بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 20 از 58 نخستنخست ... 10181920212230 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 577

موضوع: اسرارالتوحید فی مقامات عصر ایران ...(جلد چهارم)

  1. Top | #191

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    443
    سن
    36
    نوشته ها
    7,220
    تشکر
    2,319
    تشکر شده 11,569 بار در 1,591 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    39
    حالت من
    Khoshhal
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1682 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط The Shadow
    نقل قول نوشته اصلی توسط H H H
    نقل قول نوشته اصلی توسط The Shadow
    ببینم این FGI کی بود ؟؟؟ یوزرش خیلی برام آشناست ، اون زمان که تازه عضو شده بودم هم بود
    خیر در زمان علی تو اصلا حضور فیزیکی نداشتی

    مدیر بود و بعدش ناظم شده بعدش از اینجا نقل مکان کرد
    برو بابا
    من قشنگ یادمه این اقای FGI یه آواتار کوچیک هم داشت !
    اواتارش نوشته بود " یا حسین " و داشت ازش خون میچکید !

    پزمان بورو پروفایل ارمان و میر علی و شوالیه ( دارک نایت ) رو ببین ، خودم کف کردم


    ولی اون موقع تو تو انجمن نبودی


    فعلا ...

  2. Top | #192

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیر
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    شماره عضویت
    2489
    سن
    33
    نوشته ها
    7,543
    تشکر
    11,137
    تشکر شده 15,156 بار در 2,295 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1913 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط H H H
    نقل قول نوشته اصلی توسط The Shadow
    نقل قول نوشته اصلی توسط H H H
    نقل قول نوشته اصلی توسط The Shadow
    ببینم این FGI کی بود ؟؟؟ یوزرش خیلی برام آشناست ، اون زمان که تازه عضو شده بودم هم بود
    خیر در زمان علی تو اصلا حضور فیزیکی نداشتی

    مدیر بود و بعدش ناظم شده بعدش از اینجا نقل مکان کرد
    برو بابا
    من قشنگ یادمه این اقای FGI یه آواتار کوچیک هم داشت !
    اواتارش نوشته بود " یا حسین " و داشت ازش خون میچکید !

    پزمان بورو پروفایل ارمان و میر علی و شوالیه ( دارک نایت ) رو ببین ، خودم کف کردم


    ولی اون موقع تو تو انجمن نبودی

    فعلا ...

    آره خودشــه ، آواتارش هم گیف بود یعنی خون میچکید همین طوری ( متحرک )

    آره دیدم کف کردم.

    باز میگه من از خیلی قبل از عضویتم تو انجمن میومدم ، اون موقعی که اصلاً بلد نبودم عضو شم ولی اون موقع بودم !

  3. Top | #193

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    37
    سن
    38
    نوشته ها
    428
    تشکر
    142
    تشکر شده 87 بار در 20 ارسال
    حالت من
    Badhal
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    32 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط H H H
    عکسه خاطره دار :::::
    [align=center]

    الان دو سه روزه تو ارشیومم دارم دنبال یه چند تا عکس میگردم که در این بین خیلی عکس ها دیدم که برام خیلی خاطره زنده کرد !!

    قبلا من از بیشتر حوادس انجمن عکس میرفتم و میدنستم اینا یه روزی خاطره میشه.

    ------

    من دقیقا 4یا 5 ساعت مونده بود به سال تحویل (سه سال پیش ) تو انجمن عضو شدم و همین باعث شد کمی ، کمی این عکس اول دیر شه !

    اون موقع که عضو شدم یکم تو انجمن چرخیدم و چندین پست مفید از قبیل " عالیه " ، " دمت گرم " ، " خیلی خوبه " ، " دستت درد نکنه " زدم و رفتم و فردا صبحش ماجرا هایی دیگه پیش اومد که نیاز به گفتن نیست.

    از همون روز اول من اینجا رو مثل خونه دوم احساس کردم و به همین خاطر اصل فعالیتم رو همین جا گذاشتم ، این عکس زیر مربوط میشه به فردای روزی که من تو انجمن عضو شدم :

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    رزمنده های اون موقع ( ) اولین نام کار بری منو یادشونه.

    اگه چند ساعت زودتر عکس رو میگرفتم خودمم تو اون لیست اخرین ثبت نامی ها بودم

    اما !

    عکس دوم مربوط به زمانی میشه که تبلیغ وبلاگمون رو تو انجمن کردم :

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    یادش بخیر !! بیشتر اعضای انلاینی که تو اون عکس میبینید دیگه الان هفت کفن پوسونده یوزرشون

    یکی بود به اسم اقا ابراهیم که اخراج شد ، بدنساز بود و من اون موقع همیشه تو کف هیکلش بودم.

    ارش ، مهدی ، ممد ام ار تی ، بی بی صی ، بیگ ددی کول ، محسن ، میلاد ، عرفان ، داوود ، اقا معین ( ابوذر ) ، اقا صادق و ...


    ابولفضل جان باز بیا بگو دوران ما دیگه تموم شده !! اون موقع که من تاپیک میزدم شما با لگد زدی در خونه مردم رو از جا کندی


    -----------------


    نمیدونم چرا بیشترین عکس هایی که دارم مربوط به دعواهای انجمن هست

    بیشترین تعداد عکس هم مربوط به اون دعوای خونین منو ارمان و وصال هست از چندین زاویه همه چی رو عکس گرفتم


    ای کاش ... ولش کن

    [/align]


    فعلا ...
    سلام
    عرفان با این تایپکت کلی خاطره به یاد من انداختی واقعا دمت گرم یاد قدیما افتادم
    یادش بخیر اون مقع ما کاربر طلایی بودیم با یوزر قبلیمون ali_ghadiri moghaddam

  4. Top | #194

     کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره کاربر چهار ستاره  کاربر چهار ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    شماره عضویت
    5044
    سن
    36
    نوشته ها
    3,091
    تشکر
    17,360
    تشکر شده 14,251 بار در 1,757 ارسال
    حالت من
    Mehrabon
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1360 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    با سلام خدمت اهالی محترم محله اسرار

    ادامه داستان اسرار

    خب رسیدیم اونجا که دادا عرفان رفته بود پشت تابلوی شاش ممنوع و فلکرو باز کرده بود و داشت خیار چمبرای باغ بغلی رو مورد لطفش قرار میداد
    خان دایی که خیلی مقرراتی بود از ماشین پیاده شد و رفت با عرفان دست به یقه شد
    عرفان یه فن لنگه به لنگه به دایی وارد کرد بقیشو ساسان لونگواستون تعریف میکنه:
    عرفان داره همينطوري مشت ميزنه و بعد از اون گوزلاين و بعدش شومبولپلكس
    عرفان ميخواد يك سوپلكس ديگه بزنه كه ناموفق است . دایی ميخواد راك باسنرو اجرا كنه كه عرفان استانر ميزنه .
    و كــاور ...1..2...
    دایی پين نشد
    حالا عرفان دایی رو بلند ميكنه و ميخواد بازم استانر رو بزنه . كه دایی با يك جاخالي ک_ون دابل کی او ميزنه و پين فال ...1...2..3
    و بله دایی بازي رو ميبره
    به هر حال من و ساسی رفتیم جداشون کردیم
    و عرفان هم اومد نشست بغل من.تو راه از عرفان پرسیدم تو اینجا چیکار میکنی؟؟
    گفت والا با حامد و شروین یه قراره میتینگ گزاشته بودم ولی الان سه ساعته مثل ال_ت کمپرس شده بغل جاده منتظرشونم
    الانم داشتم باهاشون حرف میزدم نامردا نشستن تو کافی شاپ دارن بستنی کوفت میکنن
    گفتم حالا میخوای چیکار کنی؟؟
    گفت فعلا مثل بختک چسبیدم به شماها برگشتنی یه حال اساسی به هردوشون میدم
    کم کم داشتیم میرسیدیم شهر معین که یهو چشم افتاد به آمپر بنزین
    دیدم عقربش از دود ول من سر به زیرتره
    به خان دایی گفتم حواست به امپره هست؟؟
    گفت حواستم به امپره هست ولی تو حواست به جیب من نیست!!
    گفتم یعنی اینکه جیبت از دل مومن صاف تره؟؟
    گفت آره
    گفتم پس چه جوری این همه راه رو اومدی؟؟
    گفت صبح یه شاش اساسی کردیم تو باک با یه کم الکل و سرکه ماشین تا اینجا اومد!!
    گفتم خوب حداقل یه کوچولو شاش اضافی بکن لااقل پیش معین برسیم
    گفت هر چی داشتم دم صبحی خالی کردم تو باک
    چشامون چرخید رو ساسی
    ساسی هم زود گفت من شاش که چه عرض کنم گوزم رو هم به این دایی نمیدم
    منم که تو سه روز قطره چکونم سه سی سی شاش مقطر تحویلم میده
    عرفانم که مخرنش رو چند دقیقه قبل تخلیه کرد
    مونده بودیم هاج و واج که یهو یه فکر توپ به کله عرفان خطور کردو رو دایی گفت:برگرد همون جایی که من شاشیده بودم
    با ته مونده بنزینمون برگشتیم به باغه
    عرفان گفت شروع کنین به خربزه خوری
    ماها که تازه از نیت شومش با خبر شده بودیم شروع کردیم به خربزه خوردن
    ساسی سه چهار تا نخوردهه بود که سیر شد و شد این شکلی:




    دایی دو تا رو به زور تموم کرد ومنم یه نصفه بیشتر نتونستم بخورم
    ولی عرفان مثل جاروبرقی که کیسشو تازه عوض کرده باشی شروع کرده بود اعتراف گرفتن از باغ و نصف باغ رو لخت مادر زاد کرد:




    عرفان و دایی در حال خوردن هندوانه



    من و ساسی و دایی همون اول مخزنمون رو خالی کردیم تو باک
    یه یه ساعتی نگذشته بود که عرفان گفت من جیش دارم من و ساسی و دایی زود ورش داشتیم و دودولش رو کردیم تو باک و شروع کردیم به ملتهب کردن مجاری آبیاریش
    چند دقیقه نگذشته بود که باکه پر شد ولی دود ول عرفان مثل لوله ای که ترکیده بود داشت شاش پس میداد
    گفتم بس کن دیگه چقدر میشاشی
    گفت هر کی خرزه بخوره پای شاشش هم میشنه
    خلاصه گرفتیمش سمت باغ و گیاه ها رو یه ابیاری حسابی کردیم
    حدود نیم ساعت که گذشت دیدیم مخزن آقا کم کم داره ته میکشه
    نتیجه گرفتیم که این بشر یه استعداد خدادادی تو کار کردن تو اتشنشانی داره که حیفه طلف بشه
    خلاصه بعد از یه سری عملیات شاش و گوه و چوس برداری سوار ماشین شدیم و به راهمون ادامه دادیم ....

    ادامه دارد

  5. Top | #195

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    May 2008
    شماره عضویت
    2421
    سن
    32
    نوشته ها
    456
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    [align=center]
    اسراري ها سلام عليكم
    شهادت امام علي (ع)* رو بهتون تسليت ميگم
    ماجراي نت نيومدن من من اومدم خونه ديدم بابام پريزه تلفن اتاق منو چكو لگدي كرده
    ديدم 3 تا سيمو از پشت پيريز در اورده كه من نت نيام گفتم بابا جون كور خوندي اميد تيكري رو دست كم گرفتي
    منتظر موندم تا خونه مكان بشه و با 1 حركت انحصاري زنگ زدم رفيقم كه برق كاره اومد ريد به كله بابام يعني پيريز رو درست كرد هنوز هيچكي نميدونه هنوز ولي به زودي كه قبض تلفن اومد همه ميفهمن
    در ضمن با فروزشو امير هم قهر كردم و با علي دماغ آشتي كردم
    عكسي از علي دماغ و بنده در شب 19 دهم


    حالا ماجراي شب قدر رو هم كامل واستون ميگم فقط 1 اشاره ي كوچيكي از بيفرهنگيمون ميگم
    از خيابون هاي خلوت از رو ماشين ها ميپريديم يعني بدو بدو از جلو ماشين به سقف ماشين و از سقف ماشين به ماشين ديگري
    [/align]

  6. Top | #196

     کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستارهکاربر شش ستاره کاربر شش ستاره  کاربر شش ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    443
    سن
    36
    نوشته ها
    7,220
    تشکر
    2,319
    تشکر شده 11,569 بار در 1,591 ارسال
    نوشته های وبلاگ
    39
    حالت من
    Khoshhal
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    1682 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    [align=center]

    اون موقع که شانس تقسیم میکردن ، یارو اب ک i ر شو ریخت به ما !

    بابامون رفته فورم ثبت نام bسیj گرفته و پر کرده و برا ما کارت گرفته ، چرا ؟! چون 10% تو کنکور سهمیه داره

    یه جای سگ تو این شانس ما.

    [/align]


    فعلا ...

  7. Top | #197

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    May 2008
    شماره عضویت
    2421
    سن
    32
    نوشته ها
    456
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    عرفان داداش فقط تو نيستي خيليا هستن
    آقا اين كه بد شانسي نيست بد شانسي اينه كه 1 نفر تو مدرسه ما به معلم داده ميدوني چيه؟

  8. Top | #198

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    True Blue
    تاریخ عضویت
    May 2009
    شماره عضویت
    4687
    سن
    30
    نوشته ها
    1,858
    تشکر
    7,212
    تشکر شده 7,945 بار در 1,105 ارسال
    حالت من
    Sepasgozar
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    665 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    [align=center]دیروز رفته بودم کلاس معلممون یک سوال داد به ما فکر کنم حدود 20 خطی بود ، بعد همه بچه ها اوه اوه می کردند ، من با یکی از بچه ها جلو نشسته بودم ناگهان بغل دستیم گفت که جلویی ها در بیارن پشتی ها اوه اوه کنن ، پس از گفتن این حرف معلممون با اردنگی پرتش کرد بیرون منم با زور خندم را نگه داشتم . [/align]

  9. Top | #199

     کاربردو ستاره کاربردو ستارهکاربردو ستاره کاربردو ستاره کاربردو ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    11
    سن
    36
    نوشته ها
    835
    تشکر
    76
    تشکر شده 238 بار در 30 ارسال
    حالت من
    Ashegh
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    333 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    سلام ملت من برگشتم
    مقتدرانه
    -------------
    آی اوی آخ ا دمپایی آی پرت آی نکن خوب غلط کردم

  10. Top | #200

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    شماره عضویت
    19147
    سن
    35
    نوشته ها
    172
    تشکر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: اسرارالتوحید فی مقامات iranwwe..(جلد چهارم)

    سال سوم راهنمایی زنگ ریاضی ،کلاس الاف داشت می چرخید ،که به معلممون گفتم بریم نون بربری بخریم با هم بخوریم . رفتیم 15 تا نون بربری با پنیر و خرما گرفتیم اومدیم سر کلاس شروع کردیم به خوردن که چشم تون روز بد نبینه پرید تو گلوی معلممون منم که همیشه خدا ته کلاس می شستم داد زدم سیفون و بکش یهو کلاس منفجر شد معلم بیقرمز کرده بود .وای.

    دیگه خودتون عواقب کار رو بفهمین که چی شد


صفحه 20 از 58 نخستنخست ... 10181920212230 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. گاهنامه وزین عصر ایران.....داغ(شماره جدید منتشر شد)
    توسط Ғ Д † Д Ł β در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: 02-10-2011, 07:32 PM
  2. آغاز بارش برف در تهران از عصر فردا
    توسط H H H در انجمن گفتگو گوناگون
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 02-01-2011, 08:40 PM
  3. "عصر جمعه" آذرماه روی پرده می*رود
    توسط AĦӍẪÐƦÉȤA در انجمن سينمای ايران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 11-08-2010, 12:48 PM
  4. چند رمز از بازی عصر خدایان (عصر افسانه ها)
    توسط Captain.Rey در انجمن کامپیوتر ( PC )
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 06-15-2007, 01:28 AM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد