حقیقتش فکر کنم یکی از با معنی ترین و قشنگترین آهنگهای کشتی کج همین باشه.آهنگی هستش که درست مثل آهنگ کین که مال گروه فینگر 11 هستش،دقیقا شخصیت اون فرد رو توصیف می کنه و من واقعا هربار این آهنگ رو گوش میدم رندی رو توی آهنگ می بینم.
اینم تکستش:
I hear voices in my head
The council me
They understand
They talk to me, they talk to me
You got your rules and your religion
All designed to keep you safe
But when rules start getting broken
You start questioning your faith
I have a voice that is my savior
Hates to love and loves to hate
I have the voice that has the knowledge
And the power to rule your fate
I hear voices crying
I see heroes dying
I taste the blood that's drying
I feel the tension rising
I hear voices in my head
The council me
They understand
They tell me things that I will do
They show me things I'll do to you
They talk to me, they talk to me!
All the lawyers are defenseless
All the doctors are disease
And the preachers all are sinners
And the police just take the grease
All you judges you are guilty
All the bosses I will fire
All you bankers will have losses
And politicians are all liars
I see darkness falling
I hear voices calling
I feel justice crawling
I see faith has fallen
I hear voices in my head
The council me
They understand
They tell me things that I will do
They show me things I'll do to you
They talk to me, they talk to me…
اما ترجمه:
من صداهایی توی سرم می شنوم.اونها با من مشورت می کنن.اونها می فهمن.اونها با من حرف می زنن.
-----
تو قوانین و دین خودت رو داری.که همشون اینطوری تهیه و تنظیم شدن که تورو امن نگه دارن.اما وقتی که قوانین شروع به شکسته شدن می کنن،تو هم شروع می کنی و دلیل رو از اعتقادت می پرسی..من صداهارو دارم و اونها ناجی من هستند.نفرت از عشق و عشق نفرت!من صداهایی رو دارم که علم و قدرت تسلط بر سرنوشت تو رو دارند....
-----
من صداهارو در حالی که گریانند می شنوم.من میبینم که هیروها و قهرمانها میمیرن(اشاره به Legend Killer )
من خون رو درحالی که داره خشک میشه می شچم.من نگرانی و ترس رو که داره زیاد میشه حس میکنم...
-----
من صداهایی توی سرم می شنوم.اونها با من مشورت می کنن.اونها می فهمن.اونها با من حرف می زنن.
اونها با من حرف میزنن.اونها کارهایی که من خواهم کرد رو به من میگن و اونها به من کارهایی که باهات خواهم کرد رو نشون می دن . اونها با من حرف میزن...
-----
این قسمت به نظر خودم اوج آهنگه...
همه وکیلها خودشون بی دفاع هستند...همه دکترها خودشون مریضی هستند...و همه موعظه گر ها خودشون گناهکارند...و پلیسها فقط کاررو خرابتر میکنند(اصطلاح)...شما قاضیها همتون گناهکارید.همه مدیرها رو خودم اخراج می کنم!همه بانکدارها خودشون ضرر خواهند داد و همه سیاستمدارها هم دروغگو هستند....
-----
من تاریکی رو میبینم که داره سقوط میکنه(سقوط برای دارکنس به معنی زیاد شدن)
من صداهارو میشنوم که صدا میزنند!
من عدالت رو میبینم که داره ازبین میره و نفسهای آخرشو میکشه(اصطلاح)
من می بینم که اعتقاد و توکل هم سقوط کرده(اینجا یعنی ازبین رفته)
-----
من صداهایی توی سرم می شنوم.اونها با من مشورت می کنن.اونها می فهمن.اونها با من حرف می زنن.
اونها با من حرف میزنن.اونها کارهایی که من خواهم کرد رو به من میگن و اونها به من کارهایی که باهات خواهم کرد رو نشون می دن . اونها با من حرف میزن...
------------------------------
حیف زیاد این آهنگو نشنیدیم و رندی مصدوم شد.با تشکر.






پاسخ با نقل قول



علاقه مندی ها (Bookmarks)