بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 61

موضوع: داستانسرای عصر ایران ...

  1. Top | #11

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1552
    نوشته ها
    923
    تشکر
    32
    تشکر شده 185 بار در 39 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    302 Thread(s)

    پیش فرض

    دمت گرم داداش خیلی باحال بود حتما ادامه بده فقط تو ایپزودهای بعدی ما رو اصلاح کن من اصلا از این جاستین خوشم نمیاد
    کاربر مقابل از Sherlock Holmes عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Sarkesh (12-24-2010)
    امضای ایشان
    I’m not a businessman
    I’m a business, man!
    Let me handle my business, damn

  2. Top | #12

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    شماره عضویت
    744
    سن
    40
    نوشته ها
    1,389
    تشکر
    516
    تشکر شده 1,278 بار در 212 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    125 Thread(s)

    پیش فرض

    منکه هنوز نخوندم.آخه خیلی زیاده و من هم گ*ش*اد هستم دیگه
    یاد اون موقعی افتادم که سفرنامه رو مینوشتم.
    شیطونه میگه دوباره شروع کنم به نوشتن

    سجاد جون دمت گرم ادامه بده

    4 کاربر مقابل از MaJiD HetFieLd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. MrSAMET (12-24-2010), P H E N O M (12-24-2010), Sarkesh (12-24-2010), The Great One (12-24-2010)
    امضای ایشان


    ELENA I Know You Love Stefan But I Love You
    You Should Know




  3. Top | #13

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    443
    سن
    36
    نوشته ها
    7,220
    تشکر
    2,319
    تشکر شده 11,569 بار در 1,591 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    39
    حالت من
    Khoshhal
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1682 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Sherlock Holmes نمایش پست ها
    دمت گرم داداش خیلی باحال بود حتما ادامه بده فقط تو ایپزودهای بعدی ما رو اصلاح کن من اصلا از این جاستین خوشم نمیاد

    سجاد جان اونی که عاشق جاستین هست منم

    سلنا گومز هم شوهر داره ، رو پای هرکسی نمیره
    2 کاربر مقابل از H H H عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. Sarkesh (12-25-2010), The Shadow (12-25-2010)
    امضای ایشان


    آبی تر
    از آنم که بی رنگ بمیرم
    قرمز نشوم هرگز که با ننگ بمیرم


  4. Top | #14

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیر
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    شماره عضویت
    2489
    سن
    33
    نوشته ها
    7,543
    تشکر
    11,137
    تشکر شده 15,155 بار در 2,295 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1913 Thread(s)

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط 3rfan نمایش پست ها
    سجاد جان اونی که عاشق جاستین هست منم

    سلنا گومز هم شوهر داره ، رو پای هرکسی نمیره
    اینقدرا هم بی خبر نیست این آقا سجاد ، در این بیت که گفته سلنا روی پای راسیتمه استعاره هست که منظور از من ، پژمان میباشد
    کاربر مقابل از The Shadow عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Sarkesh (12-25-2010)
    امضای ایشان


    .:: Rest In Peace​ ::.

  5. Top | #15

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    She Calls Me SUPERMAN
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5148
    سن
    32
    نوشته ها
    2,853
    تشکر
    2,078
    تشکر شده 6,999 بار در 811 ارسال
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    949 Thread(s)

    پیش فرض

    سجاد جون داره عالی پیش میره ... همینطوری بری یه جی کی رولینگ مرد جدید بوجود میاد .

    منتظرم ببینم من چطور وارد داستان میشم .....
    کاربر مقابل از Olympic Hero عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Sarkesh (12-27-2010)
    امضای ایشان

    We Are Going To Explore Into Your Mind To Find Out Why You're so
    FU**ING JEALOUS


    بیـا یـاد بـدم بـهـت قـِـلـِــقُ Bay Bay ,,,



  6. Top | #16

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    شماره عضویت
    19988
    سن
    28
    نوشته ها
    1,036
    تشکر
    4,205
    تشکر شده 2,420 بار در 508 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    248 Thread(s)

    پیش فرض

    عالی بود دمت گرم خیلی حال کردم
    عجب کار و کاسبی راه انداختم
    کاربر مقابل از JMJ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Sarkesh (12-31-2010)
    امضای ایشان


  7. Top | #17

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)

    پیش فرض اپیزود چهارم ..

    شعر تیتراژ نداریم . همون قبلیه هستش دیگه ...اما به مناسبت سال جدید میلادی خودتون یه اهنگ بزارید و حال کنید ..

    شروع اپیزود چهارم :


    ساسان و عرفان داشتن می خندیدن که یه ماشین از اون دور داشت می امد . ساسان و عرفان رفتن وسط جاده !

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    ساسان : خدا کنه وایسه . مگر نه تا 10 ساعت دیگه هم از اینجا ماشین رد نمیشه ! عرفان : مگه دست خودشه .؟ ما الان راه روبند آوردیم . مگه این که از روی جنازه ما رد شه .. ماشین نزدیک شد و هیچ بوقی نمی زد و با سرعت داشت به طرف بچه ها می اومد . ساسان : این دیگه کیه ؟ چقدر قاطیه ! عرفان : تا به حال آدم به این شاخی ندیده بودم . مثل این که اسم hhh رو توی گوگل سرچ نکرده ! آرمان جلوتر از عرفان و ساسان در کنار جاده ایستاده بود و فقط داشت نگاه میکرد . راننده با سرعت داشت میومد .ساسان و عرفان رفتن کنار . ماشین به آرمان که رسید رانندش ترمز دستی رو کشید . ماشین داشت می چرخید ... ساسان : اوه مای گاد .. ماشین ایستاد درست جلوی پای آرمان .آرمان رفت که سوار ماشین بشه و عرفان و ساسان رو صدا کرد . راننده کلاهی به سر داشت و اصلا حرف نمیزد . عرفان و ساسان و آرمان هم داشتن ازش تشکر میکردن . اما راننده اصلا حرف نمیزد و جوابشون رو نمیداد ...

    سجاد بیهوش بود وازش داشت خون میرفت . باربد : یه خورده ناراحت شده بود .سجاد در حال مرگ بود که باربد یه گاز به دست خود زد و خون خودش رو تو دهن سجاد کرد و سجاد خون باربد رو خورد و کم کم به هوش آمد . سجاد هم تبدیل به خون آشام شده بود . و باربد فقط از این ماجرا خبر داشت ...

    مجید و بقیه بچه ها از رستوران اومده بودن بیرون . شروین خیلی سریع با بقیه خداحافظی کرد و رفت . علی رضا هم به بچه گفت : بازم بیاید این طرفا . واقعا خوش حال میشم .مخصوصا تو میر علی جان . میرعلی : قربون تو داداش گلم برم . هر وقت حوس اکبر شتر مرغم کرد میام و یه سری میزنم . بچه ها داشتن سوار ماشین می شدن اما خبری از باربد و سجاد نبود . مجید : چه اکبر شتر مرغ هایی بود لا مصب خیلی حال داد . هادی : بد نبود. الان چه جوری ما باید به سعید شرلوک زنگ بزنیم ؟ بابک : ای بابا کاری نداره که . یه جا که تلفن کارتی داشت میریم دیگه . مجید : حالا فعلا بیخیال سعید شرلوک شیم .بریم سینما ؟ هادی : سینما ؟ زیاد خوشم نمیاد .حالا چه فیلمی هست ؟ مجید : نبرد رستم با شاهزاده تئو سونگ پو .. میرعلی : چی ؟ فیلمش کره ایه ؟ مجید : نه ! محصول مشترکه ایران و کره . بابک : داستانش حالا چی هست ؟ مجید : من که فیلمو ندیدم .اما شاهزاده تئو سونگ پو آخرین شاهزاده قوم گوگوریو هستش ! میر علی : بریم ببینیم . هادی : زیاد خوشم نمیاد . میرعلی اخمی کرد و یه چشمک به هادی زد و هادی گفت بریم ..

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    شروین توی یه ماشین مدل بابا نشسته بود . ماشین دم فرودگاه بود . سلنا گومز از هواپیما داشت پایین می اومد .یک مرد بسیار نزدیک با او راه میرفت . جزء محافظ ها نبود . شروین : قربان سلنا رو دیدم . اون فردی رو که میگفتین احتمال زیاد ایرانی هست رو هم دیدم . قربان : دنبالشون کن ! اون فرد ایرانی خیلی مشکوکه ... شروین : باشه . یه لحظه قربان ! پشت خطی دارم .شما مشخصات اون ایرانیه رو واسم بفرستید . قربان : اوکی . پشت خطی شروین اقا بشیر بود . شروین : جانم آقا ! آقا : الان اومدم از تلفن این **** مارکتی توله سگ زنگ یزنم . دلم واست تنگ شده لعنتی . بدو بیا خونه ! شروین : خاکتم سلطان . اومدم .
    شروین سلنا و اون ایرانیه رو ول کرد و رفت پیش آقا !

    خونه ی سجاد :
    سجاد : چه خبر باربد ؟ چرا اینقدر اعصابت خورد بود ؟ باربد به زور لبخندی زد و گفت : ببین سجاد یه اتفاقایی افتاده که تو باید بدونی . سجاد خندید و گفت : چی ؟ چی شده ؟ چرا انقدر ناراحت به نظر میای ؟

    باربد : من یه خون آشامم . سجاد خندید و گفت : خب منم یه خون آشامم ! این که چیز بدی نیست. باربد : سجی من اصلا شوخی ندارم .
    سجاد : منظورت چیه ؟ چطور میشه .؟؟ با من که کاری نداری ؟؟ باربد : تو الان یه خون آشام شدی !! مجبور شدم خون آشامت کنم . داشتی میمردی . سجاد : جدی ؟ یعنی من الان یه خون آشامم . سجاد خندید و پرید هوا .
    باربد : خوشحالی ؟ سجاد : خیلی باربد . من دیگه حوصله این زندگی تکراری رو نداشتم و لی الان میریم و عشق و حال میکنیم . باربد : فعلا بریم یکی رو گیر بیاریم تا تو خونشو بخوری . بعد واست اتفاقای دیگه رو تعریف میکنم



    شروین رفته بود خونه پیش آقا ! اقا : شروین ! این وانت رو چرا پنچر گیری نکردی ؟ شروین : سرورم .منو ببخشید . درستش میکنم . آقا : این مادرس گ خواهرس گ پدر س گ توله س گ رو که گوشی منو دزدیده پیدا نشده ؟ شروین : اون دختره رو اگه پیدا کنم زندش نمیزارم آقا . صدای زنگ اومد . آقا : برو ببین کیه ؟ شروین : کیه ؟ سعید شرلوکم . شروین درو باز کرد . سعید شرلوک : فهمیدم رئیس این باند ج نده های عاشق کیه ؟ شروین : بگو کیه ؟ سعید شرلوک : باورت نمیشه . علی باستد ه !!! اون همچین گروهی زده . شروین داشت می خندید که گوشیش زنگ خورد . رفت توی یه اتاق دیگه و صحبت کرد . بله قربان ؟ قربان : شروین مشخصات طرف رو دیدی ؟ شروین به دروغ گفت : اره . دیدم . قربان : اسمش اشنا نیست ؟
    شروین : نه قربان . باید تعقیبش کنم . قربان : این موقعیت حساسیه . مواظب باش . شروین : مطمئن باشید قربان . شروین مشخصات آن فرد ایرانی را دید و یهویی گقت : یعنی چی ؟ اسمش : پژمانه ! محل سکونتش تا قبل این که خارج بره اصفهان بوده ! شروین کمی فکر کرد.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    و بعد رفت پیش سعید شرلوک و آقا .
    شروین : حالا گیرش آوردین این علی باستد رو ؟ سعید شرلوک : این علی دم به تله نمیده ... ولی یه چیزایی ازش پیدا کردم . تا چند روز دیگه گیرش میارم . شروین : خوبه . یه وقت دستگیرش نکنی ها . بیارش پیش خودم علی رو . سعید شرلوک : خودم میدونم . فعلا خداحافظ .... سعید شرلوک دوباره اهنگای جاستین رو توی آی پدش پلی کرد و رفت ...

    ساسان و عرفان و آرمان داشتن خاطرات قدیمیشون رو برای هم تعریف میکردن . و داشتن میخندیدن ...
    که یهویی راننده پس از 5 ساعت سکوت زد زیر خنده .... هه هه هه هه .... هو هو هو هو ..بعد سرش را برگرداند عقب و گفت : سلام بچه ها ...
    پایان اپیزود چهارم ..

    نظراتتون رو بدین .اگه مشکلی داره بگین که از قسمت های بعد برطرفش کنم .
    15 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. AĦӍẪÐƦÉȤA (12-31-2010), DIONYSUS (12-31-2010), Goldberg The Man (12-31-2010), JMJ (01-02-2011), Mr. Movie (03-05-2011), MrSAMET (12-31-2010), TeZAR (12-31-2010), The Basted (12-31-2010), The Last Outlaw (12-31-2010), The Survivor (12-31-2010), Xtreme (12-31-2010), amirnba (12-31-2010), wcwwwe (12-31-2010), Ғ Д † Д Ł β (01-08-2011)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

  8. Top | #18

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    She Calls Me SUPERMAN
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    شماره عضویت
    5148
    سن
    32
    نوشته ها
    2,853
    تشکر
    2,078
    تشکر شده 6,999 بار در 811 ارسال
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    949 Thread(s)

    پیش فرض

    ایول داری داش سجاد داستان هیجان انگیز شده شدیدی فقط خواهشا مدت زمان اپیزود رو ببر بالا . اینطوری بهتره
    کاربر مقابل از Olympic Hero عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Sarkesh (12-31-2010)
    امضای ایشان

    We Are Going To Explore Into Your Mind To Find Out Why You're so
    FU**ING JEALOUS


    بیـا یـاد بـدم بـهـت قـِـلـِــقُ Bay Bay ,,,



  9. Top | #19

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    شماره عضویت
    19988
    سن
    28
    نوشته ها
    1,036
    تشکر
    4,205
    تشکر شده 2,420 بار در 508 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    248 Thread(s)

    پیش فرض

    عالــــــــــــــــــــــ ـی بود
    دمــــــــــــــت گرم
    کاربر مقابل از JMJ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Sarkesh (12-31-2010)
    امضای ایشان


  10. Top | #20

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    شماره عضویت
    3675
    سن
    34
    نوشته ها
    723
    تشکر
    9,036
    تشکر شده 3,862 بار در 537 ارسال
    حالت من
    Khonsard
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    804 Thread(s)

    پیش فرض

    از همه دوستانی که تا اینجای داستان ما رو همراهی کردن تشکر میکنم ! می خواستم بگم که فصل از 1 این داستان دو اپیزود دیگه باقی نمونده و اپیزود هقته بعد یکی از اپیزود های مهم داستانه .

    دیگه بیشتر کسایی که باید توی فصل 1 وارد داستان میشدن اومدن . یه چند نفر دیگه موندن . بعضی هم توی همین قسمت بودن ولی اسمی ازشون برده نشد .

    در آخر به حسین هم بگم که : صبر باید داشته باشی واسه وارد شدن به داستان ... آسیاب به نوبت .
    4 کاربر مقابل از Sarkesh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند. MrSAMET (12-31-2010), The Survivor (01-01-2011), amirnba (12-31-2010)
    امضای ایشان




    به یاد تموم کله کردنا ...
    به یاد تموم پشت دری آ ...
    به یاد تموم تو شیکم رفتنا ...
    به یاد شات گان ...

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آغاز بارش برف در تهران از عصر فردا
    توسط H H H در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-01-2011, 08:40 PM
  2. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 08-28-2009, 01:50 PM
  3. پدر مت و جف : داستان پسرانم اعصابم رو خرد كرد
    توسط KANE در انجمن اخبار روزانه
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 04-08-2009, 06:07 PM
  4. چند رمز از بازی عصر خدایان (عصر افسانه ها)
    توسط Captain.Rey در انجمن کامپیوتر ( PC )
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 06-15-2007, 01:28 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد