بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 25

موضوع: جامع ترین اطلاعات در مورد سریال Game Of Thrones،هرآنچه که باید در مورد نغمه آتش و یخ بدانید اینجاست

  1. Top | #1

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    32335
    سن
    28
    نوشته ها
    695
    تشکر
    4,734
    تشکر شده 5,566 بار در 659 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1084 Thread(s)

    پیش فرض جامع ترین اطلاعات در مورد سریال Game Of Thrones،هرآنچه که باید در مورد نغمه آتش و یخ بدانید اینجاست

    همانطور که اطلاع دارید سریال پرطرفدار و محبوب بازی تاج و تخت پس از 5 فصل همچنان یکی از جذاب ترین و پیچیده ترین مجموعه های تلویزیونی میباشد.سریالی که داستان پر رمز و راز رقابت چند خاندان برای رسیدن به قدرت را روایت میکند..روایتی متفاوت از شطرنج خون آلود قدرت.این مجموعه پرطرفدار بر اساس سری کتاب های Song Of Fire & Ice نوشته جرج آر.آر مارتین به تصیر کشیده شده.نگارش کتاب هنوز تمام نشده، و بنا به خواست شخص نویسنده،سریال و کتاب هردو در یک مرحله داستانی قرار دارند.اما ظرفیت بالای داستانی،تعدد کارارکترها،بزرگی محل وقوع حوادث و پیچیدگی داستان موجب شد تا دست به گرداوری کامل ترین دایره المعارف در مورد این داستان محبوب بزنیم.در این تایپک قرار است در مورد موارد زیر در هر پست جداگانه توضیحی کامل داده شود:









    خاندان ها: ( داستان به قدرت رسیدن آنها در مناطق 7 گانه،اعضای خانواده،تاثیر آنها بر داستان و..)
    جغرافیا: (توضیحاتی جامع در مورد سه قاره موجود،برسی شامل و جنوب، برسی وستروس،)
    تاریخچه وستروس
    توضیحات کامل در مورد کاراکتر ها و حوادث رخ داده بر آنها در طول داستان
    برسی دقیق افسانه وایت واکر
    برسی میزان موفقیت داستان
    مروری بر میزان محبوبیت سریال، موفقیت آن در فصل جوایز،استقبال از آن در ملل مخلفت
    پیش بینی در مورد اتفاقات فصول بعدی بر اساس سرنخ های داستانی
    مصاحبه با خالقان سریال ،مصاحبه با نویسنده و مصاحبه با رامین جوادی آهنگ ساز مجموعه




    (اگر از حوادث رخ داده در طی این 5 فصل بی اطلاع هستید نگران نباشید.چون تمامی پست ها و مطالب دارای اسپویل داستانی نیستند.و پست هایی که حاوی اسپویل باشند در ابتدای مطلب مشخص خواهند گردید)


    خالقان سریال : دیوید بنیوف ، دی.بی.وایز
    برمبنای کتاب نغمه آتـش و یخ نوشته جرج آَر.آر مارتین
    هر فصل شامل ده اپیزود 50 تا 60 دقیقه ای است.پخش از شبکه اچ بی او
    تا کنون 5 فصل پخش شده و قرار است تا در اردیبهشت ماه سال 1395 فصل ششم آغاز گردد.





    تاپیک به طور مرتب آپ خواهد شد.
    ممنون از توجه شما
    18 کاربر مقابل از LONE WOLF عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), DEAD MAN (12-09-2015), Dark Passenger (12-08-2015), Dash.Hossein (12-06-2015), Django (12-06-2015), El Niño (12-09-2015), Hamid (12-06-2015), J B L (12-06-2015), Naser (12-06-2015), S i n a (12-06-2015), SHAHIN (12-06-2015), Saadat (12-06-2015), TARANTULA (12-09-2015), The Fallen (12-06-2015), The Shadow (12-08-2015), mahdy77 (12-06-2015), mulove (12-08-2015), Ғ Д † Д Ł β (12-11-2015)
    امضای ایشان

  2. Top | #2

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    32335
    سن
    28
    نوشته ها
    695
    تشکر
    4,734
    تشکر شده 5,566 بار در 659 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1084 Thread(s)

    پیش فرض






    آشنایی کوتاه با تاریخ سه قاره:

    جهانی که تمامی حوادث در آن رخ میدههند با نام known world ( دنیای شناخته شده) معرفی میشود..سیاره ای که تنها 3 قاره دارد.

    قاره غربی(سرزمینی که هفت اقلیم در آن قرار دارند و تنها سرزمینی است که حکمران دارد) که بنام وستروس (westros) شناخته میشود.

    قاره شرقی که به نام اسوس(essos) شناخت میود و پهناور ترین قاره موجود در جهان است و هیچ حکومت مرکزی در آن وجود ندارد و شهرها تحت حکومت خود مختار رهبری میشوند.

    قاره جنوبی که با نام سوتوریوس (sothoryos) شناخته میشود.سرزمینی وحشی که دارای تعداد کمی سکنه است.تعداد شهر هایش به انگشتان یک دست هم نمیرسند.با این حال آب و هوای به شدت گرم و شرجی دارد.

    جزیره بزرگ ulthos هم که در جنوب شرقی جهان قرار دارد بخشی از ایسوس به حساب می آید.سرزمینی کوهستانی که ساکنین کمی دارد و تنها یک شهر در این قاره وجود دارد
    جزایر تابستان( summer islands) هم در جنوب غربی جهان قرار دارند و آنها نیز تحت رهبری حکومت خود مختار قرار دارند.


    نکته مهم: فصول در جهان شناخته شده شامل زمستان و تابستان میشود.فقط دو فصل.فصل تابستان فصلی شاد و مفرح و جذاب و زیبا است.که در ان هیچ گونه مشکلی بابت غذا و یا بدی اب و هوا وجود ندارد.اما فصل زمستان فصلی تاریک .سرد.وحشتناک و کشنده است که در این فصل هیچ چیزی برای خوردن پیدا نمیشود و تمامی محصولات از بین میروند.و در همین فصل است که موجودات ترسناک و وحشت افرین دوباره قدرت حیات میابند.



    تاریخ کامل وستروس : بخش اول

    (دوستان تصمیم دارم تا قبل از برسی سریال و جزئیاتش در سه بخش تاریخ وستروس رو مرور کنیم تا اگاهی بیشتری از حوادث رخ داده در اینده داشته باشیم.)


    Westros :

    ( لازم به ذکر است نویسندگان مبدا تاریخ وستروس رو نبرد اگان تارگریان میدانند.پس وقایع قبل از آن علامت منفی خواهد خورد)

    Spoiler: show







    -12000
    همانطور که پیش تر گفته شد وستروس محل اصلی حوادث و اتفاقات داستان است.وستروس در آغاز محل زندگی موجودات جادویی و کوتاه قامتی به نام children که انها را فرزندان جنگل هم مینامند بوده..همچنین تعداد زیادی غول و موجود عجیب الخلقه دیگر هم در این قاره زندگی میکردند.سپس انسان های نخستین( مدرکی موجود نیست که بتواند نشان دهد انسان های نخستین حیات خود را از کدام قاره آغاز کردند) تصمیم به حمله و تصاحب وستروس گرفتند.در آن زمان باریکه راهی بود که میتوانست ایسوس را از طریق خشکی به وستروس متصل کند.پس از ماه ها جنگ فرزندان جنگل تصمیم به تخریب این باریکه راه از طریق جادو گرفتند.این راه ارتباطی با موفقیت تکه تکه شد.بقایای آن را امروزه با نام جزایر step stones میشناسیم. اما اینکار فایده چندانی نداشت.زیرا انسان های نخستین علاوه بر کثرت نفرات در جنگاوری نیز ماهر تر بودند و به مرور زمان پیشرفت چشمگیری در جنگاوری آنها حاصل آمد.پس در نتیجه انسان های نخستین با گذشت زمان در سراسر وستروس پراکنده شدند و قلمرو های بسیاری را تشکیل دادند
    دوهزار سال پس از این حادثه طرفین جنگ حاضر به امضای صلح نامه بین خود شدند.مفاد این معاهده به این صورت بود:
    تمامی عراضی جنگلی وستروس تحت مالکیت فرزندان جنگل قرار خواهد گرفت.و عراضی دیگر که شامل مناطق کوهستانی،برفی،بیابانی و تمامی مناطق خالی از هرگونه جنگل میشود تحت مالکیت نخستین انسان ها قرار خواهد گرفت.
    توهین به مقدسات طرفین به هر نحوی ممنوع و دارای مجازات است.
    در صورت ارتکاب جرم در عراضی تحت تملک دیگری، شخص مجرم باید با قانون آن منطقه مجازات شود.
    زندگی دو گونه متفاوت در کنار یکدیگر در عراضی تحت تملک طرفین مانعی ندارد.

    به واسطه نزدیکی انسان های نخستین و فرزندان جنگل در همین دوران بود که انسان های نخستین کم کم به سوی خدای جنگل کشیده شدند و او را خدای اصلی خود دانسته و شروع به پرستش او کردند.
    در همین دوران بود که خاندان های اصیل وستروس بنیان نهاده شدند.براندون معمار خاندان استارک را بنیان نهاد، لن زیرک خاندان لنیستر را بنیان نهاده و..


    Spoiler: show





    دو هزار سال بعد طولانی ترین زمستان تاریخ وستروس اغاز شد.آدر ها موجودات قدرتمند و ترسناکی هستند که توانایی هدایت مردگان و به واسطه ان تبدیل انها به یک ماشین کشتار را دارند.آدرها تقریبا شبیه انسان ها هستند منتها پوست انها از جنس یخ است و به شدت نیرو مند هستند.در همین مدت بود که ادرها و لشکر مردگانشان به وستروس حمله کردند.نبردی طولانی و خون بار شکل گرفت اما در نهایت به واسطه اتحاد بین فرزندان جنگل و انسان های نخستین انها توانستند لشکر مردگان را به همان جایی که از ان امده بودند( سرزمین های lands of always winter ،سرزمین های همیشه زمستانی) برگردانند.در این نبرد بود که فرزندان جنگل تیغه هایی با نام شیشه اژدها را برای کشتن ادر ها به کار گرفتن.سپاه متحدین توسط قهرمانی بزرگ با نام ازور اهای رهبری میشد.او صاحب شمشیر اتشین و شعله ور light bringer ( اورنده روشنایی)بوده است.
    پس پایان نبرد براندون معمار با همراهی غول ها و نخستین و انسانها و فرزندان جنگل (دیوار) را میسازند.دیواری بزرگ که real north(شمال واقعی) را از شمال جدا میکند.دیواری عظیم از جنس یخ و جادوی کهن.محافظین این دیوار را night watch یا همان نگهبانان شب گویند.وظیفه اصلی دیوار حفظ وستروس از خطرات احتمالی سرزمین های ان سوی دیوار است.در همین دوران براندون معمار در فاصله نسبتا کمی از دیوار قلعه وینترفل را میسازد و به عنوان ولین شاه شمال شناخته میشود.
    چندسال بعد فرمانده نایتز واچ سوگند خودش رو شکست(نگهبانان شب قسم یاد میکنند ازدواج نکنند.بچه دار نشوند و هیچ ** خلاف دستورات فرمانده عمل نکنند.در صورت شکستن سوگند اونها محکوم به مرگ میشن)و عاشق زنی در سرزمین آنسوی دیوار شد.این فرمانده از زیردستان خودش یه سپاه ساخت و نامش رو پادشاهی شب گزاشت.اونها سدت به قیام بزرگی زدن و قصد داشتن پادشاهی ان سوی دیوار و پادشاهی شمال رو سرنگون کنند و هردو این قلمرو رو هارو تحت کنترل خودشون در بیارن.اما در نهایت با اتحاد استارک ها و جورامون(پادشاه انسوی دیوار)پادشاهی شب شکست میخوره و تک تک نفرات اعدام میشوند.




    پایان بخش اول.
    ویرایش توسط LONE WOLF : 12-09-2015 در ساعت 08:28 AM
    19 کاربر مقابل از LONE WOLF عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), DEAD MAN (12-09-2015), Dash.Hossein (12-06-2015), Django (12-06-2015), El Niño (12-09-2015), Hamid (12-06-2015), J B L (12-06-2015), MHDRF (05-21-2016), Naser (12-06-2015), S i n a (12-06-2015), SHAHIN (12-08-2015), Saadat (12-06-2015), TARANTULA (12-09-2015), The Fallen (12-06-2015), The Shadow (12-08-2015), mahdy77 (12-06-2015), mulove (12-08-2015), phenome (12-06-2015), Ғ Д † Д Ł β (12-11-2015)
    امضای ایشان

  3. Top | #3

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    May 2011
    شماره عضویت
    26697
    نوشته ها
    393
    تشکر
    9,808
    تشکر شده 1,388 بار در 385 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1008 Thread(s)

    پیش فرض

    عالی بود از اول اول شروع کردید خیلی کار سختیه و ادامه دادنش واقعا پشت کار و حوصله میخواد که امیدوارم جفتشونو داشته باشی یه تاپیک عالی و فوق العاده دوست داشتنی میشه

    سوالی که همیشه برای من بوده این وایت واکرها (ادر) چطوری بوجود اومدن ویروس بوده یا تغییر ژنتیکی چون دوستانی که سریال رو ندیدن نمیدونن که چی میگم حقیقتش منم از شعار خاندان استارک خسته شده بودم همیشه از فصل اول تا اخر فصل پنجم دائما اون شعار تکرار شد تا اینکه به چشم دیدیم که اون شعار به واقعیت تبدیل شد که خودت میدونی چه اتفاقی افتاد

    دلیل بوجود اومدن اون ادرها چیه ؟
    چون سمت و سوق داستان داره به سمتی میره که اون ها نقششون از گذشته هم پررنگتر میشه

    ممنون بابت تاپیک بی نهایت جذابی که زدی
    ویرایش توسط phenome : 12-06-2015 در ساعت 01:23 PM
    9 کاربر مقابل از phenome عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), Django (12-06-2015), LONE WOLF (12-06-2015), SHAHIN (12-08-2015), Saadat (12-06-2015), TARANTULA (12-09-2015), The Fallen (12-06-2015), mahdy77 (12-06-2015), mulove (12-08-2015)
    امضای ایشان

  4. Top | #4

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2015
    شماره عضویت
    43914
    نوشته ها
    265
    تشکر
    726
    تشکر شده 838 بار در 238 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    660 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط phenome نمایش پست ها
    عالی بود از اول اول شروع کردید خیلی کار سختیه و ادامه دادنش واقعا پشت کار و حوصله میخواد که امیدوارم جفتشونو داشته باشی یه تاپیک عالی و فوق العاده دوست داشتنی میشه

    سوالی که همیشه برای من بوده این وایت واکرها (ادر) چطوری بوجود اومدن ویروس بوده یا تغییر ژنتیکی چون دوستانی که سریال رو ندیدن نمیدونن که چی میگم حقیقتش منم از شعار خاندان استارک خسته شده بودم همیشه از فصل اول تا اخر فصل پنجم دائما اون شعار تکرار شد تا اینکه به چشم دیدیم که اون شعار به واقعیت تبدیل شد که خودت میدونی چه اتفاقی افتاد

    دلیل بوجود اومدن اون ادرها چیه ؟
    چون سمت و سوق داستان داره به سمتی میره که اون ها نقششون از گذشته هم پررنگتر میشه

    ممنون بابت تاپیک بی نهایت جذابی که زدی
    ویروس که نیست همونطور که توی سریال نشون میده حالا دقیق یادم نیست به وجود اومدن نسل اولشون افسانه ست ولی همونطور که در طول فیلم دیدید با احیای مردگان ادامه نسل میدن.
    7 کاربر مقابل از Saadat عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), Django (12-08-2015), LONE WOLF (12-08-2015), SHAHIN (12-08-2015), TARANTULA (12-09-2015), The Fallen (12-08-2015), mulove (12-08-2015)
    امضای ایشان

  5. Top | #5

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضویت
    44049
    سن
    34
    نوشته ها
    611
    تشکر
    11,254
    تشکر شده 4,514 بار در 614 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    753 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط phenome نمایش پست ها
    عالی بود از اول اول شروع کردید خیلی کار سختیه و ادامه دادنش واقعا پشت کار و حوصله میخواد که امیدوارم جفتشونو داشته باشی یه تاپیک عالی و فوق العاده دوست داشتنی میشه

    سوالی که همیشه برای من بوده این وایت واکرها (ادر) چطوری بوجود اومدن ویروس بوده یا تغییر ژنتیکی چون دوستانی که سریال رو ندیدن نمیدونن که چی میگم حقیقتش منم از شعار خاندان استارک خسته شده بودم همیشه از فصل اول تا اخر فصل پنجم دائما اون شعار تکرار شد تا اینکه به چشم دیدیم که اون شعار به واقعیت تبدیل شد که خودت میدونی چه اتفاقی افتاد

    دلیل بوجود اومدن اون ادرها چیه ؟
    چون سمت و سوق داستان داره به سمتی میره که اون ها نقششون از گذشته هم پررنگتر میشه

    ممنون بابت تاپیک بی نهایت جذابی که زدی


    داداش در مورد وایت واکر ها من یه اطلاعات بدست اوردم (تو یکی از منبایع خارجی) اما دونستنش میتونه باعث اسپویل شدن فصل های بعد سریال بشه. ( گفته شده تو یکی از قسمت های اینده ی سریال در موردشون صحبت میشه )
    7 کاربر مقابل از The Fallen عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), Django (12-08-2015), LONE WOLF (12-08-2015), SHAHIN (12-08-2015), Saadat (12-08-2015), TARANTULA (12-09-2015), mulove (12-08-2015)
    امضای ایشان




  6. Top | #6

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    32335
    سن
    28
    نوشته ها
    695
    تشکر
    4,734
    تشکر شده 5,566 بار در 659 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1084 Thread(s)

    پیش فرض







    (ترجمه اختصاصی)



    در ابتدا بنا به درخواست دوستان در مورد چگونگی خلق وایت واکر ها و آدر ها توضیح میدم.
    چون در داستان اصلی به درستی به این مسئله اشاره نشده به مانند داستان انسان های نخستین روایات متفاوتی ازش وجود داره..اما معتبر ترین اون روایت ها اینه که:

    خداوندگار نور (lord of light) تصمیم داره که مردم رو متوجه حضور خودش کنه و اونهارو به سم پرستش از خودش بخونه..اما مردم شمالی وستروس به سمت خدای جنگلی گرایش پیدا میکنن.پس خداوندگار نور تصمیم میگیره اونهارو به سختی مجازات کنه.پس موجودات کریه المنظر قدرتمند رو خلق میکنه با نام آدر.موجوداتی که شکل انسان دارن اما پوست اونها از جنس یخه و چشمانشون هم کریستالیه..در واقع مردگانی هستن که دوباره قدرت حیات پیدا کردن اما مستقیما از سوی خداوند نور..موی سرشون هم اکثر سفیده.همونطور که میدونید قدرت اصلی خداوندگار نورد در بازگرداندن مرده هاست.آدرها هم همین قدرت رو دارن اما اونها فقط جسم رو برمیگردونن و از مرده ها گلادیاتور میسازن..آدرها بنا به فرمان خداوندگار نور به مردم شمالی حمله میکنن..ولی همه چیز طبق برنامه پیش نمیره و فرمانده آدرها(پادشاه تاریکی)تصمیم میگیره تا قلمرو خودش رو گسترش بده پس به کل وستروس حمله میکنه..خداوند نور که حالا سرپیچی مخلوقاتش رو دیده صمیم میگیره تا به مردم ا ایمان وستروس کمک کنه..پس به خواب یکی از بندگان مومنش به نام (آزور آهای) میاد و طریق دستیابی اون به شمشیر شعله رو رو توضیح میده..همچنین امکان دستیابی به دراگون بیلد یا همون شمشیر اژدها رو هم بهشون در خواب یاد میده..در نتیجه وایت واکر ها شکست میخورن و دین خداوند نور گسترش پیدا میکنه..

    نکته مهم:دوستان این یکی از چندین روایت موجود بود که استناد بیشتری داره..بنابراین اگر در سریال یا داستان طوری دیگری روایت شد بدونید که شخص جرج مارتین تصمیم گرفته تا داستان به صورت شخصی روایت کنه.




    تاریخ کامل وستروس : بخش دوم



    پس از اینکه ساکنین وستروس آدرها و وایت واکر هارو شکست میدن تا چندین سال اوضاع خوبی بر وستروس حاکم میشه..شورش پادشاه شب و شکل گیری فرقه قاتلین هم مشکل بزرگی نشون نمیده و در طی چند ماه حل میشه.وستروس حالا به صورت 7 پادشاهی مستقل در هفت قلمرو اداره میشه.شکوفایی فرهنگی و اقتصادی در این دوران رخ میده و سازه های عظیم و قبل تحسینی ساخته میشه.وضعی وستروس کاملا رضایت بخشه.


    -6000

    دو هزار سال پس از نبرد عظیم وایت واکرها با ساکنین وستروس اتفاق ناگوار دیگری رخ میده.آندال ها نژادی انسانی از ایسوس بودن که از طریق کشتی از دریای باریک(narrow sea) عبور کردن و به وستروس حمله ور شدن.آندال ها برخلاف ساکنین وستروس پیرو مذهب هفت بودن و 7 شمایل مخلف رو به عنوان خدا میپرستیدند.آندال ها از نظر نظامی هم به مراتب قوی تر از اسکنین وستروس بودن.اونها اسلحه فولادی داشتند.اما به لطف اتحاد فرزندان جنگل و انسان های نخستین این جنگ چندصد سال طول کشید.اما آندال ها به شیوه بی رحمان ای به حملات پراکنده و شبیخون دست زدند و تمامی جنگل هایی که تحت تملک فرزندان جنگل بود رو سوزوندن.در نتیجه هر 6 پادشاهی جنوب شکست خوردند..اما شمالی ها به شدت مقاومت میکردند.آندال ها که مردمان اهل ایسوس بودن و با سرما و برف آشنایی نداشتن در شمال زمین گیر شدند و زمانی که به تنگه موت کیلین (moat cailin) رسیدند سعی کردند با ایجاد یک سد مانع از ارتباط شمالی ها با جنوب وستروس بشن..اما در نهایت برف و سرما کار خودش رو کرد و شمالی ها که به جغرافیا منطقه آشنایی داشتن با بالارفتن و بلندی ها و کوها بر اونها چیره شدن و تمامی آندال های مهاجم موجود در اون منطقه رو قتل عام کردن.از اون از تنگه موت کیلین به عنوان دروازه ارتباط دهنده شمال به جنوب یاد میشه.با این حال تعداد زیادی از فرزندان جنگل که خونه خودشون رو از دست داده بودند به سرزمین های آن سوی دیوار مهاجرت کردند.

    Spoiler: show



    دوهزار سال بعد هم پس از سال ها تلاش بالاخر آندال ها موفق شدند تا جزایر آهن رو تصرف کنن.با این حال فرهگ عجیب و غریب آهن زادگان ( مردم ساکن جزایر آن با این نام شناخته میشوند) بر روی اونها تاثیر گذاشت و آندال ها به جای مذهب هفت رو به پرستش کراکن خدای مغروق(غرق شده) آوردن.

    سه هزار سال بعد از نخستین حمله آندال به وستروس میگذشت.در همین زمان بود که آندال مامی انسان های نخستین رو دستگیر و گردن زدند.و بنا به خواست فرماندهان آندال ها حتی زنان و کودکان هم کشته شدند و جنازه های اونها در آتش سوزانده شد.
    در همین زمان بود که فرزندان جنگل ساکنین سرزمین های آنسوی دیوار(وحشی ها یا همان مردمان آزاد) را ترغیب میکنند تا به وستروس حمله ور شوند.به لطف جاسوس های خاندان استارک، پادشاه وقت شمال برای مقابله با آنها راهی دیوار میشود.اما متوجه میشود که وحشی ها به دور از توجه نایتز واچ در حال حفر تونل در قسمت شمال دیوار هستند.استارک هم برای اینکه آنها غافل گیر کند به نایتز واچ خبر نمیدهد و خود راهی شمال دیوار میشود.وحشی ها پس از عبور از دیوار با لشکری انبود رو به رو میشوند اما در عین ناباوری موفق میشوند در چند نوبت استارک هارا شکست دهند و حی شاه را هم بکشند.اما ولیعهد که به مراتب از پدر خود در امور جنگی بهتر بود جایگزین شاه پدر میشود و با انداختن فاصله میان لشکر وحشی ها آنهارا پراکنده و ضعیف میکند.همچنین به قلعه سیاه(castle black ،نحل اصلی استقرار نایتز واچ) خبر میدهد که از پشت به وحشی ها حمله کنند..در نتیجه سپاه متفرق و تکه تکه شده وحشی ها در عرض چند هفته تار و مار میشوند و بنا به دستور شاه وقت شمال همه اسرا گردن زدن میشوند.
    در سال هفتصد قبل از خیزش ایگان حکومت والریا درایسوس به اوج قدرت خود رسیده و تمامی کومت های مستقل را شکست داده و حکومت یکپارچه و متحد را در ایسوس بنیان نهاده است(تاریخ ایسوس هم در قسمت های بعدی گفته خواهد شد)نایمریا ملکه بزرگ سرزمین رووینار که توسط والریایی ها تصرف شده عده زیادی از مردم خود را به سختی از دریای باریک با کشتی عبور داده و به جنوبی ترین نقطه وستروس رفتند.ملکه نایمریا با لرد موریس مارتل ازدواج کرد و مردم خود را در دورن ساکن کرد.ملکه و همسرش خاندان مارتل را بنیان نهادن که قدرتمند ترین خانواده دورن نامیده میشود.

    در همین هنگام بود که حکومت استارک رقیب جدیدی برای فرمان روایی در شمال پیدا کرد.خاندان بولتون.بولتون برخلاف استارک ها اصلا شرافت نداشتن.حتی نمادشان هم مرد پوست کنده بود.با این حال به لطف وفاداری مردمان شمال به استارک ها،انها بولتون هارا شکست دادند.چند ماه پس از این حادثه استارک ها برای دفع مهاجمینی که از سوی دریای شرقی به آنها حمله میکردند پایگاه نظامی کار استارک را ساخت که بعدها خاندان کاستارک در همین پایگاه بنیان نهاده شد.

    با قدرت گیری آهن زادگان آنها حملات خود را گسترش میدهند و به تمامی جزایر نزدیک خود حمله ور میشوند.پس از تسلط بر این مناطق به سمت مرکز وستروس رفته و در همانجا چندین قلعه مستحکم و حکومت قدرتمند بنا میکنند.قلعه هارنهال یکی از قلعه ها بود.
    دویست سال قبل از خیزش ایگان تعدادی از والریایی های مهاجر دهانه کوچکی رو در خلیج بلک واتر به چنگ میارن.در میان این مهاجرین خاندانی اصیل با نام تارگریان موفق میشه که کنترل این منطقه رو به دست بگیره.اونها قلعه ای بزرگ و باشکوه میسازن که برج و باروهاش به شد شبیه اژدهاش.و به همین دلیل نام اون منطقه رو دراگون استون (سنگ اژدها گزاشتن).

    در مدت این دویست سال بازهم شرایط خوبی بر وستروس حاکم بود و به لطف وجود مهاجرین بی شمار در وستروس روابط وستروس و ایسوس خیلی بهتر از قبل شده بود..با این حال این ارامش نسبی زیاد دوام نداشت و پس از دویست سال همه چیز خراب شد تا وستروس جدید متولد بشه..اون هم به دست اگان تارگریان ملقب به فاتح..

    ادامه دارد
    ویرایش توسط LONE WOLF : 12-09-2015 در ساعت 08:28 AM
    11 کاربر مقابل از LONE WOLF عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), DEAD MAN (12-09-2015), Django (12-09-2015), J B L (12-11-2015), Naser (12-09-2015), SHAHIN (12-09-2015), Saadat (12-09-2015), TARANTULA (12-09-2015), The Fallen (12-09-2015), phenome (12-10-2015), Ғ Д † Д Ł β (12-11-2015)
    امضای ایشان

  7. Top | #7

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    32335
    سن
    28
    نوشته ها
    695
    تشکر
    4,734
    تشکر شده 5,566 بار در 659 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1084 Thread(s)

    پیش فرض






    (ترجمه اختصاصی)

    تاریخ وستروس: قسمت سوم

    سال یکم( تاریخ آغاز نبرد اگان تارگریان ملقب به فاتح)


    اگان طرز فکر متفاوت تری نسبت بقیه خانوادش داشت و همچنین به شیوه اداره شمال علاقه داش..یعنی براش جالب بود که قلمرو به اون بزرگی رو فقط یک خاندان کنترل میکنه..بنا براین تصمیم گرفت تا مانند اجدادش دست به شمشیر ببره و تمام قلمرو وستروس رو تحت فرمان خودش در بیاره..با اینکه اگان لشکر زیادی نداشت اما به لطف اژدها هاش از نظر نظامی قدرت بالایی داشت..اون ابتدا به حکومت های مرکزی حمله کرد..در همون آغاز نبرد چند حکومت در مقابلش ایستادگی کردن..از جمله قلمر هارنهال..چون اونها شناخت درستی از اژدها نداشتن..در نتیجه همه اونها به فرمان اگان در آتش اژدها سوختن..پس از اینکه اگان قلمر های مرکزی وستروس رو تصاحب کرد و دشمنانش رو زنده زنده سوزوند 4 پادشاهی دیگر هم تسلیم شدن..حتی استارک ها هم حاضر به قبول ریسک نبرد با تارگریان ها نبودن..با این اکثر خاندان های شمال اعتقاد داشتن که اژدها ها در شمال توان مبارزه چندانی ندارن اما استارک ها خطر جنگ رو قبول نکردن و وفا داری خودشون به اگان رو اعلام کردن..در نتیجه اگان با تمامی قوا به سمت تنها قلمر باقی مونده تاخت..دورن..اما جنوبی ترین قلمر وستروس به لطف فرهنگ ایسوسی خودش تونست مقاومت کنه و در طی 5 ماه جنگ 3 تا از اژدها های اگان رو شکار کنه...اگان که میدونست غلبه بر دورن کار سختیه اونها رو به حال خودشون گزاشت و اعلام کرد که سرزمین دورن حکومت خود مختارش رو حفظ خواهد کرد.اگان کمی بعد دستور داد تا صد هزار شمشیر از 6 قلمر جمع اوری کنن..اون با آتش اژدها هر 100 هزار شمشیر رو خم کرد و از اون iron throne (تخت آهنی) رو ساخت و بر مسند فرمان روایی وستروس نشست.پایتخت خودش رو ایجاد کرد و خودش رو پیرو مذهب هفت معرفی کرد..و با ساختن قلعه red keep ابهت خودش رو به همه ثابت کرد..اگان اما یک تارگریان بود.تارگریان ها مثل اکثر مردم وستروس زیاد به اصول اخلاقی پایبند نبودن..همچنین حکومت های شرافی رسم داشتن که با محارم خود هم*بس*تر بشن تا بچه هاشون خالص باشن و خون خاندان دچار ناخالصی نشه و دودمانشون آلوده نشه..با این حال چون اگان روش خودش برای برخورد با مخالفین رو به خوبی نشون داده بود کسی جرئت اعتراض نداشت..


    37 سال بعد از قیام بالاخره اگان هم جان داد.. و پسرش روی کار اومد..پسر او اینیس اول اما یک حرام زاده بود..پس مذهبیون به تحریک مردم دست زدند و تونستند یک قیام رو با با هدف سرنگونی اینیس راه بندازن..مردم اعتقاد داشتند چون اون حرام زادس پس نمیتونه پادشاه باشه و مشروعیت ندار و کس دیگری باید به جای او به تخت بشینه.اینیس وارد به امور جنگی نبود اما اونقدر باهوش بود که بدونه باید چه کار کنه.پس با انتخاب برادر ناتنی خود به عنوان hand of the king (تقریبا میشه صدراعظم یا مشاور ارشد پادشاه) سعی کرد تا مخالفین رو خفه کنه..میگور برادر ناتنی پادشاه سیاست مدار بزرگی بود و تونست با خریدن بزرگان مذهبی و کشتار بی رحمانه تعداد زیادی از مردم قیام رو در نطفه خفه کنه..پس از این حادثه به مدت 100 سال صلح و دوستی بر وستروس حاکم بود وحاکمان تاریگریان مردان خوش خلق و رویی بودند..


    اما سال صد و سی و هفت پس از فتح بزرگترین نبرد داخلی تاریخ وستروس رخ داد..نبرد معروف به رقص اژدهایان..پس از مرگ لاشیراک تارگریان قرار بود تا ولیعهد جایگزین او شود..اگان دوم..اما در کمال ناباوری خواهر حرام زاده او رینیرا با قنع کردن سران خاندان و خریدن نیروی امنیتی سعی داشت تا او را بکشد و خود جانشین شود..رینیرا از کودکی سودای این انتقام را داشت..چون همیشه او را به خاطر حرام زاده بودنش مسخره میکردند..اما رانیرا پس از بیماری پدر به هر هفت قلمرو وستروس نامه نوشت و به انها وعده داد در صورت حمایت از او برای جانشینی او هر هفت قلمر را خودمختار اعلام خواهد کرد..در نتیجه سپاه بسیاری برای او فراهم امد..اما اگان به لطف اصیل زاده بودنش اژدها داشت!!نبرید خونین که منجر به کشته شدن اکثر اژدهایان و تارگریان ها شد..در نهایت هم پس از 30 سال جنگ اگان سوم پسر رینیرا مادر خود را کشت و با وعده قدرت و مقام نزدیکان اگان دوم را خرید و اورا کشت..و او به تخت نشست..اما چون یک تارگریان با خون غیر اشرافی به تخت نشست اکثر اژدهایان نسل او ضعیف و بیمار بودند..همگی..و در نهایت هم تمامی اژدهایان جان دادند..از این رو اورا اژدها کش مینامند..*** های زیادی از اژدهایان باقی ماند..اما به مرور زمان تعداد زیادی از انها گم و یا نابود شد..و تلاش تارگریان ها بی نتیجه بود..


    Spoiler: show




    سی سال بعد شاهزاده دیرون به سن 14 سالگ میرسد و بالغ میشود..شباهت ظاهری او به اگان فاتح موجب میشود تا همه اورا اگان فاتح دوباره متولد شده بدانند..از این رو او تصمیم میگیرد که حتی بهتر از جدش باشد پس به سمت تنها قلمرو خودمختار حمله میکند..او سر دایکین تایرل را به فرماندهی لشکر منصوب میکند و دستور حمله به دورن را با لشکری انبوه میدهد..ارتش 100 هزار نفری(ماشالله!!) تارگریان ها راهی دورن میشود..اما پافشاری فرمانده تایرل بر کشتن تک به تک شهروندان دورن موجب مشود تا دورنی ها فرصت فرار پیدا کنند و در چندین نوبت به ارتش حمله ور شوند و تمامی آذوقه آن هارا از بین ببرند.شاه دیرون با اگاهی از وضع موجود با لشکری دو هزار نفری و مقدار زیادی اذوقه راهی دورن میشود..اما در میانه راه به دست دورنی ها زخمی شده و میمیرد.پس پسر عمویش شاه ایمون به تخت نشتسه و با تمامی قوا به دورن میتازد..او با 60 هزار نفر باقی مانده به دورن حمله میکند..اما دورنی ها با مسموم کردن آب لشکریان او انهارا شکست داده..اورا اسیر میکنند و 40 هزار نفر از افرادش را میکشند.تارگریان از این وضعیت به خشم امده اند پس با فراهم کردن لشکری بزرگ تر (لشکری که افرادش را نظامیان شمال و مناطق ریور ران و تلی تامین میکردند) به قصد انتقام رفتند..اما بزرگان خاندان که از تلفات فجیع نبردهای قبل اگاهی داشتند دستور محاصره دادند و از جنگ پرهیز کردند..و اینگونه بود که محاصره 20 ساله از طریق آب و خشکی آغاز شد.

    اما چند سال بعد بیلور تارگریان به تخت نشست..مذهبی ترین فرد تاریخ وستروس..بیلور بی نهایت عاشق مذهب هفت بود..پس سپت اعظم(معبد بزرگ مذهب هفت) را در پایتخت بنا کرد..برای جلوگیری از رابطه اش با محارم خود انهارا در اتاقی در رد کیپ محبوس کرد.در نهایت گس از 6 ماه خواهرانش را ازاد میکند و به انها هشدار می دهد که اگر قصد اغوای اورا داشته باشند بازهم انهارا محبوس میکند..اما خواهرش دینا عاشق پسرعمویش اگان چهارم شد نتیجه این عشق فرزند نامشروعی بود به نام دیمون بلک فایر بود(شیطان آتش سیاه).بیلور که حالا لقب مقدس را یدک میکشید بنا به خواست خدایانش با درونی ها معاهده صلحی امضا کرد و به حصر انها پایان داد..با این حال بیلور چند سال بعد میمیرد و به مدت 10 سال قریبا همه چیز خوب است تا اینکه اگان چهارم به سلطنت میرسد...سلطنت اگان عمر چندانی ندارد با این حال او به تمامی فرزندان نامشروع خود مشروعیت میبخشد(در وستروس با حکم پادشاه میشود حرام زادگان را مشروع کرد)در همین سال ها چند نبرد در شمال بین وحشی ها و حکومت استارک در میگیرد که در نهایت استارک ها پیروز میشوند..


    اما کمی بعد بلک فایر مشروعیت پادشاهی برادرش را زیر سوال میبرد و با لشکری ابنوه به سمت پایتخت حمله ور میشوند اما در رد گرس با اصابت تیری در قلبش کشته میشود..تیر توسط برادرش بلاد ریون به قلبش اصابت کرد.اما پسرانش به همراه اگان ریور به شهر های آزاد گریختند.در همین سال ها بود که با ازدواج دختر دیرون و مارون مارتل دورن هم به جمع قلمرو های تحت فرمان تارگریان ها پیوست.15 سال پس از اولین شورش بلک فایر فرزندانش تلاش کردند با شورش دوم پادشاهی را ان خود کنند که در نتیجه بازهم بلادریون مانع این کار شد و با کشتن یکی از فرزندان بلک فایر به شورش پایان داد.ده سال بعد شاه میگور اول به پادشاهی رسید اما در یک فا**حش*ه* خانه به قتل رسید..پسر اول را آبله کشت..پسر دومش آتش سبز خورد و مرد..پسر سوم ایمون(ایمون تارگریان..استاد معروف کسل بلک در سریال) به اولد تاون رفت تا استاد شود و با انتقال خود به دیوار از قبول سلطنت جلوگیری کرد..پس در نهایت اگان پنجم که فرزند چهارم بود به تخت نشست..او بلادریون را به دیوار تبعید کرد و بعدها او به فرماندهی کسل بلک رسید.


    40 سال بعد شاه ایریس دوم بر تخت نشست..او همان mad king (شاه مجنون) داستان است..این شاه که قدرت گیری خاندان لنیستر به واسطه درایت تایوین لنیستر را شاهد است..تصمیم میگیرد با انتصاب تایوین در پست hand of the king پادشاهی خود را قدرتمند تر کند...کمی بعد از تاجگذاری او خاندان دارکلین از پرداخت مالیات خودداری کردند.ایریس بنا به رفاقت قدیمی اش با شاهزاده انجا تصمیم گرفت که خود به شخصه به انجا رفته و موضوع را حل و فصل کند..اما انها شاه را به اسارت گرفتند.داسکن دیل به محاصره درامد..اما روایات دوران اسارت شاه بعضا هئلناک و بعضا خنده دار است.مثلا در بعضی خاطرات ذکر میشود که او را مجبور به خوردن مدفو*ع و ادر*ار خود کردند..و در بعضی نوشته ها ذکر کردند اوراه به تختی میبستند و هر روز کف پاهایش را به مدت نامعلومی قلقلک میدادند..در هر صورت پس از شیش ماه سر باریستان سلمی شاه را ازاد کرد..اما شاه پس از این حادثه دیوانه شد و از این پس بود که به خاطر رفتارش به شاه مجنون معروف شد..اما جنایات هولناک و دیوانگی اش دوام زیادی نداشت..چون رابرت باراتیون بزرگترین قیام تاریخ وستروس را پایه گذاری کرد..قیامی به قدرت اتش اژدها..به ارزش شرافت استارک..به میزان خشم باراتیون ها...قیام رابرت نزدیک است..

    ادامه دارد...
    ویرایش توسط LONE WOLF : 12-09-2015 در ساعت 08:29 AM
    10 کاربر مقابل از LONE WOLF عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), DEAD MAN (12-09-2015), Django (12-09-2015), J B L (12-11-2015), Naser (12-09-2015), SHAHIN (12-09-2015), Saadat (12-09-2015), TARANTULA (12-09-2015), The Fallen (12-09-2015), Ғ Д † Д Ł β (12-11-2015)
    امضای ایشان

  8. Top | #8

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    32335
    سن
    28
    نوشته ها
    695
    تشکر
    4,734
    تشکر شده 5,566 بار در 659 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1084 Thread(s)

    پیش فرض





    (ترجمه اختصاصی)


    تاریخ وستروس:قسمت آخر



    درسال دویست و هشتاد و یک پس از فتح قرار بود به مانند هرسال بهترین شوالیه های وستروس باهم مسابقه (نیزه بازی سواره) را بدهند.تمامی شاهان و شاهزادگان هم در این جمع حضور داشتند.و به مانند هرسال مسابقات در هارنهال برگزار میشد.شاهزاده ریگار تاریگریان جوان در نهایت قدرت و صلابت تمامی رقبای خود را شکست داد و توانست برنده این مسابقات شود.بنا به رسم هرسال قرار بود که پس از این مسابق دو سنت اجرا شود.اعطای مقام شوالیه به چند ملازم جوان.و اعطای تاج گل به زیباترین زن وستروس از نظر والیه برنده مسابقات.جیمی لنیستر(پسر ارشد تایوین لنیستر)که شجات و دلاوری خود را به عنوان ملازک سر آرتور دین در نبرد کینگز وود به اثبات رسانده بود به مقام شوالیه نائل آمد و به خدمت گارد پادشاهی در آمد(گارد پادشاهی حق ازدواج ندارند.حق ترک پست بدون اجازه شخص شاه را ندارد.قسم خورده اند که در هر وضعیتی از جان شاه حفاظت کنند و به تمامی خواسته های او جواب آری دهند)همین شرایط موجب شد تا تایوین ولیعهد خود در کسترلی راک(قلمرو لنیستر ها) را از دست رفته ببیند.او به نشانه اعتراض از مقام او استعفا داد و همانجا از مراسم خارج شد و به سمت کسترلی راک حرکت کرد.اما پس از ین سنت قرار شد تا ریگار تاج زیباترین بانو وستروس را به زیباترین زن وستروس هدیه دهد.در حالیک هم انتظار داشتند او تاج را به الینا همسر خورد هدیه دهد..او تاج را به لیانا استارک(خواهر ند استارک و نامزد رابرت باراتیون)تقدیم کرد..در حالیکه او نامزد رابرت بود. و او را به عنوان ملکه عشق و زیبایی نامگذاری کرد..رابرت توسط بزرگان خاندانش قانع شد تا حرکتی از روی خشم نکند و فک ریگار را نشکند!!اما تمامی حاضرین در مراسم از این واقعه شکه شدند.فردای روز مراسم در عین ناباوری لیانا استارک(گفته شد او یکی از زیباروی ترین زنان در وستروس بوده) گم میشود و اثری هم از ریگار نیست.پس همه متوجه میشوند که ریگارتارگریان لیانا استارک را ربوده است.


    حکومت از همه میخواهد که به قلمرو های تحت امرشان برگردند و به انها یک هفته فرصت دهند که این مشکل را حل کند..این چنین هم شد.اما زمانیکه خبر به براندون استارک(بزرگترین پسر استارک ها و برادر ارشد ند استارک)رسید به شدت خشمگین شد .او یک تنه تا پایتخت رفت تا ریگار را بکشد.چند نفر دیگر هم در ین مسیر با او همراه شدند.براندون به قلعه سرخ رسید و همراه با داد و فریاد طلب مبارزه تن به تن با ریگار کرد اما شاه ایریس دوم(شاه مجنون) همه را دستگیر کرد و همه انهارا به جز ریگار به جرم توطئه چینی برای قتل ولیعهد گردن زد.شاه دیوانه به بیماری اسکیزو فرن دچار بودد و هر روز هم این بیماری بد تر میشد.در نتیجه شاه مجنون پس از چندان دستور داد تا ریکار استارک(والی شمال،پدر براندون و ند و لیانا استارک)به پایتخت بیاید و از فرزندش دفاع کند.اما در عین ناباوری وقتی ریکار به پایتخت رسید او را دستگیر کرد.ریکار خواستار نبرد تن به تن شد.اما شاه دیوانه دستور داد تا او را زنده زنده در زره در اتش بسوزانند.براندون مدام بی قراری میکرد و تلاش میکرد تا پدرش را نجات دهد.پس شاه دیوانه دستور داد تا طنابی را دور گردن او بیندازند تا هر وقت تلاش برای حرکت میکند طناب خفه اش. و چنین هم شد.هم پدر سوخت.هم پسر ارشد خفه شد.تمامی قلمرو ها در حیر فرو رفته بودند.اینجا بود که شاه دیوانه از جان ارن(لرد ایری) در خواست کرد ت سر رابرت باراتیون و ند استارک را برایش بفرستد..اما ارن که مانند باقی قلمرو ها از شقاوت و وحشی گری شاه دیوانه به سطوح امد بود پرچم های جنگی خود را برافراشت..او در پیامی حماسی اینطور نوشت:

    شما تارگریان ها 300 سال پیش با کشتاری فجیع و سلاخی کردن مردم وستروس به تخت نشستید.تختی که از آتش اژدها درست شده.همان اژدهایی که هزاران نفر از مردم بی دفاع وستروس را کشت.دیگر بس است.این قیام نه فقط برای انتقام کشته هایمان.نه فقط به دلیل وحشی گری های شاه دیوانه.بلکه به خاطر وستروس خواهد بود.به خاطر شرافت.حاضرم زنده زنده در آتش جان دهم اما شرافت لکه دار نشود.و شما تارگریان ها..بدانید من شمارا به چه چیز وعده میدهم..من شمارا وعده میدهم به سرنوشت شوم والریا..به سرنوشت شوم اژدهایانتان.همه شمارا تا اخرین نفر خواهیم کشت و جمجمه هایتان را لگد مال خواهیم کرد..به بلندای شرافت(شار خاندان ارن یا همان آرین)

    ادارد استارک و رابرت باراتیون هرکدام با مختصر لشکری راهی سرزمین های مادری خود شدند.در میان راه در چندین نوبت در گاولز تاون و.. جنگیدند تا در نهایت ادارد به شمال رسید و رابرت به جنوب.هرکدام از آنها اکنون والی سرزمین های خود بودند.پس مردم خود را به جنگ فرا خواندند.شمالی ه به مانند همیشه شرافت خود را حفظ کردنند و با لشکری 20 هزار نفری به ادارد ساتارک پیوستند.استورمز اند هم از رابرت حمایت کرد و لشکری 10 هزار نفری برای او فراهم آمد.به واسطه ازدواج ادارد استارک با کتلین تالی و جان ارن با لایسا تالی..تالی ها حاکیمن سرزمین های ریوران هم به انها پیوستند.اما نصف قوای تالی ها الام وفاداری به شاه و یا بی طرفی کردند..با این حال لشکری 5 هزار نفری هم از سوی تالی ها فراهم امد..پس از اتحاد انقلابیون قرار شد تا همگی از رابرت حمایت کنند.چون رابرت به واسطه مادربزرگش که فرزند اگان پنجم بود میتوانست شاه شود.
    در سمت دیگر شاه ایریس دوم تمامی قوا خود را فراخواند..همه پرچمدارانش از او اطاعت کردند..خاندان تایرل هم با تمامی قوا به میدان امد.اما خاندان مارتل به واسطه رفتار غیر منطقی ریگار ولیعهد تعلل ب خرج دا اما در جنگ طرف تارگریان هارا گرفت.خاندان لنیستر در اغاز نبرد هیچ اقدامی نکرد و به نفع هیچکدام از طرفین شمشیر نزد.خاندان گریجوی(حاکم جزایر اهن)م بی طرف ماند...و نبرد آغاز شد.



    Spoiler: show




    اولین نبرد رابرت..نبرد سامر هال بود..او در این نبرد سه نوبت به سه لشکر وفادار به ایریس که قصد ملحق شدن به ارتش پادشاهی را داشتند حمله کرد..در نهایت پس از شکست تمامی نیروهای این سه لشکر به نیروهای وفادار ب رابرت پیوستند.
    نبرد آشفورد دومین نبرد میان دو جناح بود که در آن رندل تارلی قبل از رسیدن قوای اصلی رابرت لشکر لرد کافرون را در هم کوبید و سر کافرون را از تن جدا کرد و آن را برای شاه فرستاد.پس از آن سپاهی بزرگ به فرماندهی میس تایرل در آن منطقه ساکن شد تا بتواند وقعیت را در برابر حملات بعدی رابرت حفظ کند.

    نبرد ناقوس سومین و مهم ترین نبرد میان دو جناح بود.رابرت که که توان مقاومت در برابر تایرل هارا نداشت با نیمی از نیرو باقی مانده خود به سمت شهر استونی استوپ گریخت..به نیروهایش دستور داد تا در گروه های 50 نفره به سمت شمال حرکت کرده و به لشکر ادارد استارک ملح شوند و انهارا به این سو بکشانند..اما خودش به همراه تنها 10 نفر در یکی از خانه ها مخفی شد.او با همراهانش دست به نبردای پارتیزانی زد و جوی جلوه داد که نیروهای زیادی دارد..همین موجب شد تا جان کانتینگتون که سمت دست پادشاه را داشت خود پس از 2 هفته وارد عمل شود و به شهر حمله کند..اما به لطف زمان خریدن رابرت نیروهای ادارد رسیدند..کانتینگتون هم که نیروهای خودی را کمتر و رابرت را سالم و با انگیزه میدید دستور عقب نشینی را داد..همین امر موجب شد تا شاه ایریس اورا عزل و به دیوار تبعید کند.از همین زمان بود که ایریس متوجه قدرت روز افزون رابرت شد.پس دستور داد تا تمام پایتخت را به وایلد فایر(آتش وحشی.کیمی گران نوعی ترکیب سوختنی میسازند که به هیچ وسیله ای خاموش نمیشود و قدرت اشتعال بسیار بالایی دارد)مجهز کنند.


    نبرد ترای دنت..چهارمین و انتقامی ترین نبرد میان دو جناح بود..40 هزار نیروی نظامی رابرت به مصاف لشکر 60 هزار نفری ایریس رفتند..اما فرمانده لشکر کسی نبود جز ریگار تاریگران..کسی که شعله جنگ را بر افروخت.تارگریان ها به لطف تعداد بیشتران موفق تر بودند و داشتند به راحتی لشکریان رابرت را تار و مار میکردند که 20 هزار نفر لشکر شمال های وارد نبرد شدند..شمالی ها که از دیرباز بهترین جنگجویان تاریخ وستروس در نبردی 40 دقیقه ای تعداد زیادی از تارگریان ها کشتند و موقعی بهتر را به دست اوردند..اما ریگار که میدانست احتمال شکست در این نبرد بالاست و در صورت شکست عملا رابرت به پایتخت خواهد رسید تلاش کرد تا بکشتن فرماندهین سپاه لشکر مقابل را از هم بپاشد.پساز کشتن دو تن فرماندهین کاستارک ها و تالی ها ناگهان منظره ای عجب پدیدار شد..رابرت باراتئون..او فقط به شوق کشتن ریگار امده بود..ریگار هم با تمامی توان به او حمله کرد..اما رابرت متفاوت زا ریگار جنگید..او که قدرت بدنی بالاتری داشت سلاح سنگین تری را حمل میکرد..یک پتک!! او اجازه داد تا ریگار زخم های زیادی به او بزند..اما در نهایت وقتی ریگار تلاش کرد تا بازوی رابرت را قطع کند..رابرت در حرکتی با لگد زانو اورا شکست و با پتک محکم به قفسه سینه او کوبید..نشت روی سینه ریگار و تک به تک دنده هایش را خورد کرد و قلبش را دراورد و ب فرساد گفت: کشتم..کشتم..اژأها زاده را کشتم..همین کافی بود تا لشکر شکست خورده تارگریان پابه فرار بگذارد و شکست سختی را متحمل شود...پس از این نبرد بود که خاندان فری(مالک برج های توئینز)اعلام کرد طرفدار رابرت است.


    غارت پایتخت..پنجمین نبرد برای دو جناح و پایان شاه مجنون بود..تایوین لنیستر ک پس از نبرد ترای دنت پیروزی رابرت را قطعی میدید به سمت پایتخت حرکت کرد..او با 30 هزار سربازش پشت دروازه های ایستاد و اعلام وفاداری به پادشاه را کرد..پادشاه هم دروازه هارا باز کرد..اما تایوین برعکس عمل کرده و شروع به غارت و چپاول پایتخت کرد..در نتیجه ایریس دستور داد تا تمام شهر را در اتش وایلد فایر بسوزانند و به تمام گرادش دستور داد تا تایوین لسنیتر را بکشند..در همین هنگام سر جیمی لنیستر که پدر خود را در خطر میدید کیمیاگر پادشاه را کشت و به شاه حمله کرد و او را روی ایرون ترون(تخت آهنی)به قتل رسناد..گارد پادشاهی هم به لطف سرعت عمل جیمی هیچ کاری نتوانستد انجام دهند و شاه خود را غرق در خون دیدند..پس از مرگ شاه قلعه تسلیم لنیسترها شد.تایوین دستور داد تا تمامی تارگریان هارا بکشند..بنا بر این حتی اگان(پسر نوزاد ریگار) و همسرش الیا مارتل هم کشته شدند..وقتی رابرت و ادارد به قلعه رسیدند شاهد جنازه های غرق در خون بودند..رابرت بسیار خوشحال بود اما ادارد به مانند تمامی شمال ها ناراحت از این قتل عام شده بود و به رابرت اعتراض کرد اما رابرت توجهی نکرد ..پس ادارد به تنهایی راهی جنوب شد تا با سرکوب موافقین تارگریان ها در انجا به نبرد خاتمه دهد..

    اخرین نبرد میان دو جناح وقتی بود که میس تایرل هنوز پس از گذشت 1 سال استورمز اند را در مصاحره داشت..استنیس باراتئون به دستور رابرت با تمام گشنگی ها و کمبود اب و غذا ساخت تا اینکه قاچاقچی به داووس(همان سر داووس 1 انگشی سریال) به انها غذا رساند.در نهایت هم با رسیدن نیروهای ادارد استارک تایرل ها هم عقب نشینی کرده و رابرت را به عنوان شاه قبول کردند.
    پس از پایان یافتن نبرد استنیس ماموریت یافت تا به دراگون استون رفته و ملکه و پرنس تارگریان را بکشد.ملکه اما از شا ایریس باردار بود..زمانی که ایشان به قلعه رسیدند طوفانی عظیم شکل گرفت و تمامی 700 کشتی و ناوگان دریایی تارگریان نابود شد.ملکه بچه را به دنسا اورد اما خود به هنگام زایمان از دنیا رفت.از این رو بچه را storm borne )زاده طوفان.همین دنریس تارگریان سریال) میگویند.قبل از اینکه استنیس به همراه ناوگان ظیمش به قلعه برسند.تنی چند از شوالیه های وفادار به تاریگان ها دنریس و وسریس را از طریق دریای باریک عبور داده و به ایسوس رفتند.
    پس از این نبرد لرد ادارد استارک به همراه 6 نفر دیگر به سمت برجی در کوها های سرخ دورن رفتند.گفه میشد پرنسس لیانا استارک در انجا بوده.اعضای 4 نفره گارد پادشاهی و این 7 نفر درگیر شدند که در نهایت ادارد و استارک و یک نفر از همرزمانش زنده ماندند.لرد ادارد به بالاترین نقطه برج رفت اما خواهر خود را غرق در خون دید(در مورد این صحنه بعدا به طور مفصل توضیح داده خواهد شد)خواهر او را به دلیل نامعلومی قسم داد و جان داد.

    رابرت هم که از مدت ها پیش بنا را به مرگ لیانا گذاشته بود با سرسی لنیستر ازدواج کرد و جان ارن را به عنوان دست پادشاه انتخاب کرد.در نهیایت هم جان ارن با دورنی ها مذاکره کرده و دورنی ها رابرت را به عنوان شاه خود شناختند..اینگونه شد که تمامی هفت قلمرو از رابرت باراتئون فرمان بردند.


    پایان تاریخ وستروس.



    قسمت بعدی(برسی تاریخ ایسوس تنها در یک قسمت)
    ویرایش توسط LONE WOLF : 12-09-2015 در ساعت 08:30 AM
    11 کاربر مقابل از LONE WOLF عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), DEAD MAN (12-09-2015), Django (12-09-2015), J B L (12-11-2015), Naser (12-09-2015), SHAHIN (12-09-2015), Saadat (12-09-2015), TARANTULA (12-09-2015), The Fallen (12-09-2015), phenome (12-10-2015), Ғ Д † Д Ł β (12-11-2015)
    امضای ایشان

  9. Top | #9

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    مدیر بازنشسته
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    شماره عضویت
    32335
    سن
    28
    نوشته ها
    695
    تشکر
    4,734
    تشکر شده 5,566 بار در 659 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1084 Thread(s)

    پیش فرض






    (ترجمه اختصاصی)


    برسی تاریخ ایسوس:



    تا قبل از سال 5هزار پیش از فتح قاره ایسوس هیچ گاه نقش اساسیدر در پیشبرد قدرت نداشت.اکثر ساکنانش مردمانی روستایی بودند که حرفه ای چون دام پروری و یا کشاورزی را بنای اصلی زندگی خود قرار داده بودند..کم کم با گذشت زمان و قدرت گیری آندال ها تعدادی از آن ها مردمان وستروس را به بردگی گرفتند و اینگونه سیستم ارباب رعیتی خلق شد.اما در سمت دیگر خداوندگار نور دست به خلق موجودی خطرناک زد تا بتواند سرزمین ایسوس که اکثر ساکنینش پیرو مذهب هفت بودند را مجازات کند.اما کمی بعد او پشیمان شد و تصمیم گرفت که به جای مجازات پیامبری برای انه بفرستد.پس اینجا بود که مردمی صلح جو و دام پرور که در شبه جزیره والریا ساکن بودند تعدادی اژدهابچه را یافتند.تنی چند از آنان در خواب توسط خداوندگار نور آموزش جادوگری دیدند و بیدن وسیله اژدهایان را رام کردند.آنها خیلی زود قدرت منطقه را به دست گرفتند و با کمک اژدهایانشان قلعه های بزرگ و باشکوه و سلاح هایی بی مانند ساختند.امپراطوری بردار گیسکاری که حاکم مطلقی نداشت و تعداد زیادی ارباب برده دار در آن ساکن بود ز قدرت گیری والریایی ها میترسید.پس خیلی زود به نبرد با آنها برخاستند.اما والریان ها بی توجه به به لشکر آنها به شهر حمله کردند و با کمک آتش اژدهایان خود تمامی شهر را سوزاندند(گفته میشود آتش اژدها توانایی تخریب سنگ را هم دارد و در اولین برخورد با سنگ آن را زجاجی یا همان شیشه ای میکند)سپس تمامی مردمان گیسکاری را زنده زنده سوزاندند..حتی زنان و کودکان را.با نابود کردن امپراطوری گیسکاری آنها قلمر خود را گسترش دادند و وجب و به وجب ایسوس را فتح کردند..

    تا 4هزار بعدی وضعیت چنین بود که در نهایت در سال هفتصد پیش از فتح حکومت رووینار به فرماندی حاکم قدرتمند خود با لشکری بالغ بر 300 هزار نفر!! به والریان ها هجوم بردند اما به لطف حضور اژدهایان آنها به سخی شکست خوردند..طوری که گفته میشود فقط 2 هزار نفر از این نبرد جان سالم به در برد..پس از این شکست بود که نایمریا با تعدادی از مردم خود به دورن کوچ کرد(در این مورد به طور کامل در قسمت سوم تاریخ وستروس توضیح داده شده است)پس از این شکست بود که فرقه ای مذهبی با نام نغمه سرایان ماه هزاران تن از مردم باقی مانده را به سمت شمال ایسوس کوچ دادند تا با وجود رشته کوه های بلند و آب های بدون خشکی دور از گزند والریان ها قرار بگیرند.اینگونه بود که شهر نظامی(که بعدها به شهر فرهنگ و اقتصاد بدل شد)براووس خلق شد..آنها حتی عظیم ترین مجسمه تاریخ را با نام تایتان براووس بر وروردی آبی شهر گذاشتند(معتقد بودند اژدهایان با دیدن تایتان خواهند ترسید و همین ترس باعث میشود تا خدایان تایتان را حیات ببخشند و اورا اجازه نبرد با مهاجمین به براووس دهند)


    Spoiler: show




    قدرت امپراطوری والریا ادامه دار بود تا سال 100 قبل از فتح.در عین ناباوری فعالیت های آتشفشانی موجب شد تا تمامی حکومت والریا در آتش و گدازه بسوزد.اژدهایان باقی مانده در گدازه های سنگ شده تبدیل به مجسمه شده و از بین رفتند.حکومت مرکزی والریا نابود شد..امپراطوری تکه تکه شد و هر شهر به طور جداگانه اعلام استقلال کرد ک امروزه آنها را با نام شهر های آزاد و خلیج برده داران میشناسیم..در همین زمان بود که براووس به لطف ناوگان قدرتمند و اقتصاد پویای خود به مهم ترین شهر براووس تبدیل شد.در همین زمان بود که باقی مانده های حکومت والریا به صورت قبایل چادر نشین به زندگی خود ادامه دادند..مهم ترین این قبایل دوتراکی بود که بالغ بر 80 هزار نفر جمعیت داشت..

    (پایان تاریخ ایسوس)


    قسمت بعدی : برسی خاندان های موجود در سریال
    ویرایش توسط LONE WOLF : 12-09-2015 در ساعت 08:30 AM
    11 کاربر مقابل از LONE WOLF عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), DEAD MAN (12-09-2015), Django (12-09-2015), J B L (12-11-2015), Naser (12-09-2015), SHAHIN (12-09-2015), Saadat (12-09-2015), TARANTULA (12-09-2015), The Fallen (12-09-2015), phenome (12-10-2015), Ғ Д † Д Ł β (12-11-2015)
    امضای ایشان

  10. Top | #10

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    May 2011
    شماره عضویت
    26697
    نوشته ها
    393
    تشکر
    9,808
    تشکر شده 1,388 بار در 385 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1008 Thread(s)

    پیش فرض

    دوست عزیز خیلی خوب توضیح دادی عالی بود و رسیدیم به مهمترین قسمت داستان جایی که لیانا برادرش ند رو قسم میده این قسم چیزیه که الان همه درگیرش هستن برای چی قسم داد و تقریبا همه مطمئن هستیم که اون قسم به صورت مستقیمی به جان ربط داره

    و از این به بعد بهترین های این سریال وارد میشن جان اسنو و تیریون لنیستر
    6 کاربر مقابل از phenome عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. ALITAKER (02-01-2016), Django (12-12-2015), LONE WOLF (12-10-2015), SHAHIN (12-10-2015), Saadat (12-10-2015), mahdy77 (12-10-2015)
    امضای ایشان

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. |سریـــال| » دانلود فصل 5 سریال Game of Thrones || پایان فصل پنجم «
    توسط El Niño در انجمن سریال
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: 06-15-2015, 09:32 AM
  2. |ویدئـــو| پشت صحنه فصل 5 سریال Game Of Thrones با نام A Day in the Life
    توسط DEAD MAN در انجمن سریال
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-09-2015, 05:00 PM
  3. |مقـــاله| iWE Game | Episodes 2
    توسط Hunter Man در انجمن نقد ، پیش نمایش و مقالات بازی ها
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 09-27-2014, 12:49 PM
  4. |مقـــاله| iWE Game | Episdos 1
    توسط Hunter Man در انجمن نقد ، پیش نمایش و مقالات بازی ها
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 09-06-2014, 10:05 AM
  5. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 08-10-2014, 02:18 PM

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد