آشنایی کوتاه با تاریخ سه قاره:
جهانی که تمامی حوادث در آن رخ میدههند با نام known world ( دنیای شناخته شده) معرفی میشود..سیاره ای که تنها 3 قاره دارد.
قاره غربی(سرزمینی که هفت اقلیم در آن قرار دارند و تنها سرزمینی است که حکمران دارد) که بنام وستروس (westros) شناخته میشود.
قاره شرقی که به نام اسوس(essos) شناخت میود و پهناور ترین قاره موجود در جهان است و هیچ حکومت مرکزی در آن وجود ندارد و شهرها تحت حکومت خود مختار رهبری میشوند.
قاره جنوبی که با نام سوتوریوس (sothoryos) شناخته میشود.سرزمینی وحشی که دارای تعداد کمی سکنه است.تعداد شهر هایش به انگشتان یک دست هم نمیرسند.با این حال آب و هوای به شدت گرم و شرجی دارد.
جزیره بزرگ ulthos هم که در جنوب شرقی جهان قرار دارد بخشی از ایسوس به حساب می آید.سرزمینی کوهستانی که ساکنین کمی دارد و تنها یک شهر در این قاره وجود دارد
جزایر تابستان( summer islands) هم در جنوب غربی جهان قرار دارند و آنها نیز تحت رهبری حکومت خود مختار قرار دارند.
نکته مهم: فصول در جهان شناخته شده شامل زمستان و تابستان میشود.فقط دو فصل.فصل تابستان فصلی شاد و مفرح و جذاب و زیبا است.که در ان هیچ گونه مشکلی بابت غذا و یا بدی اب و هوا وجود ندارد.اما فصل زمستان فصلی تاریک .سرد.وحشتناک و کشنده است که در این فصل هیچ چیزی برای خوردن پیدا نمیشود و تمامی محصولات از بین میروند.و در همین فصل است که موجودات ترسناک و وحشت افرین دوباره قدرت حیات میابند.
تاریخ کامل وستروس : بخش اول
(دوستان تصمیم دارم تا قبل از برسی سریال و جزئیاتش در سه بخش تاریخ وستروس رو مرور کنیم تا اگاهی بیشتری از حوادث رخ داده در اینده داشته باشیم.)
Westros :
( لازم به ذکر است نویسندگان مبدا تاریخ وستروس رو نبرد اگان تارگریان میدانند.پس وقایع قبل از آن علامت منفی خواهد خورد)
-12000
همانطور که پیش تر گفته شد وستروس محل اصلی حوادث و اتفاقات داستان است.وستروس در آغاز محل زندگی موجودات جادویی و کوتاه قامتی به نام children که انها را فرزندان جنگل هم مینامند بوده..همچنین تعداد زیادی غول و موجود عجیب الخلقه دیگر هم در این قاره زندگی میکردند.سپس انسان های نخستین( مدرکی موجود نیست که بتواند نشان دهد انسان های نخستین حیات خود را از کدام قاره آغاز کردند) تصمیم به حمله و تصاحب وستروس گرفتند.در آن زمان باریکه راهی بود که میتوانست ایسوس را از طریق خشکی به وستروس متصل کند.پس از ماه ها جنگ فرزندان جنگل تصمیم به تخریب این باریکه راه از طریق جادو گرفتند.این راه ارتباطی با موفقیت تکه تکه شد.بقایای آن را امروزه با نام جزایر step stones میشناسیم. اما اینکار فایده چندانی نداشت.زیرا انسان های نخستین علاوه بر کثرت نفرات در جنگاوری نیز ماهر تر بودند و به مرور زمان پیشرفت چشمگیری در جنگاوری آنها حاصل آمد.پس در نتیجه انسان های نخستین با گذشت زمان در سراسر وستروس پراکنده شدند و قلمرو های بسیاری را تشکیل دادند
دوهزار سال پس از این حادثه طرفین جنگ حاضر به امضای صلح نامه بین خود شدند.مفاد این معاهده به این صورت بود:
تمامی عراضی جنگلی وستروس تحت مالکیت فرزندان جنگل قرار خواهد گرفت.و عراضی دیگر که شامل مناطق کوهستانی،برفی،بیابانی و تمامی مناطق خالی از هرگونه جنگل میشود تحت مالکیت نخستین انسان ها قرار خواهد گرفت.
توهین به مقدسات طرفین به هر نحوی ممنوع و دارای مجازات است.
در صورت ارتکاب جرم در عراضی تحت تملک دیگری، شخص مجرم باید با قانون آن منطقه مجازات شود.
زندگی دو گونه متفاوت در کنار یکدیگر در عراضی تحت تملک طرفین مانعی ندارد.
به واسطه نزدیکی انسان های نخستین و فرزندان جنگل در همین دوران بود که انسان های نخستین کم کم به سوی خدای جنگل کشیده شدند و او را خدای اصلی خود دانسته و شروع به پرستش او کردند.
در همین دوران بود که خاندان های اصیل وستروس بنیان نهاده شدند.براندون معمار خاندان استارک را بنیان نهاد، لن زیرک خاندان لنیستر را بنیان نهاده و..
دو هزار سال بعد طولانی ترین زمستان تاریخ وستروس اغاز شد.آدر ها موجودات قدرتمند و ترسناکی هستند که توانایی هدایت مردگان و به واسطه ان تبدیل انها به یک ماشین کشتار را دارند.آدرها تقریبا شبیه انسان ها هستند منتها پوست انها از جنس یخ است و به شدت نیرو مند هستند.در همین مدت بود که ادرها و لشکر مردگانشان به وستروس حمله کردند.نبردی طولانی و خون بار شکل گرفت اما در نهایت به واسطه اتحاد بین فرزندان جنگل و انسان های نخستین انها توانستند لشکر مردگان را به همان جایی که از ان امده بودند( سرزمین های lands of always winter ،سرزمین های همیشه زمستانی) برگردانند.در این نبرد بود که فرزندان جنگل تیغه هایی با نام شیشه اژدها را برای کشتن ادر ها به کار گرفتن.سپاه متحدین توسط قهرمانی بزرگ با نام ازور اهای رهبری میشد.او صاحب شمشیر اتشین و شعله ور light bringer ( اورنده روشنایی)بوده است.
پس پایان نبرد براندون معمار با همراهی غول ها و نخستین و انسانها و فرزندان جنگل (دیوار) را میسازند.دیواری بزرگ که real north(شمال واقعی) را از شمال جدا میکند.دیواری عظیم از جنس یخ و جادوی کهن.محافظین این دیوار را night watch یا همان نگهبانان شب گویند.وظیفه اصلی دیوار حفظ وستروس از خطرات احتمالی سرزمین های ان سوی دیوار است.در همین دوران براندون معمار در فاصله نسبتا کمی از دیوار قلعه وینترفل را میسازد و به عنوان ولین شاه شمال شناخته میشود.
چندسال بعد فرمانده نایتز واچ سوگند خودش رو شکست(نگهبانان شب قسم یاد میکنند ازدواج نکنند.بچه دار نشوند و هیچ ** خلاف دستورات فرمانده عمل نکنند.در صورت شکستن سوگند اونها محکوم به مرگ میشن)و عاشق زنی در سرزمین آنسوی دیوار شد.این فرمانده از زیردستان خودش یه سپاه ساخت و نامش رو پادشاهی شب گزاشت.اونها سدت به قیام بزرگی زدن و قصد داشتن پادشاهی ان سوی دیوار و پادشاهی شمال رو سرنگون کنند و هردو این قلمرو رو هارو تحت کنترل خودشون در بیارن.اما در نهایت با اتحاد استارک ها و جورامون(پادشاه انسوی دیوار)پادشاهی شب شکست میخوره و تک تک نفرات اعدام میشوند.
پایان بخش اول.
علاقه مندی ها (Bookmarks)