid=24257&pid=209869#pid209869


    فعلا ...

  2. Top | #72

     کاربر پنج ستاره کاربر پنج ستاره  کاربر پنج ستاره کاربر پنج ستاره کاربر پنج ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره
    تاریخ عضویت
    Feb 2008
    شماره عضویت
    1712
    سن
    75
    نوشته ها
    4,102
    تشکر
    3,188
    تشکر شده 6,206 بار در 1,800 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1413 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    [size=small]خوب بالاخره بعد از بیش از حدود بیست روز غیبت به این فروم برگشتم.
    جالبه با این تغییرات بزرگ هنوز هم بچه های فروم همون قدیماین. ولی خوبش اینه فعالتر شدن.

    خوب اول که رفتیم امتحانای جبرانی رو بدیم و جوابش هم برای این که توی روحیم واسه دانشگاه آزاد تاثیر نذاره نرفتم بگیرم به زودی میرم اونا رو میگیرم.
    بعدش هم که کنکور سراسری رو دادیم که دیگه مشخصه وضع ما چطوره.
    کنکور زبان هم که عالی بود ولی اگه قبول هم بشم نمیرم.

    تا این که امروز عصر کنکور سرنوشتم یعنی آزاد.
    واقعا یک هفته خر زده بودم و به لطف خدا خدا کنه قبول شم.شما هم دعا کنید قبول شم.

    دیشب هم که رفته بودم خونه عمم اینا تا با پسرعمه ها فوتبال رو ببینیم و جاتون خالی اندازه سی سال منو پیر کردن و یکی از پسرعمه هام بعد از گل پویول مثل پلنگ داد میزد و سه چهار دور نصفه شب روی سرامیکا سر خورد و حسابی منو پیر کرد.
    البته بعدش فهمیدن خیلی اعصابم خورد شده و دیگه روحیه ای واسه کنکورم نمیمونه شروع کردن به تصلی دادن و ....

    خوب دیگه حرف بسه.
    به زودی ای دی اس الم رو میگیرم و توی فروم کار میکنم با جنگ های جدید و البته سالم و بدون مشکل باز خواهم گشت.[/size]

  3. Top | #73

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5210
    سن
    34
    نوشته ها
    925
    تشکر
    1,912
    تشکر شده 1,243 بار در 325 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    72 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    [align=center]قدیم و جدید[/align]

    [align=center][size=large]صبح ساعت ۵
    قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می*شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا *** مرغها را جمع کند
    جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند..
    صبح ساعت ۶
    قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
    جدید: باز هم خوابیده است
    صبح ساعت ۷
    قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
    جدید: هنوز کپیده است.
    صبح ساعت ۱۱
    قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
    جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است
    ظهر ساعت ۱۲
    قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
    جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت می*کند
    ظهر ساعت ۱۳
    قدیم: در حال شستن جوراب و لباس*های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
    جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است…
    ظهر ساعت ۱۴
    قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
    جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکروفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV می*باشد.
    ظهر ساعت ۱۵
    قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می*باشد.
    جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.
    عصر ساعت ۱۶
    قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
    جدید: در حال پرو کردن لباس*های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می*کشد.
    عصر ساعت ۱۷
    قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
    جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.
    عصر ساعت ۱۸
    قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
    جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می*برد.
    شب ساعت ۱۹
    قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
    جدید: هنوز در حال خرید است.
    شب ساعت ۲۰
    قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوض خانه است.
    جدید: کماکان در حال خرید است.
    شب ساعت ۲۱
    قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد..
    جدید: در رستوران ، پیتزا میل می*فرمایند.
    شب ساعت ۲۲
    قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
    جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.
    شب ساعت ۲۳ و ۲۴
    قدیم: ….سانسور…
    جدید: در حال مشاهده ******* هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید[/size][/align]

    __________________________________________________ _________________
    [align=center]وحالا روند تغییر صبحانه بعد از ازدواج[/align][/size]
    [align=center]




    اخرش هم کوفت هم به آدم نمیدن![/align]
    __________________________________________________ ___________
    [align=center][size=large]وحالا انواع داماد[/size][/align]
    ۱- داماد خَچَل : سن بین ۱۵ تا ۱۹ سال ،خام و نپخته ، سرد وگرم نچشیده، جسارت بسیار ، حماقت فراوان ، زود پشیمون ،زود رنج ، قربانی عواطف زودگذر یا مبادلات خانوادگی ، بچه اش از خودش بزرگتر!

    ۲- داماد مَچَل : سن بین ۱۹تا۲۵ سال ، ژیگولی ، دانشجو ، سرباز ، رفیق باز، وابسته به پول بابائی ، بیکار ، آینده دار، توی هر دامی که براش پهن کنن تلپی میفته ، کیس مناسبی برای تور شدن، کم ظرفیت، یکی میزنه یکی میخوره !

    ۳- داماد هَچَل : سن بین ۲۵ تا ۲۹سال، رسیده، حاضر آماده ، دارای کار و بار، فارغ التحصیل ،با کارت پایان خدمت، دارای شکستهای عشقی فراوان، بسیار با تجربه ، دم به هرتله ای نمیده ، عصا قورت داده ، کمی کج و معوج، پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولی رضایت نمیده!

    ۴- داماد کَچَل: سن بین ۳۰ تا ۳۷ سال ، گرفتار، درگیر، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضی به رضای خدا، دنبال زنان بیوه کم سن وسال ، مسئولیت پذیر، درپی رفاه خانواده ، دارای کار و بار و خانه، قسمت هرکی بشه مبارکه !!!
    __________________________________________________ _____________
    بدرود تا درود!!!

  4. Top | #74

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    443
    سن
    36
    نوشته ها
    7,220
    تشکر
    2,319
    تشکر شده 11,569 بار در 1,591 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    39
    حالت من
    Khoshhal
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1682 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    دوست عزیز جای اینجور پست ها ر کافی شاپ هست نه اسرار.

  5. Top | #75

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    37
    سن
    38
    نوشته ها
    428
    تشکر
    142
    تشکر شده 87 بار در 20 ارسال
    حالت من
    Badhal
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    32 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    سلام
    چند تا داستان قشنگ دیدم گفتم برا شما هم بزارم
    شاگرد زيرك و استاد!
    استاد دانشگاه با اين سوال شاگردانش را به يك چالش ذهني کشاند:آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد؟

    شاگردي با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

    استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"

    شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

    استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر صفات ماست , خدا نيز شيطان است!"

    شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه اي بيش نيست.

    شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟"

    استاد پاسخ داد: "البته"

    شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"

    استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟ "

    شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.

    مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبودن گرماست. هر موجود يا شي را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژي داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزي است که باعث ميشود بدن يا هر شي انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر براي اينکه از نبودن گرما توصيفي داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکي وجود دارد؟"

    استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

    شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريکي هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبودن نور است. نور چيزي است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهاي مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمي توانيد تاريکي را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايي از تاريکي را مي شکند و آنرا روشن مي سازد. شما چطور مي توانيد تعيين کنيد که يک فضاي به خصوص چه ميزان تاريکي دارد؟ تنها کاري که مي کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکي واژه اي است که بشر براي توصيف زماني که نور وجود ندارد بکار ببرد."

    در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا، شيطان وجود دارد؟"

    زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود ديده ميشود. او در جنايتها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي به جز شيطان نيست."

    و آن شاگرد پاسخ داد: شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزي است که وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريکي که در نبود نور مي آيد.


    نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش چيزي نبود جز ، آلبرت انيشتن !

    --------------------------------------
    قيمت معجزه!

    وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند. فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد.

    سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.

    بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولي داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه اي هشت ساله شود. دخترک پاهايش را به هم مي زد و سرفه مي کرد، ولي داروساز توجهي نمي کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روي شيشه پيشخوان ريخت.

    داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه مي خواهي؟
    دخترک جواب داد: برادرم خيلي مريض است، مي خواهم معجزه بخرم.
    داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!!

    دختـرک توضيح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چيزي رفته و بابايم مي گويـد که فقط معجـزه مي تواند او را نجات دهد، من هم مي خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدر است؟

    داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولي ما اينجا معجزه نمي فروشيم.
    چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من کجا مي توانم معجزه بخرم؟

    مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترک پرسيد: چقدر پول داري؟

    دخترک پول ها را کف دستش ريخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدي زد و گفت: آه چه جالب، فکـر مي کنم اين پول براي خريد معجزه برادرت کافي باشد!

    بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من مي خواهم برادر و والدينت را ببينم، فکر مي کنم معجزه برادرت پيش من باشد.
    آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود.

    فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.

    پس از جراحي، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم يک معجـزه واقعـي بود، مي خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟

    دکتر لبخندي زد و گفت: پنج دلار بود که پرداخت شد .
    -----------------------------------
    سنگ، ثروت و عشق


    در زمانهاي گذشته پادشاهي تخته سنگي را در وسط جاده قرار داد وبراي اينکه عکس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي کرد

    بعضي از بازرگانان ونديمان ثرتمند پادشاه بي تفاوت از کنار تخته سنگ مي گذشتند بسياري هم غرولند مي کردند که اين چه شهري است که نظم ندارد حاکم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و............

    نزديک غروب يک روستايي که پشتش بار ميوه بود نزديک سنگ شد وبا هر زحمتي که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت وان را کناري قرار داد ناگهان کيسه اي ديد که زير تخته سنگ قرار داده شده بود کيسه را باز کرد داخل ان سکه هاي طلا ويک ياداشت پيدا کرد

    پادشاه نوشته بود:هر سد و مانعي مي تواند يک شانس براي تغيير زندگي انسان باشد.
    -----------------------------
    ملاقات خدا با اميلي
    ظهر يک روز سرد زمستاني، وقتي اميلي به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه اي را ديد که نه تمبري داشت و نه مهر اداره پست روي آن بود. فقط نام و آدرسش روي پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را

    باز کرد و نامه ي داخل آن را خواند:

    « اميلي عزيز،
    عصر امروز به خانه تو مي آيم تا تو را ملاقات کنم.
    با عشق، خدا»

    اميلي همان طور که با دست هاي لرزان نامه را روي ميز مي گذاشت، با خود فکر کرد که چرا خدا مي خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمي نبود. در همين فکرها بود که ناگهان کابينت خالي آشپزخانه را به ياد آورد و با خود گفت: « من، که چيزي براي پذيرايي ندارم! » پس نگاهي به کيف پولش انداخت. او فقط ? دلار و ?? سنت داشت. با اين حال به سمت فروشگاه رفت و يک قرص نان فرانسوي و دو بطري شير خريد. وقتي از فروشگاه بيرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقيري را ديد که از سرما مي لرزيدند. مرد فقير به اميلي گفت: « خانم، ما خانه و پولي نداريم. بسيار سردمان است و گرسنه هستيم. آيا امکان دارد به ما کمکي کنيد؟ »

    اميلي جواب داد:آ« متاسفم، من ديگر پولي ندارم و اين نان ها را هم براي مهمانم خريده ام. »

    مرد گفت:آ« بسيار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روي شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

    همان طور که مرد و زن فقير در حال دور شدن بودند، اميلي درد شديدي را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دويد: آ« آقا، خانم، خواهش مي کنم صبر کنيد. » وقتي اميلي به زن و مرد فقير رسيد، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روي شانه هاي زن انداخت.

    مرد از او تشکر کرد و برايش دعا کرد. وقتي اميلي به خانه رسيد، يک لحظه ناراحت شد چون خدا مي خواست به ملاقاتش بيايد و او ديگر چيزي براي پذيرايي از خدا نداشت. همان طور که در را باز مي کرد، پاکت نامه ديگري را روي زمين ديد. نامه را برداشت و باز کرد:

    اميلي عزيز،
    از پذيرايي خوب و کت زيبايت متشکرم
    با عشق، خدا . . .

  6. Top | #76

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    شماره عضویت
    4359
    نوشته ها
    878
    تشکر
    4,059
    تشکر شده 918 بار در 221 ارسال
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    377 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    [align=justify]شاید با خودتان بگویید مگر می شود اسم هم رنگ داشته باشد! اما این موضوع این روزها روانشناسان بسیاری را به مطالعه وا داشته است.به گفته آنان همه ما به نحوی تحت تاثیر رنگ ها هستیم. حتی اسم هر کس دارای رنگی است که این رنگ می تواند زندگی او را تحت تاثیر قرار دهد! این که شما بدانید برای اسم تان رنگ مخصوصی وجود دارد و می*توانید راز شخصیتی خود را از لا به لای آن دریابید مطلب جدیدی در روانشناسی رنگ هاست. رابطه بین حروف و رنگ ها یه صورت زیر بیان شده است:

    ۱- قرمز: ش ج س الف
    ۲- نارنجی:* *** ت ث ک ب
    ۳- زرد: ی ل ص ض
    ۴- سبز: * و م د ژ
    ۵- آبی: چ ن ط ظ
    ۶- نیلی: ح خ ف -
    ۷- بنفش: ع پ غ -
    ۸- صورتی: ز ق ه -
    ۹- طلایی: ر ذ گ -

    برای این که با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می*آوریم:

    مثال : لیلا جلالی
    ل۳ ی۳ ل۳ الف۱ ج۱ ل۳ الف۱ ل۳ ی۳
    سپس اعداد را با هم جمع می*کنیم:
    ۲۱=۳+۳+۱+۳+۱+۱+۳+۳+۳
    باز هم دو عدد را با هم جمع می*کنیم:
    ۳=۱+۲ عدد ۳ مربوط به رنگ زرد است.

    حالا اسم شما چه رنگی است؟[/align]

  7. Top | #77

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    شماره عضویت
    3078
    سن
    32
    نوشته ها
    457
    تشکر
    404
    تشکر شده 157 بار در 49 ارسال
    حالت من
    Ghafelgir
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    8 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    اقا مث اینکه اسم ما رنگ نداره هر کاری میکنم 10 در میاد.

  8. Top | #78

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    443
    سن
    36
    نوشته ها
    7,220
    تشکر
    2,319
    تشکر شده 11,569 بار در 1,591 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    39
    حالت من
    Khoshhal
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1682 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    اقای کیوان اینجور بحث ها رو در کافی شاپ انجان دهید.

    رنگ من : ابی شد

  9. Top | #79

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    ریش سفید انجمن
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    36
    سن
    41
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    9,845
    تشکر شده 17,340 بار در 1,369 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    99
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1584 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)


    سلام به یادگاریهای اسرار ! انشالا که خوبید!

    تابستون شروع شد و بروبچ مدرسه هم راحت میتونن استراحت کنن و خستگی 9 ماه تلاش رو بگیرن..!

    هرچند برای ما جماعت کارگر تابستون و زمستون فرقی نداره!! و باید به انتظار موال باشیم که رستگار شیم!

    روزگار روزگار عجیبیه!

    از یه طرف گرما و گرد وخاک خوزستان عذابمون میده! از اونطرف خبرهای سیasi اذیتمون میکنه! از اینطرف بازار که حسابی خرابه! مردم دل و دماغ غذا خوردن هم ندارن چه برسه به کیک و شیرینی!! روز به روز مالیات و خون تینت میره بالا!!

    از اونطرف داریم جلو جلو کارهای مراسم عروسی رو رتق و فتق میکنیم... قیمتهای سرسام اور مراسم از کنده ما دود بلند میکنه!! اینقدر وضعیتو سخت کردن که اونی که نداشته باشه باید سر به دیوار بکوبه!

    تالار گرفتیم بجز غذاش طرف میگه فقط یک و نیم میلیون ورودی تالاره! با کلی نقش و التماس و ما کارگریم راضیش کردیم به 1 تومن!!

    دوربین گرفتیم 800 تومن با عکساش میشه 1کو سیصد !!!جاز و گروهش رو از یک و دویست اوردیم بزور 800 تا !! کلی هم قربون رفتیم!
    [size=xx-large]
    مربا بده بابا!! [/size]



    کرم و ماتیک و کره ای که میخواد 5 ساعت رو صورت عروسمون بمونه واسه هر ساعتش 100 هزار تومن ناقابل داریم میدیم یعنی پونصد تا !!! لباسش نیم میلیون فقط کرایش میشه !!!

    با کله کچلمون کلی نقش سرباز یگان ها رو بازی میکنیم اما خدا شاهده درسته ندیدیم دست مردم ولی خوردیم بوی گندم!!

    قصه از ته تراشیدن موهام هم دلیل خاصی داره که باید بگم؟!!؟

    حسابی این طرف و اون طرف میریم و مقصود مشخص نیست! خدا عالم است و خودش حل خواهد کرد!

    ===================================
    [size=medium]
    آخ که اگر ایران رفته بود جام جهانی ... ![/size]


    [size=x-large] و بدینوسیله !!! [/size]




    بدینوسیله قبل از شروع جام پای پلکان خلبان چهل نفر می*رفتند چهار نفر برمیگشتند!!! سی و شش تای بقیه مصاحبه میکردند میگفتن بدینوسیله برای توسل به حضرت عباس دستبند س بز بستیم بین دو نیمه سردار شوتعلی معاون اطلاعاتی تیم ملی اومد با رمز یا زهرا بمون تجاوز کرد ما هم همان نیمه از وسط زمین فرار کردیم آمدیم اینجا !!!

    وبدینوسیله تو راه علی کریمی با مسعود شجاعی بحسش میشه!!! ولی جواد نکونام عصبانی میشه ساکو شوت میکنه!!!

    و بدینوسیله جواد خیابانی در هنگام گزارش بازی های تیم ملی ضمن اعلام اینکه در ورزشگاه باران شدیدی می*وزد!!!!! بر لزوم صرفه جویی در اب و برق و گاز و تلفن تاکید میکرد

    و بدینوسیله تا آخر بازی یاد و خاطره*ی تمام شهدا و جانبازان و مفقودین و اسراء را دونه دونه با ذکر نام گرامی میداشت و در وقت اضافه در مورد فجایع غزه ابراز تأسف میکرد .

    و بدینوسیله علی دایی که یقش تا روی نافش بازه و گردنبند 10 میلیونی میندازه میومد تو تلویزیون تصویرش بدون صورتش پخش لایو میشد ومیگفت ..ببخشید بخشید من مصاحبه نمیکنم!! من در مورد تیم ملی حرف ندارم!! اما در کنار همین حرف نزدنش مدام باستنه خودشو پاره میکنه که فدراسون پول منو خورده و کفاشیان از یه خر..ی دستور گرفت که همون خره یه ملتو خر فرض کرده !!!!

    و بدینوسیله تیم ایران هر تیمی را که می*برد مردم برای خوشحالی میومدن توی خیابون و پلیس و ضد شورش و بسیج و انواع سپاه اعم از کربلا و قدس و غیره !!! ملت را کتک میزدند .

    و بدینوسیله فرداش احمدی مقدم اعلام میکرد دیروز تمام کشور خیلی آرام بود!!!! و فقط ده تا فولکس قورباغه*ای!!! که مزاحم نوامیس مردم شده بودند به واحد ارشاد پارکینگ هدایت شد !!

    وبدینوسیله تو برنامه یک جهان یک جام کارشناسان و مجری هزار بار بر سر ملت منت میگذاشتن که ببینید بازیها رو لایو پخش میکنیم اما جونه مادرتون تو مسابقه پیامکی ما شرکت کنید!!! برد ایران گزینه 1

    وبدینوسیله ره ب ری در دیدار با جامعه*ی ورزش قهرمانی کشور شامل اقایان مایلی کهن!! و قطبی و استاد اسدی!! و رضازاده تلاش دشمن برای گل خوردن تیم ملی را محکوم میکرد!! و میگفت کمک داور اسرایلی جام جهانی مثل سگ دروغ می*گه!!!!!!گلشون افساید بود شک ندارم زیر سر اون جنایتکاره یو اس است!!!

    و بدینوسیله فرداش تعدادی از بسیجیان سلحشور ! به خانه*ی کامرانی فر حمله میکردند و بعد از شکستن درب و شیشه و پنکه و تختخواب و قاب عکس و کمد و سایر چیزها!! با تجمع خودجوش جلوی درب همان خانه*ای که دیگر در ندارد از قوه قضایه خواهش میکردند که منزل این کمک داور غیر بسیجی را حتما پلمب بکند!!

    و بدینوسیله بدلیل اینکه نماینده*ی ولی فقیه در دانشگاه یزد! خودش صد دفعه از نزدیک دیده که پوست آرنجش عینهو روکش بی ضه!!! می*ماند پوشیدن استین کوتاه برای بازیکنان ممنوع میشد و فوری فتوا میداد که جمع کنید !!!

    و بدینوسیله چنانچه سرمربی تیم ملی هر کسی غیر از مایلی کهن بود ایندفعه مطهری در مجلس میگفت این بچه حزب اللهی را برداشتید یک عرق خور گذاشتید اینجوری شد ..!

    و بدینوسیله موس وی هم بیانیه میداد برای حفظ جان و مال فوتبالیستها بازی تیم ملی در فینال را لغو میکرد!!! .وی در شصت جای این بیانیه تاکید میکرد که فقط یک عضو ساده*ی این جنب ش ملی است و عمرن رهبر ج نب ش نیست و در پایان یک خاطره هم از امام راحل در مورد سیگار و تیم ملی تعریف میکرد !!!!!!

    وبینوسیله برادر اصغر حاجیلو همون گزارشگر مسخرهه شبکه 3 فوری 40 تا برنامه الف و ب تشکیل میداد و از تیم ملی تعریف میکرد و در کنارش 400 بار التماس میکرد تو مصرف برق و اب و گاز و هزار تا کوفتو زهرومار صرفه جویی کنید!!!

    وبدینوسیله یک غورباغه در جزیره کیش یافت میشد که بازیهای تیم ملی رو از قبل پیش بینی میکرد و تعداد گلها رو هم میگفت!!!


    خلاصه در راستای همین وسیله ها تیم ملی نرفت جام جهانی!!!

    =======================================


    [size=x-large]
    شهرام جون ! تو اینترنت صدا بهتر از تصویر میاد داداش ![/size]




    نظر به انتشار سومین ویدئوی شهرام امیری دانشمند و فضانورد جمهوری اسلامی که پارسال وسط حج ابراهیمی به سرقت رفت ولی مموتی اینقدر درگیر خ س و خ اشاک بود یادش رفت به همین مناسبت خشتک دنیا را بکشد پائین !!

    و اینکه اق شهرام در حال ضبط و میکس و صدا برداری و نورپردازی و صحنه و دکور و خصوصاً اپلود این ویدئو روی یوتی و ب چون در حال فرار بود و همه چیز خطرناک بود و وقت نداشت لذا صدا دیرتر از تصویر می*امد!!

    در اینجا ما ضمن باور کردن همه چیز !!!!!!!

    متن پیاده شده*ی هر سه ویدئو را جهت مقایسه*ی خودمان و جهانیان در زیر می*آوریم !!! :


    ویدئوی اول :

    من شهرام امیری دانشمند و پرفسور و فضانورد و مخترع و کاشف تبعه*ی نظام مقدس جمهوری مقدس اسلامی می*باشد !! که برای تحقیقات به مدینه رفته بودم که توسط ناسا و سی.آی.ای و موساد و اینتلیجنت سرویس و کا.گ.ب و بقیه ربوده شدم!!!

    اینجوری که چون من ادم خیلی مهمی بودم!! به من یک آمپول بیهوشی زدند و وقتی من بیهوش بودم خودم دیدم که مرا بردن در یک خانه*ای که درش آبی بود پلاک 32 جنب تیر برق و پنجره*ها را بستند !!

    و کلا سه نفر بودند که ماسک داشتند ولی هیچدامشان سیبیل نداشتند که من بعدا وقتی به هوش امدم فهمیدم تمام جاسوسهای امریکائی همینجوری بی سیبیل هستند !!!

    من در هشت ماه گذشته خیلی بیهوش بودم و مورد شکنجه قرار گرفتم که جایش الان باز شده!!! درد میکند و برای همین خیلی هم چاق شده*ام .

    من الآن در محل خیلی نامعلومی واقع در شهر توسان ایالت آویزونا خیابان 28 روبروی کبابی جانی زیگیل!! پلاک 42 طبقه 8 زنگ سوم از پائین می*باشم و در این محل مخوف با هدست و لپ تاپ و اینترنت که تمام سلولهای مخوف اینجا دارد

    در این پیام ویدئوی به جهان اعلام میکنم:که هدف از سرقت من دسترسی به اطلاعات فوق محرمانه*ی هسته*ای که غیر از حافظ بقیه هیچکی نمیداند است . من اینجا شکنجه خیلی درد دارد و از جهان تقاضا دارم به آدرس فوق مراجعه نموده و منرا آزاد کند .



    ویدئوی دوم :

    من شهرام امیری تبعه*ی نظام مقدس جمهوری اسلامی هستم و اصلا از مسائل هسته*ای سر درنمیارم و تخصص من فقط در کاشت شنبلیله و پرورش چغندر و کلم است!!!

    و امده*ام اینجا که فوق دکترای خود را در زمینه*ی ابیاری گیاهان دریایی دریافت بدارد و برگردم به وطن که دلم خیلی برای ننه*ام تنگ گردیده تا خدمت رسانی بنمایم !!

    از جوامع بین المللی تقاضا می*نمایند دنبال من نگردند! چون من اصلا گم نشده*ام!!!

    و به ننه***ام سلام میرسانم راستی حال خاله هیبت چطور است ؟!! بهش بگو ببخشید که من اینجا در حال تحصیلات تلفن هی قطع است و نمی*توانم زنگ بزنم و فقط لپ تاپ و اینترنت داریم ما اینجا که پیام ویدویی بدهیم !!!


    ویدئوی سوم :

    من شهرام امیری همان دانشمند و پرفسور و فضانورد و مخترع و کاشف تبعه*ی نظام مقدس جمهوری اسلامی می*باشد که الان به کمک گمنامان سرباز از دست تمام جاسوسان امریکای فرار کردم !!!

    و الان در یک محل امن که هر لحظه احتمال دارد دستگیر بشوم!! ولی لپ تاپ و اینترنت و دکور و صحنه و امپکس و نودال و نور و یوت یوب دارد!!!! این پیام را ضبط کردم فقط برای اینکه بگویم همان ویدیوی که صدا سیما نشان داد مثل بقیه*ی چیزهایی که نشان می*دهد راست است!!! .

    البته زمانی که صدا سیما اون ویدئو را نشان داد من در حال شکنجه و توی زندان امریکا بودم که نمیدانم چه جوری تلویزیون اینجا برنامه*های صدا سیما را هم نشان میدهد و من دیدم !!

    چون جای من خیلی امن است از ننه*ام تقاضا می*نماید اگر همین الن مرا زدند کشتن خوشحال بشود و به فک و فامیل و در و همسایه* بگوید که اصلا ناراحتی نکنند چون من در راه وطن شهید گردیده*ام و کلاً خیلی خوشحالم .

    در پایان از آقای حسین شریعت نداری که در تمام مراحل تهیه و تولید این ویدئو در ویرجینیای بند 209 بمن خیلی کمک کرد !! تشکر را می*نماید . و مکرو و مکر الله و خیلی ماکارونی دوست دارم !(نزن آقا جان ، نزن ، همه رو گفتم !!!!!! )

    =====================================

    عکس جالب از زمان ش اه و بوسه زدن اخوک های اون زمان بر دستان فرح!!



    ====================================

    [size=x-large] اختاپوس [/size]

    نظر به اینکه پای حیوانات اهلی و وحشی هم به پیش بینی مسابقات فوتبال باز شد ودر راستای اینکه هشت پای معروف که کلی هوادار پیدا کرده توانسته تا اینجا تمام بازیها رو درست پیش بینی کنه و به طور یقین ممکنه در اینده پای خرچنگ و غورباقه و یوزپلنگ هم به این مسابقات هم باز شه!



    ما در همین راستا به سراغ هشت پای معروف که اسمش اختاپوسه رفتیم و مصاحبه کوتاهی باش انجام دادیم که در ذیل میاد :

    سلام هشت پا ...سلام اختاپوس ..
    سلام به شما دوست عزیز و گرامی ...بفرمایین کاری داشتین؟

    والا اختاپوس جان مزاحمت شدیم چند تا سوال کنیم و یه چند تا پیش بینی برامون انجام بدی!!

    خرج داره ددادا!! ولی بفرما...به شرط اینکه از همدان چند تا صدف خوب برامون بفرستی

    هشت پا جان تو چطوری پیش بینی میکنی؟

    من به خاطر قوه الهی که دارم میتونم بفهمم کی به کیه!
    ولی در کل بخاطر همون غریزه ایه که خداوند در ما قرار داده...مگه نشنیدی وقتی میخواد زلزله بیاد پرنده ها سر وصدا میکنند..گوسفند و گاوها رم میکنند و...

    درسته...یعنی از قبلش تورو اموزش نمیدن که بری سراغ اون پرچمه مورد نظر!

    یعنی میگی تقلب؟؟ نه اصلان ...بابا ما که مثل شما ایرانیها نیستیم...همه چیمون رو با دروغ و تقلب و ریا پیش ببریم...بزار یه خاطره برات بگم...

    یه رفیقی داشتم به اسم اختاکو این رفیق ما تو کشور شما بدنبا اومده بود! دروغ میگفت برات مثل باقلوا!!! یه خالیهایی میبست که تاحالا تو هیچ دریایی ندیده بودم...بجایه هشت تا پا این دانشمنداتون شبیه سازیش کمرده بودن شده بود 180 پا!!!

    فکر کرده بودن همون گوسالهه هست!! حتی روزی که شبیه سازی شده بود رئیس مملکتتون اومده بود استقبالش ..نمیدونی چقدر ذوق میکرد ...میگفت من یه اختاکویی شده بودم که رئیس یه دولت باهام عکس یادگاری گرفت!!

    اختاپوس جان شما هم که مثل عصر جان همون عنکبوته گیر دادی به سیا...ست ..بابا ما اینجا روزی 600 بار بازخواست میشیم کلی کلنجار میریم ..مطالبمون رو پس و پیش میکنیم ...تازه اداره و نهاد های دولتی هم دنبالمونن اونوقت تو !

    ببین داداش خو.دت اومدی مصاحبه! مجبورت که نکردن...

    خوب حالا چند تا پیش بینی واسه ما بکن...

    به نظرت قهرمان ایران سال اینده کی میشه؟!

    راستش من قلبان استقلالیم ولی سپاهان امیر قلعه نویی رو خیلی دوست دارم...مثل اینکه سر قضیه خسرو حیدری با مسئولان استقلال رابطشون سیکیم خیاری شده!!! رو لیگ امسال شک ندارم استیل اذین یا پرسپولیس قهرمان میشه!!

    در مورد مسائل خارج از فوتبال هم میتونی پیش بینی کنی؟

    تا جایی که مخ یاری بده اره بزرگوار!!!!

    به نظرت رئی س جمهور بعدی ایران کیه؟

    یقین بدون سردار قال یباف گزینه اصلیه!

    به نظرت کی اول سرنگون میشه؟

    برای جوابت میفرستمت یه لینک رو ببینی چند ماه پیش انجام دادم !!! چون نمیخوام چیلچر بشین عکس رو لینکی بزارید...

    اینم عکس !!! : http://www.tisfoon.net/images/0uq4wrt9qs8mvjalhgk.jpg


    به نظرت امریکا به ما حمله میکنه!؟

    امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند!!
    ممکنه از کشورهای همسایه تهدید شید که مطمئنم با جوانان دلیر و بسیجیایه عشق شهادتی که دارین تو جنگ های جهانی هم پیروزید...اگه این دلاوران تو جنگ های صفین و قیام عاشورا بودن اسلام همیشه پیروز بود و دیگه شعار پیروزی خون بر شمشیر وجود نداشت...چون اون زمان با خونهایی که اینا میدادن شمشیر توان مقابله با خون نداشت!!

    به نظرت انجمن ما موفق میشه...

    اره انجمن خیلی خوبه ..خیلی امکانات بهش اضافه شده هر چند دیگه اون شور اولیه رو بخاطر ازدحام کاربران جدیدتر و نسلهای جدیتر رو هیچ وقت پیدا نخواهد کرد ولی خوب امیدوار باشید...

    به نظرت وقتی هامون ***** زبونم لال روم به دیوار یه ت ..ف اینور یه ت...ف اونور اگه خدای ناکرده از دنیا بره اینجا رو کی میچرخونه!!

    اخه تا نواده زادها موندن کسی دیگه میاد..خوب معلومه دیگه هامون در سن 79 سالگی دار فانی رو وداع میگه و پسرش حمید سوراخش دمید سکان اینجا رو در دست میگیره همون طور که اقا مجتبی بزرگوار جا پدرش سید علی رو تو ره ب ری میگیره!

    --------------

    میتونی یه پیش بینی از احوالات بچه ها و کاربران ما در اینده انجمن بکنی..مثلا 30 سال دیگه...

    اره حدود 30 سال بعد در چنین روزی انجمن عصرتون بعد از اینکه جایزه مقام اول اول پر بیننده ترین سایت جهانی رو بدست اورد...هامون به همراه تعدادی از مدیران جدید اون زمان مثل ytfthrddrr – juutytiuoiuiu- kop[[ire- kiop[hffc5748
    برای اجلاس سران اینترنت در میزگردی که در وین برگزار میشه حضور پیدا میکنه...

    البته حضور هامون در این مکان بخاطر دریافت لوح و رسم و یادبودیه که بخاطر ک>>ن گشادیش در این 30 ساله عمر انجمن بدست اورده! جالبه بعد از لوح های مختلف لوح گشادی هم به جرگه الباقی لوح ها پیوست!!!


    سینا دارک نایت نجاد هم بعد از 30 سال به کشور بازمیگرده و در فیلم بای سیکل ران حشمت مهاجرانی بازی میکنه!! البته سینا با یه دختر هلندی با ارایش غلیظ و بزک کرده میاد که همونجا اقا ننش از اصفهان بیرونش میکنن!!! میگن برو همونجا که بودی ایکبیری!!!


    کیومرث بعد از اینکه 30 دوره لیگ برتر و 7 دوره جام جهانی و جامهای مختلف رو برگزار میکنه مدام تاریخ انقضای خودش رو تو امضاش میزنه و میگه بهار 1419 خداحافظی من با انجمن ..تا اون موقع یه حدود 500 بار با وانت اقاش چپ میکنه ولی هیچیش نمیشه... اون زمان بخاطر گاز نمیره بلکه بخاطر اب میره! چون اب هم سهمیه بندی میشه!!
    ایشون در مسابقات بین المللی شطرنج بعد از 127 بار شرکت بالاخره موفق میشه تو 50 نفر نفر 15 هم بشه!! 2 سال بعد هم با سارا خوش جمال فکری شرنج باز ماهر دختر پیمان زناشویی میبنده!!!


    هادی دالتون هم در چنین روزی دکترای افتخار رو از دانشگاه جاپون میگیره...و موفق به اخذ انواع و اقسام مدارک سطح بالای کامپیوتر میشه هرچند تو جواب دادن به مشکلات کامپیوتری ابوالفضل هنوزم عاجزه!!!


    گلدبرگ زه من هم میره دختر خاله گلدبرگ اصلیه رو به صیغه در میاره..ولی با اینکه باهاش فامیل همچنان اون تاپیک سوال از شما جواب از گلدبرگ رو اداره میکنه!! ضمن اینکه ایشون بالاخره بعد از 30 سال فعالیت مثمر ثمر در انجمن مدیر میشه!!!!


    حامد تو چنین روزی برای 657797654646646 با یکی از کاربران انجمن دعواش میشه و طرف رو 4 روز بن میکنه...و برای 30 امین بار در پست معاون کل ابقا و استفعا داده میشه!!! و همچنان ادعا میکنه که پشیزی براش ارزش نداره!!


    مرتضی گاد فادر که مدتیه غیبش زده بعد از 30 سال پیداش میشه و ادعا میکنه که برادرانش اورو درون یه جوب اب انداختن و قصد کشتنش رو داشتن که ماموران شهرداری از اونجا پیداش میکنن و 30 سال در حوزه های علمیه مشغول... !!


    کاربر Rk odeبعد از اینکه تو یه نزاع دسته جمعی با همون جاقو ضامن دارش که سر گوسفند رو هم نمیبره موفق میشه یه جوونی به نام وصال از قدیمی های انجمن که به گفته خودش اگه روزی 5 دفعه کف دستی یا 21 نزنه خوابش نمیبره رو سر یه مسئله ناموسی به قتل میرسونه 30 سال بعد از طرف خانواده مقتول مورد بخشش قرار میگیره و به اغئوش خونواده برمیگرده..


    ساسان کاراگاه بعد از 30 سال هنوز که هنوزه داره عکس میزاره و تقریبان تمامی بخشهای انجمن رو میچرخونه و نمیزاره هیچ جا خواب بمونه و یکی از پر فعالیتر ترین بچه ها است و از 24 ساعت شبانه روز 25 ساعتشو انلاینه !!! ولی کماکان با تمام این اوصاف هنوز هم تو همون سمت مدیریت گالریش مونده!!!!!!!!!! ایشون چون معمولان حزب باده در ادوار جام های مختلف پونصد بار تیمهای مورد علاقشو عوض میکنه!!!


    ارمان و پویا این 2ناقلا موفق با اخذ مدارک تحصیلی بالا میشن ولی عرفان دوست اینها هنوز هم داره تو انجمن از بچه ها خواهش میکنه براش دعا کنن تو 30 امین کنکوری که داره میده قبول بشه انشا...!!!!! ارمان بعد از اینکه 3 بار ناظم میشه مدیر میشه بالاخره استفعا میده ...


    کاربر محمودتیکر یکی از کاربران قدیمی و کم حرف انجمن هم بعد از 30 سال تو مسابقات اسیایی قهرمان وزن 50 کیلو میشه ولی کماکان تو امضاش میگه تنها افتخارش تو زندگی اینه که عضو تیم کاراته کشوره!!!!


    بهمن اوقنیه در چنین سالی بعد از بدنیا اومدن دخترش جسی!! برای تفریح اون رو به همراه خانم والده به کانادا میبره تا کنسرت زنده متالیکا رو ببینه!! با تمام گرفتاریها و دل مشغولیهایی که تو مغازش با صفر و عزت جاکلیدی داره ولی همچنان یکی از اسپرمهای اصلیه انجمن و خصوصان اسراره ورجنه 78 هه !!!


    معین رایپر معروف به سی دی فروش هم بعد از اینکه در سال 1396 توسط مقامات ارشاد به خاطر کپی فیلمهای مستهجن و خراب کردن روحیه جوانان انقلابی به کهریزک انتقال داده میشه.بعد از محاکمه و شکنجه های بسیار لب به اعتراف میگشوده و میگه که امریکا اونو اغفال کرده بود!!! و فروش سی دی های بد بهتر از لاست و ماست و خواست بود!!!


    بهنام قبرسی بعد از 30 سال هنوز که هنوز همون شغل شریف ابمیوه گیری رو داره و مدام از دست ساندیس صلواتی ها و رانی ها گله میکنه که بازار اورو خراب کردن...بهنام علاوه بر اون شبها بعد از اتمام کار از ساعت 12 تا صبح با پیکان مدل 57 ش در خیابانها مسافر کشی میکنه ...


    در سال 1419 بیست مین مراسم بزرگداشت شهدای فت نه انجمن اقایان ارمین 13 و ابوالفضل و ... در قبرستان انجمن( از جمله بخش های جدید انجمن عصر!!!!!) برگزار میشه...این 2 نفر طلحه و زبیر انجمن بودن که شکر خدا خیلی زود به سزای اعمالشان رسیدند و اعدام شدن!!


    مجید مین اونت بعد از 30 سال برای 90مین بار با شایان اسومه سر تی ان ا و اریک بیشاف دعواش میشه و هرکدوم 2 روز قهر میکنن ساسان فردا برشون میگردونه!!!

    پویا پینکود برای 200 مین بار تو اسرار یک پست میده میگه من برگشتم و 2 ماه به ماه دوباره از نو همون پست رو کپی پیست میکنه میگه من برگشتم!!!

    مستر کارتر طبق سنت هرساله خودش در رسترمنیا 56 بعد از اینکه اخبار لایو رو میزاره اعلام خداحافظی و حلالیت میکنه ولی به طور اتوماتیک 2 روز بعد وارد میشه !!

    رسول توف خز ترین نام کاربری سایت برای 113234467 بار یوزر خودش رو عوض میکنه!!


    داوود مرد من یکی از قدیمی های انجمن بعد از 30 سال به انجمن بازمیگرده و میگه من تو این 30 سال در امریکا کنار همون خبرنگاره بودم که اخبار رو فقط واسه من میفرستاد!!!! ایشون سنت ها و حرکاتهای اختصاصی انحصاری انتشابی اختیاری خودش رو دوباره شروع میکنه و ادعا میکنه که با هامون چایی شیرین نخورده!!


    .پس فردا بهنام و حامد میان تمام حرفاشو تکذیب میکنن و میگن او مثل سگ دروغ میگه !! ما هنوز سر مجله ازش داغ داریم!!


    ابراهیم بلاک شده دائم الخمر انجمن بعد از 30 سال همزمان با روز ازاد سازی انجمن با اغوش انجمن بازمیگرده و ادعا میکنه که با هامون از اولش هم مشکلی نداشت!!


    امید تیکر که به جرگه افراد بزهکار جامعه پیوسته در یک عملیات والفجری توسط سربازان گمنام امام زمان خودش و دوستاش خصوصان اون سیبیلوهه دستگیر میشن!! او خطاب به یکی از گمنام ها میگه عجب لبی داری!!!


    حمید بنوا به همراه شایان ار گمشده انجمن و عشق من!! و زه گریتون بعد از 30 سال شرکت در کلاسهای ناشنوایان و نازبانان موفق با اخذ دیپلم لالیالیسم میشن و زبان باز میکنن در انجمن!


    ضمنن شایان ار (باشایان تی سی ار اشتباه نشه) موفق میشه در سال 1419 بهنام رو از پشت به زمین بخوابونه و تق اورو بزنه!! که این تق زدن باعث بوجود اومدن جراحاتی در ناحیه تناسلی بیضوی بهنام میشه...
    داش بهنام شرمندت شما سوجه میدید دست من!!!

    واییییییییییییی اختاپوس خفمون کردی گفتیم مصاحبه کوچیک این کوچیک بود؟!!
    دستت درد نکنه ممککنه بعدان بازم مزاحمت شم...کار نداری

    نه عزیز به همه بروبچ سلام برسون بگم منم بزودی میام تو عصرتون عضو میشم اخه دنبال دانلود چند تا برنامه چیلچر شکنم!!

    ===================================

    دیگران نگران چاقی نباشید!!
    برای درمان فقط به اوین مراجعه کنید!!!!
    اقای پالیز دار قبل از عمل
    http://gdb.rferl.org/8A74A4D4-C1A4-4857-8EF1-2D772B36FCC7_mw800_mh600_s.jpg

    بعد از عمل

    چه میکنه این کلینیک لاغری اوین !!!

    ======================================

    بعد از حذف ارجانتین تیم محبوبمون از جام به سراغ چند تا از مربیان و کارشناسان وطنی رفتیم و نظراتشونو خواستیم...


    علی پروین :
    ... بابا ما که قبلان به این دیگویه خار....گفته بودیم بیا تو کلاسای من شرکت کن بی ... تا ادب معاشرت یادت بدم اخه چقدر احمقی توله سگ .... با تمام این اوصاف به نظر من معدنچی مادر... از مارادونای خار... بیشتر مقصره تو حذف ارجانتین ک...!! مربی فقط دلبوسکه ...ننشو من ... !!


    ناصر حجازی :
    مشکلی نیست هواداران ارجانتین مطمئن باشن تیمشون تو جام جهانی از رده 13 پایینتر نمیره!!! شما شک نکنید 4 تا از بازیکنایه تیم از قصد بازی نکردن تا مارادونا رو خراب کنند!!! ای کاش مارادونا رو سرلوحه خودم قرار نمیدادم اون با اینکه 100 نوع مخدر مصرف کرد هیچیش نشد !! اونوقت من بخاطر 4 بس سرطان گرفتم!!!

    غلام پیروانی :
    گر حکم شود که مست گیرند! در جام حهانی دیگو گیرند! من اگه جای اقای مارادونا بودم 4 تا جک و جوون رو بازی میدادم خایشم میبوسیدم!!! باید قبول کنیم بضاعت ارجانتین در همین حده!!! امکانات کمه! حقوق هم که نمیدن!! اما احمدی نجاد بهم قول داد مجسمه منو بسازه بزارن پردیس ..بعد بیان بدزدنش!!!

    علی دایی :
    خیلی ببخشید خیلی ببخشید !! بگولی من مصاحبه نمیکنم!!! ما نباختیم ...به کسی هم مربوط نیست!!!

    امیر قلعه نویی:
    ببین بزرگوار!!! بازی بازی خوبی بود ولی نمیدونم چرا اصلان دو نیمه متفاوت نداشت!!! من امریکا بودم و بازی رو خوب ندیدم..اما تو اومدن خسرو به استقلال من بی گناهم ...سالی که اومدم مظلومی تیم رو از بازیکن تهی کرد!!!

    محمد مایلی کهن:

    بسمه*تعالی
    مردم عزیز، قهرمان و دوست داشتنی المان سربلند این روزها پس از بازی شرافتمندانه ای که تیم المان با جوانان برومند و شایسته اش برابر رقیبان خود انجام داد و به اذعان همه! صرفا به ارایه یه بازی با برنامه، کاملا جوانمردانه و پاک پرداخت؛ اما متاسفانه هم به هنگام مسابقه و هم طی روزهای اخیر مورد هجوم ناجوانمردانه ترین الفاظ قرار گرفت...

    به همین منظور به این اقایان کوتوله (مارادونا) و عوام فریب (کل یوم سیلسته) که حتی فاقد مدرک تحصیلی برای گروهبان قندلی شدن هستند می*گویم که از گل دقیقه 3 مولر و پیامی که آن گل به پهنای المان عزیز اسلامی داشته پند گرفته و هر چه سریعتر دست از دلقک بازی برداشته و از کارهای ناصواب و عوام فریبی دست بردارند. یادشان نرود که چه ها کشیدند و مصرف کردند!!!

    این مطلب شامل حال گنده باقالی*هایی که به عنوان نوچه در کنار این آدم کوتوله هستند نیز می*شود.!!!

    فیروز کریمی :

    هر دو تیم خوب بازی کردن و با برنامه بودن...حتمان باید یه چند تا از بازیکناشون رو بیارم تو تیمام تا درصدی باشون کار کنم!! باید جام جهانی رو از وجود مربیان دلال پاک کرد!! من اگه جای بلاتر بودم اقای عزیز محمدی رو میکردم!! رئیس کل جام جهانی!!! اگه مارادونا کت شانسش رو میپوشید نمیباخت!!! در ضمن منو و مارادونا از بچگی تیله بازی میکردیم!!!

    علی کفاشیان:
    به نظر من فرانسه خیلی خوب بازی کرد! اگه اونا از مسعود اوزیل تو ترکیبشون استفاده میکردن صد در صد شیرین فراز کرمانشاه رو شکست میدادن!!! در ضمن ما به دایی بدهکار نیستیم!!!


    اکبر میثاقیان: مارادونا باید به جای ناراحتیش با بطری آب معدنی مسی و ته وز را توی زمین دنبال می کرد که کتکشان بزند و شوک وارد کند برای بازی های بعد!اگه من بودم با دو تا کشیده شوک های خوبی بشون میدادم...ولی پنالتی مسلم رو نگرفت!!


    افشین قطبی: ما(ارجانتین منظورشه) محشر بودیم، با قلب شیر اومدیم تو زمین، چهار دقیقه بین المللی بازی کردیم. وقتی هیگواین از داگ هوس اومد بیرون من فکر می کردم می تونه نتیجه رو چینج کنه ولی نشد، من داشتم کریزی می شدم،
    شما چی بهش می گین؟ اوه! بله! دیوونه دیوونه! دیوونه شو، دیوونه!!


    =======================================


    کرم مرتضی علی . یه آدم که واسه شرفش خیلی کشیده.. وجدانش بالاتر از این چیزهاست که باد هواست.. ...

    سلامتیه سه تن.. ناموس و رفیق و وطن..

    سلامتیه سه نفر.. زندونی و سرباز وبی وطن..

    سلامتیه باغبونی که زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره... سلامتیه آزادی..

    سلامتیه زندونی های بی ملاقاتی...

    ... سلامتیه گاو که نگفت من گفت ماااااا

    سلامتیه بچه های بامرام انجمن عصر ....

    یا علی....

  10. Top | #80

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    1,349
    تشکر شده 2,384 بار در 298 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    440 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    از این که گفتی دوربین گرفتی 800 تومن, منظورت فیلم بردار هست؟

    چند سال پیش یکی از اشنایان ما یه کاری کرد که خیلی به دلم نشست. طرف دید که پول یه دوربین خوب و عالی, نصف پول یه عکاس و فیلمبردار می شه. برای همین رفت خودش یه دوربین گرفت, داد به یکی از دوستاش که خوب عکس می گرفت (البته فکر می کنم که رشته ش عکاسی بود) عکس بگیره. انصافاً عکس هاش هم خوب شده بود.
    گفتم بگم, شاید کمکی بکنه. اخه 1 کو سیصد واسه عکس و فیلم یه شب واقعاً زوره. البته من اصلاً نه از تورم توی ایران خبر دارم, نه از مخارج این جور چیز ها... ولی اگر جدی خرج ها این قدر بالا باشه, عمراً زن نگیریم (حالا کی به ما زن می ده).


    از اختاپوس به خاطر مصاحبه ش تشکر کن. واقعاً خاطرات برام زنده شد... اصلاً ابراهیم رو به کل یادم رفته بود... یاد اون زمان ها به خیر! ابولفضل می یومد از پیچوندن مدرسه می گفت, الان از مخارج عروسی. وقتی فکرش رو می کنم که الان چند سالمه, واقعاً دلم می گیره. پیش خودم می گم, نگا عمر چه زود داره می گزره...
    امیدوارم همه عاقبت به خیر شیم!


    ممنون.
    موفق باشین.

صفحه 8 از 58 نخستنخست ... 67891018 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. گاهنامه وزین عصر ایران.....داغ(شماره جدید منتشر شد)
    توسط Ғ Д † Д Ł β در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: 02-10-2011, 07:32 PM
  2. آغاز بارش برف در تهران از عصر فردا
    توسط H H H در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-01-2011, 08:40 PM
  3. "عصر جمعه" آذرماه روی پرده می*رود
    توسط AĦӍẪÐƦÉȤA در انجمن سينمای ايران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-08-2010, 12:48 PM
  4. چند رمز از بازی عصر خدایان (عصر افسانه ها)
    توسط Captain.Rey در انجمن کامپیوتر ( PC )
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 06-15-2007, 01:28 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد