بزرگترین انجمن کشتی کج ایران   ایران یو افــ سی
محل تبلیغات شما wwepars

User Tag List

صفحه 18 از 61 نخستنخست ... 8161718192028 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 603

موضوع: مصاحبه با اعضای سایت

  1. Top | #171

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو با سابقه
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1653
    نوشته ها
    2,702
    تشکر
    0
    تشکر شده 43 بار در 38 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت (با حضور H H H )

    خیلی سعی کردم این ( دعوا های شخصی ) داخل انجمن نفوذ نکنه ولی به خاطر بچه های گل انجمن چشم خفه میشیم . پستمم پاک کردم

  2. Top | #172

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    1,349
    تشکر شده 2,384 بار در 298 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    440 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت (به زودی با حضور ABOLFAZL)

    به زودی مصاحبه ایی با ابوالفضل خان انجام می گیره,کاربران می تونن سوالاتشون از ایشون رو همین جا مطرح کنند.

    ممنون.
    موفق باشین.

  3. Top | #173

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    شماره عضویت
    460
    نوشته ها
    435
    تشکر
    0
    تشکر شده 11 بار در 3 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت (به زودی با حضور ABOLFAZL)

    سینا جان من خیلی سوال از ابوالفضل دارم و دوست دارم بپرسی ازش.منتهی اینجا نباید مطرح کرد.چون میاد سوالا رو میبینه و چند روز فکر میکنه و جواب دادن آسون میشه براش.پس برات خصوصی میکنم.
    مصاحبه خیلی طولانی باشه و جنبه ی صندلی داغ نداشته باشه.
    در ضمن ، تاریخ انجام مصاحبرو بزن که بفهمیم چه موقعی سوالات رو بدیم.

    مرسی

  4. Top | #174

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    1,349
    تشکر شده 2,384 بار در 298 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    440 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت (به زودی با حضور ABOLFAZL)

    امشب مصاحبه هست
    سوالات رو ندین دیگه از دست تون رفته ها...برام پ.خ کنید بهتره,تا به قولی قافل گیرش کنیم

    ممنون.
    موفق باشین.

  5. Top | #175

    کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره کاربر تک ستاره  کاربر تک ستاره   کاربر تک ستاره

    عنوان کاربر
    Senior Member
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    شماره عضویت
    1612
    سن
    39
    نوشته ها
    436
    تشکر
    57
    تشکر شده 194 بار در 26 ارسال
    حالت من
    Ghafelgir
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت(به زودی با حضور ABOLFAZL)

    من چند تا سوال دارم که احتمالا خودت میپرسی ولی برای اینکه سوپرایز بشه برات یه سری سوال آماده میکنم برات پ .خ میدم،
    فقط بگوو تا کی وقت دارم!!!
    مصاحبه کی انجام میشه!!!!!

  6. Top | #176

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    1,349
    تشکر شده 2,384 بار در 298 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    440 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت(به زودی با حضور ABOLFAZL)

    نهایت ن تا امشب فرصت دارین,چون مصاحبه بامداد دوشنبه انجام می شه.

    ممنون.
    موفق باشین.

  7. Top | #177

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    1,349
    تشکر شده 2,384 بار در 298 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    440 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت ( با حضور ABOLFAZL)

    از لا به لای مصاحبه با ابوالفضل خان:


    [size=medium]
    از درس بیزارم
    فقط باتیستا...
    خیلی احساساتی هستم...
    وب نویسی بهتر از فعالیت در انجمن هست...
    هامون ارزشی برای کاربرانش قائل نیست...
    هامون اگر به کاربرانش توجهی نکند,در اینده ایی نزدیک به مشکل برخواهد خورد...

    یکبار عاشق شدم...
    می خواهم کاربران از سینا و داوود الگو بگیرن...
    هنگام ملافات کودک 14 ساله ای که به من فحش ناجور می داد,بوسیدمش...!
    دوستانم مرا به علت فعالیت در انجمن و هم صحبتی با نوجوانانی که حداقل 7 سال با من اختلاف سنی دارن, مسخره می کنند...
    یک دفعه گوشم رفت تو اب هام...
    جمهوری اسلامی به ایران بیشتر لطم...(این داوود اطلاعاتیه...می یاد چوب تو اون جاتون نصب می کنه ها...)
    می توانستم هافبک نفوذی استقلال تهران شوم...
    اسرار التوحید جایی برای اسپمر هایی مثل عرفان نیست...
    دوست دارم وارد سیستم مدیریت شوم,اما نمی خواهم مدیریت کنم...
    مامور افتخاری اطلاعات کشور هستم...
    [align=center]بهار 88...خداحافظی ابوالفضل[/align]
    [/size]


    انشالله تا اخر هفته مصاحبه ی ابوالفضل خان هم اماده می شه...بزن اون کف قشنگه رو!

    ممنون.
    موفق باشین.

  8. Top | #178

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    1,349
    تشکر شده 2,384 بار در 298 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    440 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت(به زودی با حضور ABOLFAZL)

    در حاشیه ی مصاحبه:

    har vaght omadi pm bede
    سام علیک پسر اریایی
    salam Abolfazl khane gool
    فدای داش سینای گلم...خوبی قناری هلندی
    مرسی,قناری لب شط
    الان ساعته چنده اونجا 10؟
    خوب دیگه چه خبر ها...چه عجب...الان این جا ساعت 21.30 هست.
    عجب خوب من اماده ام
    سوال سخت نپرس
    خودت ویرایشش میکنی انشالا دیگه
    bale
    خودت درسش کن طوطی من
    ro chesma

    من ممکنه غلط زیاد داشته باشم دیگه بیسوادی
    hatman

    خواستی یه 4 تا دروغ هم اضافش کن وولک اینو ننویسی منظورم اینه بنویس خوب شیرین زبونی بسه بزار من ماسک مو بزارم تا تغییر چهره بدم خودت که میدونی پوستم تو انجمن نارنجی میشه
    ye safhe posht o ro soal daram ha...
    taze koli soalam az to harfat dar miyaram
    اشکال نداره
    hala hey leftesh bede
    خوب بریم دوماد
    ta sobh mishin vare dele ham mosahebe
    خوب,یه بیوگرافی مختصر از خودت بگو برای شروع کار.

    بنام خداوند بخشنده مهربان..ابوالفضل بیات هستم ...متولد ۲۴ بهمن سال ۱۳۶۳ ...در خانواده ای ۵ نفره بدنیا اومدم...یک خواهر و خودمو و محمد ...شغل پدرم هم ازاده ..یعنی از بچگی تو بازار کار کرده و الان هم کارگاه و مغازه شیرینی فروشی داریم...خودم از سال۸۱رسمان به جرگه کارگران زحمتکش بازار پیوستم و الان نزدیکه ۶ ساله که تو شیرینی پزی و کیک و تر و خشک کار میکنم..یعنی منم مثل بابام تو کار قنادی بزرگ شدم و الان هم دقیقان یه استاد کار کیک و شیرینی پزی هستم... مدرک تحصیلیم هم دانشگاه ردی ام !!! یعنی اینکه کنکور رو که قبول شدم بخاطر مشغله کاری تصمیم گرفتم بیخیال درس بشم ولی هم الانم میتونم اقدام کنم...منتهاهاش از بچگی میونمون با درس خوب نبود...و بابامون هم که بدتره ما با ۵ کلاس سواد از خدا خواسته شد گفت تواینهمه هم درس بخونی اخرش بخاطر علاقت به مغازه و کار میای تو صنف خودمون پس همین الان بیا ! منم گفتم چشب!!

    رشته ی دبیرستان و دانشگا ت چی بود؟

    من دیپلمه هستم ..مگه دیپلمه ها هم رشته دارن!!؟رشته دبیرستانم معماری بود

    گفتی رفتم دانشگاه,بعد وسطش ولش کردم! هان...کلا دانشگاه نرفتی؟چرا؟ بیکار بودی کنکور دادی؟

    گفتم که بخاطر اینکه پدرم نیاز داشت به یکی که وقتی خودش مغازه نیست و حواسش باشه اون کسی بجز منو نداشت با اینکه عموهام پیشش کار میکنن ولی اون به منم اعتماد نداره تا به عموهام(شوخی) میگم قصدشو داشتم ادامه بدم ولی گفتم بزار بدم که هر وقت تونستم مثلا تو 79 سالگی هم بتونم برم ادامه تحصیل بدم که خدایی نکرده درسامو یادم نره و گفتم هر وقت بخوام میتونم اقدام کنم و این مهم وقتی پیش میاد که من از این شغل ازاد بشم

    رتبه ت چند شد؟

    بابا من شامه دیشبم یادم نیست رتبم...متوسط بود یادم نیست خدایی
    میخوای وایسا برم تو کمد اقام بگردم پیداش کنم اقا یه کلام ختم کلام من هنوزم میگم به درس علاقه چندادنی نداشتم و عاشق کار بودم و هستم این درسو بیخیال شو که رذوزانهخیلی ها هم همین حرفا رو میگن چرا ادامه ندادی با این استعداد شکوفات که داره هرز میره

    می گم,وقتی کنکور قبول می شی,فقط ورودی همون سال رو قبول شدی یا می تونی چند سال بعد هم وارد دانشگاه بشی؟

    والا من فقط همون سال رو قبول شدم و میگم شاید شد ولی میدونم نمیشه

    چی شد به دنیای کشتی کچ وارد شدی؟

    ای جووون زودتر میومدی سراغ این سوال لحظه شماری کردم علاقه من به کشتی کج خیلی عجیب بود .اونم منی که روحیاتم خشن نیست وبه گفته خیلی ها عجیبه ابوالی با روحیه نرم و لطیفش! چطور عشقش کشتی کجه...اما چطور شروع شد ..دقیقان سال ۹۹ میلادی بود که خودم فکر کنم ۱۵ یا ۱۶ سالم بود.. اون موقع که نه ******* ای بود نه زیاد فیلماش گیر میومد...منتها تلویزیون ما شبکه های کویت و عربستان رو میگرفت .. چون تو خوزستان و کلان جنوب فصل تابستون بخاطر شرجی و گرما انتن رو یکم بچرخونی میتونی اون شبکه های عربی نزدیکه ایران رو بگیری...و از قضا کویت همیشه کشتی کج نشون میداد ...یه شب نشستم کتک کاریشون رو نگاه کردم شیفتشون شدم حتی یادمه دقیقان از همون بچگی عشق تیکر بودم عاشق تیپش شده بود!!و لحظه شماری میکردم دوشنبه شب و چهارشنبه شب بشه که بشینم ژاش و ۱ ساعت به قول خودمون لذت ببریم ..سر در نمیووردیم چی به چیه هی هر هفته بازیهای جذاب و بعضان صحبتاشون ...پیش خودم میگفتم اینا مامورای امریکا هم بریزن سرشون رو به شدت کتک میزنن.چون خیلی قوی ان ....محبوبهای من اون موقع ..اندرتیکر و استون کولد و کین بودن ...از راک و تریپل اچ هم نفرت داشتم نمیدونم چرا!!! کم کم حرفه ای تر شدیم ...۱۸ سالم بود که دیگه افتادم به سی دی خریدن ...اولین سی دی هم که خریدم ...رویال رامبل ۲۰۰۰ بازی تریپل اچ و میک فولی بود ! اما شیفته و دیوونه تیکر بودم....و کشتی کج رو رسمی از سال ۲۰۰۲ دنبال کردم...یعنی دیگه میفهمیدم چی به چیه از ******* بعضان میدیدیم و ... سال ۲۰۰۴ عشقم گروه الویشن شد و راس اونها باتیستا و بعدش هم که سال ۲۰۰۵ باتیستا قهرمان شد دیگه دیوونش شدم و همون موقع ها بود که فعالیتم تو نت شروع شده بود و درست موقعی که باتیستا مصدوم شد وبلاگ رسمی ابوالفضل باتیستا شروع بکار کرد...تنها بازی که طرفداره باتیستا چون نمیخواستم رکورد جاودانه تیکر خراب بشه


    تا حالا از سوی خانواده مورد اعتراض قرار گرفتی؟

    بابام جو گیره یعنی میاد میبینه من دارم با محمد یا اغلبان فامیلامون که همه اونها از راس من عاشق کشتی شدن میبینه داریم نگاه میکنیم میاد میشینه و فقطم تیکرو ماریا رو میشناسهچند بار هم خواسته من براش بازیهای ماریا رو بزارم ولی من فکره ننه بدبختمو کردم ولی ننم بدش میاد عجیب و همیشه نفرینش پشت منو و امثال شماستمیگه اینها وحشین شما رو وحشی میکنن بهش میگم زکی ممدت کمه مادر زاد وحشیه ولی خوب در کل کاری ندارن

    بهترین بازی کشتی کجی که دیدی؟

    بهترین بازی که دیدم بازی بین اندرتیکر و استون کولد و تریپل اچ تو insorction 2001 بود که تیکر تک نفری تریپل اچ و استون کولد رو خدایی ترکوند! بازی اون زمان تیکر کجا که میترکوند الان کجا که از ادج کتک میخوره و یه بازی دیگه باتیستا و تریپل اچ تو قفس بازی بیادماندنی بود من رو اون بازی از خوشحالی برد باتیستا یکم چشمام اشکی شد! چون از قبل بازی خیلی تریپل اچ نامردی کرده بود در حقش کلان بازیهای قدیمی wwe جذاب بودن

    چرا از همه می پرسیدی که تا به حال برای کشتی کج گریه کردن یا نه؟ خودت گریه کردی؟)

    چون خودم گریه کردم میخواستم بدونم ..مثل من هم بودن کسانی یا نه بله من گریه کردم! همین الانشم شاید گریم بگیره اگه تیکر یا باتیستا دیگه نیان همین اخرین بارش که تیکر باید میرفت و اخراج شده بود چون منبعی نبود من وقتی بازی رو دیدم اخرش وقتی قیافه اندر رو دیدم اشکم تو چشم جمع شد چون واقعان تا حالا اندرو اونطور ندیده بودم با اینکه میدونم اکثر این برنامه ها همون استوری لاین و هماهنگیه ولی بازم تحت تاثیر قرار میگکیرم برای بازی اندرتیکر با براک لنسر تو قفس هم اندر با دست شکسته و بازی جوانمردانه باخت من یادمه فیلم ویدیووشو برام اوردن دیدمش گریه کردم!

    به نظر ادم احساساتیی می یای...

    خیلی شدید شدید !! همین احساسمه که از نظر خیلی ها باعث شده حتی تو خیابون هم یه بچه 12 ساله بخواد ازم سوئ استفاده کنه چون دلم نمیاد به بنی بشری چیزی بگم در رابطه اخلاقم تو انجمن در ادامه بحث کلی تر صحبت میکنم که بچه ها فکر نکن ابوالفضل تو انجمن با بیرون انجمن 1 دنیا تفاوت داره

    ماجرا سو استفاده بچه 12 ساله ه چیه؟

    ببین چیز خاصی نبود یعنی من تو مغازه به مستمندان که میان یا گداها وقتی میان داخل شیرینی میدم برن یا اغلبان به بچه هایی که با مادراشون میان همیشه شکلات میدم اینها واسه من چیزی نیست که بخوام لاف بزنم اما یه عادت دارم که ازدرونمه و مثلان همون بچه که با مادرش اومد مغازه بهش شکلات دادم فرداش اومد گفت بازم بده بازم بش دادم اما ÷س فرداشم اومد خوب این میشه سوئاستفاده دیگه

    نظرت در مورد استوری لاین ها چیه؟

    ببین کشتی کج و WWE بدون استوری لاین هیچه من حقیقتان بازی های TNA رو اصلا دنبال نمیکنم چه برسه به اینکه نگاه کنم بعدشم نمایش و حضور بزرگانی مثل تریپل اچ باتیستا داندر و حتی سینا باعث شده همه طرف WWE برن استوری لاین که باعث شده تیکر اسطوره بشه سینا 2 سال قهرمان بمونه تریپل اچ 12 بار قهرمان بشه وو...

    سوال یکی از کاربران:چرا اينقدر اداي آدم هاي مذهبي رو در مياره؟

    میونه من با خدا ...من شاید خیلی وقتها نمازم رو هم نتونم بخونم...اما خدا رو فراموش نمیکنم..من اهله تضاهر نیستم.. اما رک بتون میگم..شاید فکر میکنید ابوالفضلی که اینهمه تو انجمن تشویقتون میکنه به ارتباط با خدا خودش همیشه سرش تو سجده و این حرفا اما نه این فکرو نکنید....
    من نه میرم مسجد نه زیاد قران میگیرم دستم نه زیاد عبادت میکنم..اما اعتقادم به اون بالایی زیاده...و اینو میدونم همین که تو این سالهایی که گذشته من توستم خیلی هارو با خدای خودشون اشناتر کنم برام از دنیا هم با اررزشتره.....عموی من تا پارسال خیلی گناه میکردو همیشه از فکره خدا غافل بود...اتفاقات بدی هم براش افتاد مثل تصادف و ضربه دیدن پاش
    چند وقته پیش رفتم خونشون...خانمش رو دیدم داره نماز میخونه..گفتم عامو هنوزم پا ******* ای پس کی نمازتو میخونی ..گفت از شنیدن این کلمه دیگه خسته شدم از بس شنیدم تو دیگه گیر نده...بهش گفتم عامو میدونی چرا این حرفو میزنی ؟همش بخاطر اینه که ایمانت سست شده و شیطون رخنه کرده تو وجودت و هر روز بدتر از دیروز میشی ...و وقتی این حرف رو میشنوی احساس میکنی داری اذیت میشی ..در حقیقت فقط بخاطر اینه که خدارو کمی فراموش کردی ...خودشم قبول داشت حرفم رو ولی کماکان شیطان تو وجودش رخنه کرده و هنوزم نتوستیم این بشرو سر عقل بیاریم.... ...اینو میگم بهتون ...به خداوندتون ایمان داشته باشید...سست و بی اراده نباشین ..در برابر مشکلات بجنگین...هر وقت مشکلی براتون پیش اومد نگید ای خدا من یه مشکل بزرگ دارم ..بگید ای مشکل من یک خدای بزرگ دارم!! خداوند حکیمه ..خداوند لطفش شامل حال ما همه است ...وقتی یه گوشه دستت زخم میشه میبینی چه سوزشی داره ...بدون تنظیم کننده اعضای بدنت چقدر با دقت تو رو حکمت داده و افریده..اما تو نمیتونی بخاطر تشکر ازش یه نماز ۱۰ دقیقه ای رو بخونی ؟ازتون خواهش میکنم خداتون رو همیشه بخواید ..یه بدی که بینه تمام ما ادمها هست اینه که وقتی یه اتفاقی میوفته برا و اگه هم بچه ها فکر میکنن من تضاهر میکنم اون دیگه با خودشون و خدای خودشونه چیزی که برای من مهمه اینه که خدا ازم راضی باشه نه بنده خدا!!!!

    نظرت در مورد وب حامد چیه؟به نظرت همه همه قدرتش رو بزاره تو انجمن موفق تر خواهد بود یا وبش رو ادامه بده؟

    اخه ببین بستگی داره .وبش چقدر بازدید کننده داشته باشه مطمئنن وب حامد کاربر انجمن رو نداره اما من میدونم تلاشی که حامد تو انجمن بکنه برای خشنودی دل من و امثالمه ولی وقتی ازش تشکری نشه تو انجمنن پس بهتره به وبش بچسبه

    چرا امضا برا خودت نمی زاری؟

    چون از روز اول با خودم عهد کردم یه اواتور داشته باشم برای اقا علی علیه السلام یه امضا هم باز برای امیر مومنان چون علی به من رارمش میده من 21 ماه رمضون رو هر سال شبش تا صبح مسجدمو دعا میکنمگریه میکنم منظورم همون 19.20.21 شبهای قدر بهترین شبهای زندگیمه اینها برای من توشه اخرتن نه کشتی کج و عکس ماریا!!!ولی خوب میدونم ما همه گناهکاریم این کارها رو میکنیم فقط برای اینکه از گناهامون کنتر شه...جای هممون صاف تو جاده جهنمه دادا ما میریم پایین به قول یاس میره بالا ولی ما میریم پایینیا اونمعتاده هیچکس پرچم بالاس

    نه اتفاقا...من مطمعنم خدا یه بهانه پیدا می کنه,همه مون رو می فرسته بهشت!

    چطور ..میتونی برام بیشتر توضیح بدی؟این عقیده خوده سیناست؟

    من به بهشت و جهنم برزخی و بهشت و جهنم اخروی معتقدم ادم ها می رن تو برزخ و به اندازه ی کافی عذاب می کشن بعد روز قیامت,گناهاشون صاف شده و با شفاعت می رن بهشت!

    بله و درنهایت به بهشت میرن من اینو از خیلی علما شنیدم

    البته جنایت کارانی مثل صدام نه ها...گنه کارانی مثل وصال که روزی 5 بار می زنن

    ... انشالاولی همون صدامی که گویی جنایتکاراکثر کسانی رو که میکشت بخاطر این بود ضد صدام بودن تو الان برو تو خیابون بگو مرگ بر رهبر شبانه دارت میزنن پس زیاد نباید بین صدام و ولایت فقیه فرق بزاریم

    جانم فدای رهبر...

    در ضمن صدام هم نمازش همیشه به موقع بود به سنت پیامبر هم زیاد زن گرفت! پس جای همون صدام هم در نهایت بهشته همونطور که ولایت فقیه با تمام ظلمی که به ملت خودش میکنه اما لطفی که به کشورهای دیگه میکنه با وجود نماز و ایه های بسیار اینها هم باید با ما تشریف بیارن دادا!!

    چرا دوست داری به همه حتی تازه وارد ها طعنه بزنی؟خیلی ها اهله شوخی نیستند...تا حالا چند بار هم این مشکل رو داشتی!

    ببین اخلاق انجمن من رو باید اول برات توضیح بدم بعد جواب این سوال اخلاق داخل انجمن من با بیرون انجمن ۱۸۰ درجه فرق میکنه...اینو اکثر دوستانی که با وبلاگ قدیمی و من اشنا هستند میدونن...و میدونن اکثر وقتایی که تو انجمن مدام تیکه میندازیم برای رفع خستگی کاربراس و برای اینکه کمی خشنودشون کنیم ..خنده به لباشون بیاریم...گیر میدیم .ولی خدا رو شاهد میگیریم که این اخلاقم اگه بعضی وقتا یهو به یکی تو انجمن میتوپم دلیل داره دلیلش هم اینه که یه ادم کوچکتر از خودم بتونه از الان یکمی یاد بگیره به بزرگترش احترام بزاره ...من بارها و بارها به حامد و علیرضا هانتر تو انجمن قدیما پریدم ولی هیچ وقت تو رویه من در نی ...این نشون دهنده چیه ؟نشون دهنده اینه که با تمام حرفهایی که زده بشه بازم احترام بزرگترشونو دارن....همونطور که من وقتی با بی بی سی امشب تو انجمن دعوام شد وقتی فهمیدم ۱ سال از من بزرگتره فرداش اومدم رسمان تو انجمن ازش معذرت خواهی کردم و اتفاقان تو انجمنش ثبت نام کردم!! من درسشته خیلی وقتها به بچه های کم سن و سال متلک میزنم ولی من به عشق همون
    بچه ها ست که وقتمو میزنم اما بعضی ها زیاد با روئحیات من اشنا نیستن بنابراین بدشون میاد ولی تمام بچه های قدیمی استقبال هم میکنن یکی از بچه ها میگفت خوراکم وقتاییه که ضد بچه ها مینویسی و لی میدونیم ته دلت چیز دیگس...

    نظرت در مورد سیستم مدیریتی انجمن چیه؟

    من کلی حرفها دارم برای سیستم ..اما از کجاش بگم کلی بگم؟ یعنی مدیرها رو هم اضافه کنم یا فقط ادمین
    هر چه دله تنگت می خواهد بگو!سوال کاکاته

    من با خیلی از بچه های انجمن ماهي دو باروصحبت مي كنم ولي با هامون تا به حال صحبت نكردم!! 2- من با اکثر بچه های قدیمی رابطه چتیم زیاد بود ولی خدا وکیلی تو این ۲ ساله ۲ بار با هامون چت کردم.. مجموع دقايقي كه با هامون برخورد داشتم 4 ساعت بود كه 3 ساعتش بحث واسه بلاک علی اف جی ای و مصاحبه بود!! 4- تنها كانال ارتباطي من و ايشون پيغام خصوصيه....در اين ۲ساله كه مي شناسمش مجموعا ۱۱تا پيغام خصوصي با هم رد و بدل كرديم !!! محتواي بيشتر اين اين پيغامها انتقاد من از ايشون بوده....كه اخرين انتقاد من هم از ايشون مربوط مي شه به برداشته شدن بیخود و بی جهت تالار ورزشی هنوز كه هنوزه اقدامی نکرده.... هامون از لحاظ انساني و موقعيت اجتماعي و مال و قدرت و ....براي من همونيه كه ساسان هست و يا معین رایتر يا بهنام و ..... اونهايي كه من رو مي شناسن مي دونند كه تو يك جمع من به يك اندازه به همه توجه مي كنم...و با هم گرم ميگيرم.... ولي اين دليل نمي شه وقتي هامون داره كارش رو خوب انجام مي ده و اين سايت رو با اين سن كم اينجوري اداره مي كنه من ازش حمايت و تشكر نكنم...حالا ديگران خوششون نمياد ربطي به من نداره....

    پس درسته که با هامون مصاحبه کردی؟پس کی چاپش می کنی؟

    اون مال مجلش بود ...بعدان دوباره جواشو میدم این سیستمه هنوز تموم نشده هامون اگر همينطور ادامه بده با تلاش خودش به زودي ایران دبلیو دبلیو ای رو به قطب اول خاورمیانه تبدیل میکنه.......فقط بايد مشكلات مالي حل شه كه انشالله يواش يواش انجمن رو به جاي مطلوب مي رسونيم....هدف هامون حتي اگر دست نيافتني باشه ولي براي من مقدسه....هر كسي كه براي این بچه های انجمن قدم برداره از نظر من قابل احترامه. بحث اینکه هامون کمتر به انجمن میرسه ...رو من خیلی ناراحت بودم..اما وقتی اومد توضیح داد که به خودش مرخصی ۱ ماهه داده تونستم این غیبتش رو موجه حساب کنم! همونطور که همه ماها به این استراحت نیاز داریم... از گوشه و کنار شنیده بودم هامون میخواد گوشه انجمن رو ببوسه بزاره کنار که وقتی باش مصاحبه کردم گفت اون تصمیماتم فقط واسه وقتایی بوده که ناراحت بودم ولی وقتی به روانم مسلط شدم فهمیدم کارم اشتباهه... کلان دلیل اصلی کم رسیدنش به انجمن اینه که تو انجمن امثال داوود و حامد و علیرضا و بهنام و ۱۰ تا دیگه مثل اینهاست.... هامون نیاز داره که از لحاظ مالی تامین بشه...ولی فقط با شعار دادن بچه ها این موضوع حل نمیشه..باید عمل کنیم ..تنها راه عمل کردنمون هم همون خرید مجلست!! کمک خوبی میتونه باشه... بزرگترین انتقادم به هامون اینه که ارزش برا کاربراش قائل نیست!! یعنی داوود رو با ساسان براش فرقی نداره فقط میخواد ازشون کار بکشه! ولی باید یکم تجدید نظر کنه تو این رفتارش ....چرا باید ابوالفضل بیاد تاپیک برترینها رو راه بندازه...چرا اون که مدیر اصلی اینجاست اینکارو نباید بکنه که حامد بیاد طعنه بزنه به ما این انتخابات بچگانه است!!!مطمئنن اگه هامون اینکارو راه مینداخت همه بچه ها درست رای میدادن ولی بهرحال حرفها زیاده.... فلانی اومده به ما پ خ زده حاجی ماه تیر و مرداد گذشته ولی هنوز انتخابات برتر رو نزاشتی ..ما جوابشو ندادیم اما حالا جوابمونو بخونه! داوود و ارمان و علیرضا و ... تو اون سری ها اول شدن چی بشون رسید که حالا چی میخواد به تو و بقیه برسه!! وقتی فقط منو و اصغر و تقی و *** و اکبر بیایم بگیم دمت گرم که بهترین بودی دستت درد نکنه اینقدر خودتو کشتی ...این چه لذتی برات داره؟اما اگه هامون و مدیران اصلی بیان ازت تقدیر کنن . و برای دلخوشیت و کسب انگیزه یه دو تا سی دی مجانی برات بفرستن مطمئنن خیلی خیلی بهتره..و دست و دلت بیشتر باز میشه.. هامون اگه میخواد به همین منوال پیش بره ...یعنی بی خیالی به کارهای مهم انجمن و مهمترین اصلش توجه نکردن به کاربر..حتمان کارش به مشکل میخوره ...هر ۱۰۰ سال یکبار تو ایران یکی مثل داوود پدید میاد...یا ۱۰۰ سال دیگه شاید ابوالفضل نامی نیاد تو انجمن و بحثهای گوناگونی راه بندازه....اون نیاز داره یکم تقویت کنه انجمن رو ....ما باید بهش کمک کنیم...
    ناظم از ادمین فعالتر ه..در رابطه با مدیرها و اینا بگم؟

    اره همه رو بگو

    میرسیم به بخش مدیر معاون که ما ایشون رو بخاطر فیلترینگ معاف میکنیم مشترک گرامی دسترسی به پوریا امکان پذیر نمیباشد میمونه ناظم... ناظم یادمه اوایل انجمن ما یه ناظم داشتیم خدایی حال میکردیم از نظامش و اونم کسی نبود جز علی اف جی ای علی خیلی پسر گلی بود..خیلی دوسش داشتم و دارم...بعضی وقتا میبینمش و بهش میگم چرا نمیای انجمن ...منتها خودش دلش نیست بیاد و حقیقتان ادم باید بعد از گذشت یه مدت همه چی رو فراموش کنه..همونطور که الان داوود و هامون حتمان اگه علی بیاد از اومدنش استقبال میکنن...سر اون موضوع حرفها رو داوود گفت و دوباره نمیخوام داستان رو باز کنم..من فقط ارزو دارم دوباره علی باشه اینجا....علی زمانی که ناظم این سایت بود خیلی تمیز میرسید به انجمن ..یعنی عینه خو.ده سینا شب و روز به انجمن میرسید تازه اونم با دیال اپ ...و همیشه یادمه تو یاهوو باهام صحبت میکرد و خو وقتی علی رفتناظم ما شد احدرضای گل که ایشون هم مشغله کاری زیادی داشت و زیاد سر نمیزد و بعد از یه مدت ارش در حضور بزرگ مردانی مثل معین .سینا . حتی داوودشد ناظم من به کار ناظم قبلی زیاد گله دارم...البته قدرنشناس نباشیمایشون اوایل کارش به خوبی به انجمن رسید یادمه تاپیک های اخطاری خوبی میزد ما هم ازش تشکر میکردیم بابته نظامش اما نمیدونم چرا بعد یه مدت که حکمش دیگه پاک شدنی نبود حرکاتش شد عینه کاربر تازه واردا و این کسانی کهانگار عشقه اسپم و تاپیکن شد و دیدید که چه تاپیکهای باحال مثل ارضایی و حاملگی باز کرد که بعد از چند مدت جاشو داد به سینا.... من اینو بگم خارج از محدوده مدیرتش پسر خوبی بود حتی وقتی میخواست تاپیکی رو یا ارسالی رو از ما پاک کنه قبلش به ما یکبار خصوصی زد ببخش فلانی من پاک کردم.. این نشون داد ارزش قائله ولی در شان ناظم نیست که با ترس یه کاری رو انجام بده خارج از این حرفا پسر پاکی بود و وقتی نظام افتاد دستهسینا نه اینکه الان دم روت بگم نه ما واقعیتها رو میبینمیم و میگیم حرف من حرف همه بچه هاست سینا مقتدر ... سینا با نظم و انظباط سینا حتی اگه بلاک کنه هم اینقدر شانش بالا هست که ارمان وقتی دوباره بیاد انجمن از او کینه نگیره و کماکان رفیقش باشه سینا رو من میپسندم چون حتی اگه ابوالفضل هم اشتباه کنه گزرارش میده و زیر سبیلی رد نمیکنه

    اما میگم یه مقدار هوای کاربرهای قدیمی رو داشته باشه ولی همه انجمن به سینا احترام میزارن چون سینا خالصانه کار میکنه بعد از محقق شدن موضوع ارمان منی که ابتدای کار ناراحت شده بودم از اینکه سینا بلاک کرده بود ولی در ادامه به اشتباهم پی بردم و گفتم واقعان افرین! چه بسا اگه اون روز سینا بلاک نمیکرد ارمان کماکان بددهن بود ...و من باهاتش صحبت نمیکردم و نصیحتش کنم... ما تا جایی که اینجا باشیم از مدیریت سینا حمایت میکنیم.. تا خون در رگ ماست ***** رهبر ماست ببخشید اینجاش ربطی نداشت
    میرسیم به بخش اخبار که پیشکسوتانی مثل داوود بزرگوار ..حامد.علیرضا و بهنام رو داره... الان اینها رو کمتر میبینم تو این بخشها اما جوانان لایقی رو میبینم که دارنجا پای اینها میزارن ecw چه بسا در اینده یه داوود جدید برا انجمن باشه ما به امثال داوودها ..حامدها نیاز داریم و همین ارمان ..و پوریا ها بعده ها جاشونو به کسان دیگه دادن ولی دست داوود رو میبوسیم...داوود به تنهایی نقش عمده ای در پویایی این انجمن داشت و شاید اگه داوود و بهنامی رو کار نمیومدنماها الان کنار هم نبودیم و انجمن هم هامون بسته بود رفته بود اصلا یکی از دلایلی که شاید هامون هیچ وقت نتونه انجمن رو جم کنه همین بزرگی کاربرانشهکاربرانی که در انجمنهای دیگه نمیبینیم... بخش دانلود رو که کیان عزیزم جیگر گوشه ام پیاز جعفری ام +میلاد راحت و بدون دردسر میچرخونن ولی چون اسمه دانلود بد درفته به کوپی و این حرفا اونطور باید و شاید ما از این عزیزان تقدیر نمیکنتیم...حالا هی کیان بیاد از وقتش بزنه اپلود کنه واسه دذیال اتپیها...میرسیم به عکس و اهنگهاخدایی ارمان پنیرم ..موش بخورتش الهی و عرفان عزیزم قند عسلمتو این بخشها خیلی زحمت میکشن اما چه کنیم که کاربر جماعت به اخبار کج بییشتر اهمیت میده و میبینم که عرفان بنده خدا اینهعمه زحمت میکشه عکس ها رو جور میکنه ولی اونطو.ر ازشون قدر دانی نمیشه ... یا ارمان که از بس به این بچه ظلم کردن دیگه حال نداره عکس بلزاره بمیره حاجی برای ارمانش

    عکس هاشون تو wwe.com هست اخه...!

    خوب ببین...عرفان چی اینهمه میگرزده عکسای پلی بوی مادربزرگ اشلی رو میزاره
    من تا عمر دارم این عزیزان رو که اینهمه میگردن عکسی **** میزارن رو دعا میکنم من در قسمتی از مصاحبه ام در مورد هامون گفتم ما باید کمکش کنیم و در اینجا میگمبه اینها بها و قدردانی و تشکری نمیشه پس اگه کمی ریشه یابی کنیم میبینیم که وقتی هامون به کاربرش بها نده کاربرش هم زیاد دستش نمیره به مجله خریدن! که البته تو مصاحبه با هامون هم گفتم بهش که اصلی ترین دلیلش کم سن و سالی بچهخ هاست بخش موزیک و اینا هم که الانم عرفان میچرزخونه بخش بیوگرافیب هم قبلان یه سینا داشتیم خدا بیامکرزش خوب توپش کرد!!

    مرده مومن بخوای این قدر طولانی جواب بدی که تا اخر اهفته باید بشینیم مصاحبه کنیم.

    ای بابا خوب فوقش دو قسمتش میکنیم اشکال نداره بقیش فردا شب فعلان که هستیم

    من یه برگه ا چهار,پشت و رو سوال دارم,تازه رسیدیم به چهارمیش
    در مورد مصاحبه ی هامون بگو...چرا تو سایت نمی زارینش؟


    خدا نیامرزتت با این سوال طرح کردنتمن با هامون مصاحبم اصلا در مورد انجمن نبود ایشون از ما خواستن یه وقت بزاریم مصاحبه کنیم منم اون زمان یکم گرفتاری داشتم گفتش که میخواد بزاره تو مجله منم تصمیم گرفتم مصاحبم فقط واسه مجلش باشه بناتبراین یه مصاحبه 1 ساعته انجام دادم و فقط پیرامونه مجلش بود

    پس یه مصاحبه برای تایپیک مصاحبه با کاربران با هامون انجام خواهی داد؟

    اره در اینده...انشالا بعد ماه رمضون چون تو ماه رمضصون حاجی سرش شلوغه و من فقط فعلا قول داد به کیومرث بابته مصاحبه تو انجمن
    کاربر مقابل از The Dark Knight عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Ғ Д † Д Ł β (03-02-2011)

  9. Top | #179

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    1,349
    تشکر شده 2,384 بار در 298 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    440 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت(به زودی با حضور ABOLFAZL)

    ************************************************** **************************************این سوال به علت درخواست مصاحبه شونده به مضمون : " این اسمشو جون من اصلاح کن ننویسیش ابرومون میره,بنویس تا به حال عاشق شدی تا منم برات بگم " اصلاح شد و به سوال زیل تغییر شکل داده شد:
    "باشه,تا به حال عاشق شدی؟"

    یکبار عاشق شدم و هنوزم که هنوزه عاشقشم ولی دست تقدیر نذاشت بهش برسم! بخوام خلاصه بگم..طرف مورد علاقه من باهام فاصله ۱۰۰۰کیلومتری داشت !! بابام مخالفه شدید ازدواجم باهاش بود ...بابام ادعا داشت با توجه با اینکه تو کارت اهوازه ...و خونه اونها تهرانه .اون تورو میکشونه تهران و از کار بی کارت میکنه و باید از نو شروع کنی ...ولی من مصرانه گیر داده بودم فقط اون!! یه مدت با خانواده ام مشکل داشتم...و مشکلات روحی زیادی به سراغم اومد که با توکل به ائمه اطهار و خدای بزرگوار تونستم مسئله رو با خودم و با کمکه معین و فربد و چند تا از بچه ها هضم و حل کنم.....بزرگترین مشکل من اون زمان این بود که طرف من منو ول نمیکرد!! یعنی هر بلایی سرش میووردم بازم دست بردارم نبود...تلفن خونه .مغازه .موبایل همه رو چند مدت گفتیم واگذار کردیم!!! ولی بازم از یه راه دیگه پیدامون میکرد...یه روز جالبیش اینجا بود...مادرش زنگ زد مغازه که به اصطلاح با بابام سروصدا کنه ...اون میگفت پسرت دخترمو ول نمیکنه .اقام میگفت بالعکس ...شبش به ننش گفتم اگه میخوای این رابطه تموم شه اول باید جلو اونو بگیری .....تا اینکه بعد از چند ماه تونست منو فراموش کنه...و همون فراموشی باعث شد واسه همیشه فراموشم کنه!!......اما هنووزم ته دلم دوسش دارم....ولی میدونم قسمت من نبود... من چند بار هم رفتم به ملاقاتش و حتی یکبار نشسته بودیم تو پارک ماموره پارک اومد بهمون گیر بده مثلان گفت چه نسبتی دارین!گفتم زنمه با حالت جدی



    گفت بهتون نمیاد خواستم شناسنامه اقامو بش نشون بیدم منتهاش قیافه منو و اقام خیلی با هم فرق میکنهعینه فرقه یه سیب زمینی با هندونه!! خلاصه بلیط منو دید گفتم که منم مسافرم امشب باید برگردم به شهرم و گفت خوش باشیدما هم باهم چند ساعتی خوش بودیم و دیگه ادامه ماجرا... الان که به اون روزا فکر میکنم الان بابام حق داشت که نمیزاشت...
    یعنی به غیر از اون خانمی که من اسمش رو تو مصاحبه ت نمی برم,کسه دیگه ایی تو زندگیت نبوده؟
    اصلا و ابدان... و همون باعث شده من تو سن 24 سالگی هنوز مجرد باشم.. نه اینکه ادا در بیارم بگم بخاطر این نهکلان حسش پریده

    ازش دیگه خبر نداری؟

    نه دیگه 1 ساله که بیخبرم...هر چند جون به جون من کنی یواشکی بعضی وقتا فقط میخوام ببینمک زندست یا نه از مخابرالتی جایی زنگ میزنمبیشتر وقتا هم ننه عزرائیلش ور میداشت ولی الان خیلی وقته کهفراموشش کردم

    اخییییییییی

    گفتی دوست دیگه ای نبوده کلان من با جامعه دختر زیاد نمیپرم...تو موبایلم ۴ تا شماره دارم ..یکی شماره ننم ..یکی شماره ابجیم..یکی شماره خالم ...یکی شماره عمم...ها شماره مادربزرگمم دارم!!!

    چرا پس؟

    چون این رابطه ها درست نیست ... ادم فقط باید عاشق زنش بشه... دوستی سالم و این حرفا همه کشکه ایرانی جحماعت هیز بدنیا میاد

    نظرت در مورد تایپیک اسرارالتوحید چیه؟

    تاپیک اسرار رو دوست داشتم همه از خودشون بدونن حقیقتان ناراحتم که خیلی ها اون جا رو به پای ما مینویسن انجمن بی بی سی رفتیم سریع گفتن بدو برو تاپیکشو بزن!! انجمن فرزام هم همینطور من ناراحتیم یه روز خیلی زیاد شد اون روزی که یکی از بچه ها بهم پ خ زد اجازه هست عکس بزارم خدایی خیلی ناراحت شدم...اما خوب تاپیک اسرار خیلی دوسش دارم چون ادم میتونه 4 تا چیز ازش یاد بگیره تاپیکه اسرار رو من قبلان تو سایت ورزشی عضو بودم و یه تاپیک بود با نام کافه نادری....و من اون تاپیک رو با نفوذم تبدیل کردم به اسرارالتوحید مقامات پرس فوتبال!!! و اونجا هم کمی مثل اینجا ÷ست میدادم...ولی اونجا اکثر کاربراش هم سنه خودم بودن ...و زیاد حال نمیداد چون میخواستم بقیه یه چیزی از من یاد بگیرن...تو انجمن هامون دیدم همش شده کج ...و بحث های جون مرغی ادمیزادی نیست و تاپیکش رو تاسیس کردم و مطمئن بودم روزی مثل امروز میرسه که همه بچه ها از اومدن تو این تاپیک لذت میبرن و با اینکه اولاش و تا اواسط خیلی کم ازش استقبال میشد ....ولی من صبر کردم و امروز نتیجشو دیدم!!!بحثه اسراره بزار این جریان رو بگم بچه ها بخونن... اون روز بعد از اینکه جریان زلزله و قدرت خدا رو تو اسرار نوشتم ..یکی از بچه ها که زیاد نمیشناختمش بهم پ خ زد ازم خواهش کرد که باهاش چت کنم . ..چون من زیاد ان نمیشم...ولی انگار بهم الهام شد !دیدم انگاری این ان شدن ضروریه...چون راسیتش خیلی ها ای دی مارو گرفتن ولی هنوز با تمام قولهای ما ...نتوستیم باهاشون چت کنیم ..نه اینکه کلاس بزاریم ...حس و حال چت افتاده از سرمون... داشتم میگفتم...رفتیم سریع السیر تو یاهوو...گفت من بعد از خوندن اون نوشته هات...گریه ام گرفت و من تازه فهمیدم خدادارم!!!میگفت که زیر ۱۵ سالشه ...و در خانواده ای زندگی میکنه که تا منم چون کتابهای خداشناسی و کلان روانشناسی زیاد خوندم...سر صحبت رو باهاش باز کردم...که تو همین الانم که یاده خدا بیوفتی و بترسی ازش خوبه و در ضمن نگران گذشته نباش چون تو هنوزم به سن تکلیف نرسیدی و معصوم هستی ...خیلی حرفها براش زدم...بعد از اینکه حرفهام تموم شد تازه فهمیدم نزدیکه ۴۰ دقیقه داشتم یه ریز براش تایپ میکردم....و بعدش به گفته خودش هم اروم شده بود هم اینکه بیشتر خدا رو شناخت...وقتی که شبش خواستم بخوابم...یه حس ارامش بهم دست داد...ارامشم بخاطر این بود که از دل دنیای پوچ و هوچی و بدون مزیت نت تونستم یه توشه ای برای اخرتم جور کن

    چی شد پات تو wweir باز شد؟

    رفتنه من به انجمن فرزام دلیل خاصی نداشت...من احساس کردم میتونم از تجربیاتم در اختیار بچه های اونجا هم بزارم...یعنی خدا منو ساخته فقط واسه انجمن هامون؟..من نه عاشق چشمای فرزامم نه عاشق زلفای هامون!!دیدی که گفتم من همه رو به یه چشم نگاه میکنم... و هدفمم فقط کمک به بچه های کم سن و سال و خامه... وقتی وارد انجمن فرزام شدم ایشون یه مقدار برافروخته شد! چون طبیعتان انتظار نداشت من برم اونجا ..دلیلش هم این بود که حرفهای منو در قبال انجمن بی بی سی رو به خودش گرفته بود...البته بعد اون جریان یکی شدن انجمنها اگه یادت باشه ما یکم دوستانمون رو تو انجمنهای دیگه داغ کردیم ولی قصد و قرضی نداشتیم! فقط نمیخواستیم اینجا رو از دست بدیم چون اون موقع ارش ناظم دعواش میشد سر پستش(نیشخند) ولی در کل بیشتر حرفهایی رو که تند به زبون میووردیم بعدان در محفل خصوصی از دلشون در می اوردیم...چون دل ما طاقت عذاب دادن بنی ادم رو نداره...ولی یه چیزی نمیدونمچرا سقم سیاهه واسه انجمنهای دیگه! وقتی رفتام انجمن ابراهیم عزیز ..بی بی سی انجمنش 1 هفته بعد جمع شد وقتی انجمن فرزام هم رفتم یهو بعد 1 هفته جمع شداگه بخوای wwe4 هم میرم و جمعش میکنم انگار ما برای اینجا ساخته شدیم و از همینجا هم خدئاحافظی خواهیم کرد

    موضوع این که چند ماه دیگه خداحافظی می کنی چیه؟
    خدایی دلم گرفت وقتی این رو ازت شنیدم.


    من به خیلی ها گفتم ..امسال یعنی تا بهار 88 میمونم وروز اول نوروز قصد دارم برای همیشه از نت برم چون بالاخره یک روز من هم باید برم...مثل معین ها .مثل حسین ها...مثل خیلی ها..من الان ۲۴ سالمه...من الان باید دو تا بچه هم داشته باشم...منتها خودم دل و دماغ زن گرفتن رو تا این لحظه باوجود اصرار زیاد خانواده نداشتم..یه روز نوبته توهه و خیلی هایه دیگمون... من با اینکه دلم نمیاد ولی میخوام عید 88 بارمو ببندم....چون میشم 25 ساله و حقیقتان همین الانش من همیشه مورد تمسخر همسنای خودممکه میبینن من میام انجمن و وقتمو با بچه هایی که حداقال نصفشون 7 یا 8 سال ازم کوچمترن سپری میکنم

    اخه چه ربطی داره,خیلی ها هستند,زن و بچه دارن,ولی می یان نت!

    درست میگی ولی من از سال 83 تو نتم..اوایل که زیاد حخرفه ای نبودیم ولی خوب خودمم هنوز نتوستم استدلالی پیدا کنم داشتماز بچه های انجمکن میگفتم من کلان چندین بار هم گفتم که بچه های انجمن و کلان دوستداران کشتی کج رو خیلی دوس دارم..و به شواهد و تایید خیلی ها به یه بچه ۱۳ ساله هم احترام گذاشتم...چون هیچ وقت تو زندگیم تا به امروز کسی رو از خودم نرنجوندم و اگه تو ماجرایی اگه طرفم هم مقصر بوده سعی کردم ببخشمش ...اگه خودم بودم که طاقت نیووردم و بعد از یه مدت کوتاه ازش معذرت خواستم...حتی سر همین موضوع بارها و بارها معین باهام دعوا کرده که تو خودتو کوچیک کردی ولی من خواص روحیاتم اینطوریه که سرم هم بره ولی نمیزارم بنی بشری از دستم دلگیر باشه ...خدا رو شاهد میگیرم من همون الیاسی رو که یه زمان کارش شده بود تو وبلاگش پست فحش خواهر و مادر برا من بزاره رو ...وقتی دیدمش ...! بوسیدمش در کل یه روز همه میریم من حتی قرار بود عید امسال برم ولی دوباره زد به سرم بخاطر دوستانم .و مهمترینش وبلاگ دوستانی که داشتم موندماما حالا که دیگه وبلاگ دوستانی هم وجود نداره... با اینکه این انجمن رو دوست دارم ولی چه بسا پس فردا هامون انجمن رو مع کرد دیگه مارو از کجا پیدا کنید... در مورد این مسئله تا اینده میشه بیشتر فکر کرد... ولی مطمئنان اخرین سال فعالیتم خواهد بود...

    در مورد وبلاگ هات و سایتی که زدی بگو و چی شد که جمعشون کردی؟

    از اول بگم وبلاگ باتیستا ؟یا دوستان

    بگو...همه رو بگو!

    اولین باری که اومدم تو نت ...تو گوگل سرچ عکس کشتی کج زدم ...یه وبلاگی اومد که بعده ها باهاش بیشتر اشنا شدم وبلاگ حاج ممد نوایی بود .خیلی بچه باحالی بود .... و بعدش بیشتر اومدم تو خط کج ...و با مجله تخصصی کشتی کج وبلاگ ایدین خدابیامرز اشنا شدم و دیگه پاتوق منو و بهنام (وبلاگ طرفداران تریپل اچ) و شهریار و ادیو ممد سینا و امزاد و خیلی ها دیگه بود .یه وبلاگ بود تو نت و هزارتا هوا خواه داشت همون وبلاگ وقتی بهنام رفت وبلاگ تریپل اچ رو راه انداخت که هنوزم ماشالا دارتش ..ممد سینا هم رفت وبلاگ سینا رو راه انداخت..پژمان هم بعده هاش وبلاگ peonem..(انجمن جمال اکبر زاده و براک هم عضو بودم ولی زیاد پست نمیدادم..چون من با محیط وبلاگ بزرگ شده بودم و سخت بود انجمن نویسی....منم ابوالفضل باتیستا رو راه انداختم و از همون بدو کارم رشد چشمگیری کرد!! عجیب بود از همه جا میومدن توش نظر میدادن....وبلاگم واسه باتیستا بود ولی طرفدارای تیکر بیشتر میومدن توش نظر میدادن..رامین نامی بود از کانادا میومد ...خیلی ها از شهرهای ایران و 2 تا از دوستان از کویت و دبی .و... دلیلش هم رابطه خوب خودم با همه کج دوستها بود....اصلا همین جواب نظراتی رو که الان تو وب بهنام میبینید همیشه تو پستاش میده رو من اول تو وبلاگم باب کردم!! ..یه روز میدیدی تا ۵۰ تا نظر هم میرفت ...حداقل ۱۵ تا نظر دهنده رسمی داشت ...۳ تا دختر هم میومدن!! این از همه عجیب تر بود .معین نوفیر هم از همون اوله وبلاگ ابوالفضل باتیستا بامن اشنا شد و بعد ها عاشق هم شدیم و ادامه ماجرا!!از بچه های الان حاضر تو انجمن هم میتونم نام ببرم از دوستانی مثل سینا باتیستا ..ارمان اف او ..عرفان ..پوریا و فربد و.حسین دبلیو دبلیو .مرتضی جنجالیه..رابید ولورین...امیر ارین ..هامون ..علی اف جی ای..مجتبی.. ...ممدسینا ! اما در کنار تموم این رشد و چشمگیریها ..بودن کسانی که تشنه خون ما شدن و از هر کی انتظار داشتیم ضربه بخوریم الا از یکی که خودش طرفداره باتیستا باشه!!! بله الیاس باتیستایی اتفاقا بچه اهواز بود!! ما تو وبلاگمون دو تا خانم میومدن پایه بودن...این الیاس هم همون موقع ۱ ماه قبل ما وبلاگ باتیستا رو داشت ولی حرفه ای نبود و وقتی دید تا من اومدم و اینهمه پیشرفت کردم و از اون جلو زدم ...حس بچگیش و حسادت و حساسیتش کار دستش داد و کارهایی رو کرد که نباید میکر....اول با اسم مستعار اومد تو وبلاگ به اسم اندر نظر میداد و مدام با معین و دخترا و چندد تایبه دیگه دعوا راه مینداخت که اینا رو از سایت ما فراری بیده و بعضی وقتا هم فوش میداد... در حالی که من همون موقع یادمه تو یکی از پست هام ادرسه وبلاگش رو گذاشتم برای بازدید کننده ها و خواستم حتمان بهش سر بزنن....ما چی جور فکر میکردیم این چی جور ....عملان با فحش کاری میخواست بچه ها رو فراری بده و اتفاقا یه مدت بعد تگ تیم شد با ادی !! بعد از یه مدت که گذشت منو و محمد تونستیم ردشو بگیریم و شناساییش کردیم که اندر قلابی در حقیقت همون الیاسیه که مثلان رفیق ماست!!! و تا یه مدت همه فحشش میدادن ولی باز هم من دلم میسوخت واسش و اگه معین یادش باشه مدام میگفتم ببخشیمش بزار بیاد..معین قبول نمیکرد...وبلاگ من با بازگشته باتیستا وارد فاز جدیدی شد ..و نویسنده های من شدن ...یکیش که خودم بودم که تو ستهام از همه چی مینوشتم الا کشتی کج!!! هامون یادشه هنوز تو کفه خاطره اون بچه بازست!!!! محمد هوگن هم ست میزاشت و اخبار هفتگی و .....یه دیاکو نامی هم بود که همین الان دلم خیلی تنگشه ...اونم دانلودی میزاشت و یه دختر خانمی هم بود که سرسخت طرفداره باتیستا بود که تقاضا کرد بزاریم اون عکس بزاره و اتفاقا عکسهای قشنگی میذاشت از کج کارها ولی در کل وبلاگ من چیز خاصی توش نبود که اینقدر صدا کنه
    ..اما به قول بچه ها ما محبوبیتمون یکم زیاد بود!!!و هنوزم که هنوزه خیلی ها دوست دارن دوباره به صحنه وبلااگ باز گردم ...اما دلیل کنار
    گذاشتنش ...این بود که روحیات من با فوش و اینجور چیزا جورذ در نمیومد من نمیتوستم بینم دوستام و خودم داریم فوشه ناموس میخوریم سر هیچی و تصمیم گرفتم سایت رو ببندم....و بستم در جا تا بستم پاکش کردم ..ارشیو به اون خوبی از دست رفت!!! اینم ادرسش ببین به چه روزی افتاده ....www.abolfazlbatista.blogfa.com
    وبلاگ دوستان بعد از اینکه از دنیای کج ترجیح دادم بزنم بیرون...با توجه به اینکه خیلی از دوستان ازم درخواست میکردن شبها یا بیام باهاشون تو چت و کنفراس یا یه جوری باهام در ارتباط باشن...تا اینکه با معین مشورت کردم و با پیشنهاد معین تصمیم گرفتیم وبلاگ دوستان رو راه بندازیم..یعنی یه وبلاگی با روحیات و خاصیات خودمون...یعنی کوچ کنیم تو یه محیطی که دیگه نه کلکل توشه نه فحش ناموس!!!یه محیط سالم با دوستان قدیمی و دوستان جدید ...و هنوز 2 هفته از تاسیسش نگذشته بود که باز هم ابوالفضل و دار و دسته اش ترکوندن!! طوری شده بود شبها ما از سرکار میومدیم باید یک ساعت اول جواب نظرات رو تو خوده نظرات میدادیم...چون هفته ای 2 بار اپ میکردیم..سر موضوعات خاص و یا خاطرات...و تو اون وبلاگ افراد بزرگوار و اقایون و خانمهای محترمی میومدن...تو وبلاگ دوستان چیزی که زیاد داشتیم افراد پیر بود...پیرترینشون 38 سالش بود!4 نفر متاهل بودن!!! جوونترینشون ممد بی ام سی کاربر قدیمی همین انجمن..وبلاگ خوبی بود نزدیکه 2 سال تا همین چند ماه پیش نگرش داشتیم ولی بخاطر اینکه خیلی از دوستان قدیمی

    اون که می یومد چرت و پرت می زاشت,دنییای به دور از باتیستا...شعر می زاشت,خودت بودی نه؟

    نه به قران

    کی بود؟

    یه بنده خدایی بود که خودمم اخر نفهمیدم کی بود ولی انگاری از ببینده هام بود یه مدت نگرش داشت ولی بعد اینقدر فوش خورد فرار کرد

    پپسورد رو از کجا اورده بود؟
    من کلن پاک کردم وبلاگو این دوباره با همون ادرس ساختش

    اهان

    و قصدش این بود به مسائل خارج از کج بپردازه که با روحیاتش جور نبود بنده خدا الیاس بهش نظر داده بود تو گوه میخوری سایت باتیستایه سابق رو اینجوری کردی مال رفیقمه

    خوب ادامه بده در مورد وب هات و سایت ت...

    بله من وقتی سایت دوستان رو زدم ...یعنی تو وبلاگ که بودیwww.biain2dostan.blogfa.com چون کاربرامون یه مدت خیلی زیباد بودن احساسی کردم نیاز داریم جایی باشیم بیشتر کنار هم باشیم و سایت دوستان رو راه انداختم حتی 80 تومن پول ریختم به حساب اما بجز چند تا از بچه ها شوربختانه نصف بچه های وبلاگم نمیتونستن تو انجمن ارسال کنن یا مشکل ارسال داشتن از سیستماتشون یا بلد نبودن

    عجب

    منم واقعان داشتم عذاب میدیم که اونا که پایه های وب منن نتونن تو سایتم بیان و با برگشت دوباره ام به وبلاگ همشون تعجب کردن!و خیلی دوران خوبی تو وبلاگ دوستان برخلاف وبلاگ کجم داشتم چون تو وبلاگ دوستان به جا فوش بوسه به هم میدادیم

    وایسا یه کم مصاحبه رو جنجالی کنم با سوال بعدی

    بفرما

    نظرت در مورد رفتن اف جی ای و مشکلاتش با داوود چیه؟تایپیک زدی که داوود رو برگردونین,بعد علی رو ادم حسودی خطاب کردی,بعد دیدیم همون ادم حسود رو گذاشتی ناظم سایتت...به نظرت مشکلشون چی بوده؟سو تفاهم بوده یا این جا یکی می خواسته موش بدوونه؟

    من تو بطن ماجرای این دو عزیز که از دوستان صمیمی خودم بودن نبودم و هر کدوم یه چیزی بهمون میرسوندن اما اون شب معین که بهم گفت از اونجایی که معین حرفش رد خور نداشت من تاپیکه داوود رو زدم و به علی که رفیق 2 ساله ام بود به قول تو گفتم حسود منی که داوود رو 2 ماه بوئد میشناختمن و علی که 2 سال! بعد از یه مدت که تو یاهوو باهم حرف میزدیم حرفای قدیمیشو میزد و بهش گفتام علی جون این حرفا رو ول کن تموم شد رفت واقعیتش علی خیلی منو دوست داشت و واقعان با اینکه من جبهه گرفتم علیه اش تو انجمن اولش ولی رفاقتشو با من به زمین نزد و بعد ها ما همچنان رفیق هم بودیم و دیگه کماری به انجمن و اون موضوع نداشتیم وقتی سایت زدم علی رو چون قبلان کارشو دیده بودم تو انجمن هامون تصمیم گرفتم بزارمش ناظم سایتم اما خودش قبول نکرد گفت معین خوشش نمیادو این حرفا علارقم اصرار من چون علی خیلی هم کمکم کرد واسه زیر بنای سایت یعنی همون پنل مندذیریتی ناظم من نبوددر منورد موضوعش با داوود بحثش زیاد شده و برگشتن به عقب جایز نیست...اما من در صداقته داوود شک ندارم..واسلام
    اینو به خوده علی هم گفتم.. ولی در کل ای کاش الان علی تو انجمن بود بخدا میمیرم براش خیلی زحمت کشید علی بود که پای منو به انجمن هامون باز کرد

    خیلی وقته نیست انگار...ازش خبر نداری؟

    اتفاقا همین 2 هفته پیش ای دی حجدیدذش منو ادد کرد منم تا اددش کردم فری پی ام داد و حرف زدیم بمیرم براش اون شبم من زیاد باش حرف نزدم گفت میدونم سرت شلوغه اون شب ما مهمون داشتیم علی جون اگه اینو میخونی اون شب من نتونستم زیاد باشم ببخشم فدات شم.. زیادم نمیاد تو یاهوو درس میخونه البته شاید چون من اصلا ان نمیشم نمیبینمش من هفته ای دوبارو بزور ان میشم و بیشترم با فربد میچتم چجون در نبود معین فرذبد خیلی بهم نزدیکه

    یه ضرب المثل هست که می **: " هر کسی رو می خوای بشناسی به رفیقش نگاه کن" ما به نو فیر و امیر ارین نگاه می کنیم,ابوالفضل رو می شناسیم ولی وقتی به Morteza wwe و امثالش می رسیم...یه جای کار می لنگه!
    توضیح می دی؟


    افرینننننننن زدی تو خال
    خواص ابوالفضل اینه که با هر قشری میسازه من با همه طیفی میپرم....کلان تو جامعه اخلاقم اینطوره...یعنی با بسیجیش میگردم و بهترین رفقای بسیجی رو هم دارم...با عرق و سیگاریش هم رفاقت دارم ولی خودم طرف اون مایه هاش نمیرم... .کمی نصیحتشون میکنم ولی باهاشون میگردم!!

    می گم سوال ها مونده,کچل می ** سوال ها خودم رو می پرسی

    ساده و پاکش میگردم...با بازاریش ..با درسخونش ...با دختر بازش ....کلی کلی .....من یه چیز رو میگم ادم باید سعی کنه در کنار تمام زرق و برقهای زندگی اگه بتونه تو اون منجلاب هم یاده خداش باشه ...خوبه...یعنی من اگه ترانه متال گوش میکنم..یا اگه فلانی سیگار میکشه..ما گناهکار نیستیم اگه یاده خدا باشیم و ازش غافل نباشیم....یه معلم پرورشی داشتیم...سال دو راهنمایی سر کلاس بحث خود ارضایی شد و..ایشون به بچه ها گفت که این کار از نظر خدا گناه است ولی بازم همین کار واسه اینه که بتونی خودتو خالی کنی و این عمل روزیاد انجام ندین ولی اگه انجام دادین ناراحت ن هنوزم میگم مرتضی رو خیلی دوسش دارم..چون از هم دوره هایه قدیمی من تو نت بود! اما مرتضی روندش تو این انجمن باب دل من و بیشتر کاربران نیست!! حقیقتان وقتی ماجرای اون عکسها رو به گوشمون رسوندن خیلی دلگیر شدیم...چون مرتضی خیلی به ما و ما به او ارادت داشتیم و گذاشتنه عکس خر!!! تو یه انجمن دیگه و توهین به تمام بچه های اینجا از نظر من نابخشودنیه.... ولی مرتضی رو من پسری میدونم که دچار یه سری استرسها و حرفهای نامربوط شده و شماهم بدونین اون هم ادمه و به دل خیلی هادیگه میشینه به دل انجمن ما نمیشینه مرتضی ولی به دل انجمن خودشون میشینه همنونطور که شاید اخلاق و حرفهای تند ابوالفضل به دل انجمنهای دیگه نشینه!!!! معین از برادر هم به من نزدیکتره ...در مورده معین اصلا نمیخوام بحث کنم چون ارزشش فراتر از حرفای منه...

    تازه سوال ه معین مونده...

    خودش سوال کرده؟

    نه بابا...سواله منه,در مورد معینه

    گفتم اونددستشووی بره بهم میگه

    ولی به نظر من درست نیست که ابوالفضلبا همه دوستی کنه, 2 روز دیگه می ری خواستگاری, می یان واسه تحقیق, می رن مثلا رفیقات رو ببینن,می رسن به Morteza WWE, یه ادم ه بی تربیت, بی ادب, با اخلاق مذخرف و عقلی پر از خالی...خوب این جا ابوالفضله که ضرر می کنه...

    بازم میگم سعی کن دیگران رو ببخشی ... مرتضی برای تو بده ولی برای اونها خوبه ابوالفضل برای تو خوبه ولی برای اونها بده

    کاری به اون عکس الاغ ه ندارم,من اصلا از اون ناراحت نیستم,ولی وقتی پست هاش رو می خوندم و یا به وبلاگش یه سر زدم و چرت و پرت هاش رو خوندم,با خودم گفتم:حیف ابوالفضل که با این فرد رابطه داره!البته سلیقه ی ما فرق داره,و سلیقه ی شما محترم.

    مرتضی برخلاف انجمن شنا میکگنه..این که شکی نیست بابا دیگه من که رفیق قدیمی و جون جونیش بودم رو تو تاپیک مصاحبه خودت دیدی مسخره کرد تا امثال تو و هامون برسه... من الان بعد اون ماجراهاتی انجمنش باهاش رابطه ای ندارم...اما اگه ببینمش سعی میکنم از گمراهی درش بیارم مرتضی رو دوسش دارم اونم یکی هست مثله ما ولی اتیشش تنده و از شماها بدش میادحرفت درسته اما من چون از قدیم با یکی که رفیق بشم دیگه نمیتونم بخاطر اینکه مثلان با فلان جا ایشون مشکل داره رفاقتمو بهم بزنم مثلان تو جریان رفتنم به انجمن فرزام یکی از بچه ها خیلی شاکی شد چرا رفتی و منو از اونجا اخراج کردن و نامردن از این حرفا گفتم من خودم بخاطر این میرم که 4 تا نوجون 4 تا چیز یاد بگیرن... نه عشق پست مقامم نه نیازی دارم خودمو معروف کنم ما مادر زادی معروفیم

    صد البته.
    چرا با وجود این همه مشقله ی کاری,این همه واسه انجمن وقت می زاری؟


    من میمیرم واسه بچه های انجمن ....من اگه حرفهایی رو گاهن میزنم بیشتر برای مزاح و شوخی میگم...خیلی از دوستان همسن خودم مارو مسخره میکنن اومدی وقت خودتو درگیر کردی با کسانی که حداقل ۷ یا ۸ سال باهات تفاوت سنی دارن و خیلی هم وقتتو صرفشون میکنی ...اما جواب من به همونا اینه من از اینکارم لذت میبرم ..دوست دارم بچه های کم سن و سال با نوشته های من کمی بیشتر با زندگی و مشکلات جوامع اشنا شن ..من حقیقتان برای کسانی که تو این رشته خشن هستند و اغلبان هم کم سن و سالن میخوام یه الگویی بسازم که با خشن بودن و پرخاشگری بزرگ نشن میخوام روان پاک بی الایشی مثل داوود داشته باشن! داوود اینقدر غرغه مطالب کشتی کجه ولی هیچ وقت از اصلش رها نشده و پاک بزرگ میشه مثل خیلی از بچه های انجمن که پاک بزرگ میشن اما شیطنتهای بچگی میاد سراغشون و میخوان در همون بچگی الگوهایی بد و غربی از خودشون بسازن .
    و با پرخاشگری میخوان به خودشون بفهمونن که بزرگ شدن !! در حالی که بزرگی به پرخاشگری نیست به فهم و درکه بالاست...من اینجا رو دوست دارم چون نسبتا بچه هاش با هم خوبن... من صبح اغلب ساعت 6 پا میشم نماز غذامونو میخونم بعد میرم سر کار شروع میکنم به کار کردن توجه کنیدکار میکنم نمیرم که پشته دخل بشینم کار میکنم الان که اقامینا نیستن ظهرها یه چند ساعت میام خونه که خونه تنها نباشه ولی صبح که میرم ظهر ساعت 2 میسریم بالکن کمی استراحت میکنیمبعد از ظهر هم دره مغازه ام من یه دنیایه دیگه داخل مغازه دارم من زمانی که درس میخوندم خیر سرم تابستون که همه بچه ها میگرفتن میرفتن کلاس و ورزش این جور برنامه ها ساعت 7 صبح اقام مثل گوسفند مینداختمون عقب وانت میبردمون

    دور از جون

    سر کار تا 5 عصر اون زمان مگه چند سالم بود؟15 یا 16 عصر میومدم از خستگی میخوابیدم تا فرذداش که میرفتم سرکار و این باعث شد کهمن کلان هم به کار علاقه مند شم هم از کار هیچ وقت خسته نشم و الانم واسه همینه شب که میام خونه راحت میتونم بیام ارسال کنم و ان باشم تو انجمن.کیست که بدونه

    همون جوری که گفتم,تنها کسی نیستی که کار می کنه...

    من روز پنج شنبه که قرار بود باهات بیام مصاحبه کنم تا ساعت 2 داشتم کیک 5 طبقه میزدم: منم نیگم فقط خودمم من چاکر هر چی بچه کارگر و زحمتکشم هستم مثل امیر ارین الان امیر با اینکه سی دی زدن یه شغلذ مثلان راحته ولی واسه من خیلی خاطرش عزیزه چون تو این سن داره کار نمیکنه دسش تو جیبشه نه جیب اقاش

    فکر می کنم بعد از مصاحبه با داوود بیشتر شناختیش, ایا نقدت در مورد داوود رتغییر می دی یا نه؟چون از نقد ما دو تا یه کم بهش بر خورده بود...

    من به خودش گفتم وتکذیب کرد ولی بخوبی خودم و خودت یادمونه که تا چند وقت محلمون نمیذاشت ولی اون نقدو من یه ذره تغییرش میدم ولی هنوزم سر همون نقد هستم...داوود رو دوسش دارم پاکه پاکه

    اخرین باری که گریه کردی؟

    اخرین بار برای بازیکن پیام مشهد گریه کردم ...خدابیمرز چند روز پیش تو تصادف جونشو از دست داد منم چون میدونم این فوتبالیسته ارومیه ای چه جوون پاکی بود دلم شکست براش و گریم در اومد نه زیاد ولی خوب متاثر شدم قبل از اون هم برای یکی از جوجه ها گریه کردم جوجه های نازننینمو گربه خورد
    کاربر مقابل از The Dark Knight عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است: Ғ Д † Д Ł β (03-02-2011)

  10. Top | #180

     کاربر سه ستاره  کاربر سه ستاره  کاربر سه ستارهکاربر سه ستاره کاربر سه ستاره

    عنوان کاربر
    عضو هیئت مدیره سایت
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    شماره عضویت
    32
    نوشته ها
    2,475
    تشکر
    1,349
    تشکر شده 2,384 بار در 298 ارسال
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    440 Thread(s)

    پیش فرض RE: مصاحبه با اعضای سایت(به زودی با حضور ABOLFAZL)


    سوالات cbtarwhk:

    اوفففففف رفیقمه

    نظرت در مورد گروه سنی الف در چند صباحی دیگر در انجمن چیه؟

    یعنی چی؟

    یعنی اینکه انجمن ها دارن بچه بازی می شن...نظرت چیه؟


    خوب ببین منو تو وقتی کوچیک بودیم چرا عاشق فیلمهای بروسلی بودیم ؟ چرا الانی ها زیاد اسمی از فیلمهای بروسلی نمیارن ولی تا دلت بخواد از بازیهای جنگی پلی استیشن و بزنن ******* کشتی کج ببینن یهو شیفاتش میشن نت هم که دیگه فراوون شده و عملان دیگه عرصه هرصه نوججونهاست ولی میگم تمام ما ادمها وقتی بچه بودیم عاشق شخصیتهای جنگی بودیم همونطور که هم دوره ای هایه من عاشق بروسلی و شورش در شهر بازی میکرو بودن!!! و الانی ها هم روی میارن من فقط امیدوارم نسلهایی که میان بچه های با تربیتی به بار بیان بشن امثال داوود و سینا که رفته اون ور اب ولی پاک رفتار میکنن اینو گفت یاده یه جریان افتادم

    تعریف کن.

    که تو وبلاگ قدیمیم و اختلافی که بین منو و الیاس افتاد که دلیلشم کم سن سالی اون بود
    اون بد تربیت شد و از پشت کام خیلی حرفای گنده گنده میزد و چقدرم هم به منو و امثال ماها فحش های رکیک میداد اما فهمیدم که همشهری خودمه ازش خواستم ببینمش طفره رفت نیومد من ازارم به مورچه نمیرسه دستم بشکنه بخوام به کوچکتر خودم دست بلند کنم یه روز تو بازار اهواز داشتم میرفتم ....از روبه روم دیدم یه مادر یه پسر حدود ۱۴ یا ۱۵ ساله بدجور زل زدن به مون!! ما رفتیم چند قدمی رفتیم جلوتر دیدیم یه پسری داره صدام میزنه اقا ابوالفضل ..اقا ابوالفضل داشتم میرفتم...گفتم جانم...گفت اینو میشناسی (پسر خاله اش بود) گفتم نه ...بعد اومد طرفم بهم دست داد ...در حالی که خیلی محکم دستمو گرفت ...گفت من الیاسم ...تا شنیدم اینو( مادرش هم یکم عقبتر وایساده بود)..سریع السیر تونستم اون حالت شوک رو از خودم دفع کنم و خیلی راحت از گونه هاش بوسیدمش ...چون حقیقتان نمیدوستم ۱۴ سالشه .همیشه ادعا میکرد هیکله باتیستا رو داره و یه ۲۰ سالیش میشه.. ..بعد از اینکه بوسیدمش مادرش اومد جلو بام سلام علیک کرد ...گفت الیاس و ببخشش ...خیلی دوست داره ...گفتم مادر ..من از دسته الیاس اصلا ناراحت نیستم ..تمام فحش هاشو و حرفهاشو میزارم به پای کم سن و سالیش ...
    مادرش خیلی ازم تشکر کرد الیاس هم عرق خجالت تو صورتش نمایان شده بود ....ولی کماکان دستمو محکم گرفته بود که بعده ها باهام چت کرد میگفت ترسیده بودم یوقت سیلی بزنی تو گوشم...مادرش ازم خواست بزارم بیاد تو وبلاگ دوستان.. گفتم من باهاش مشکل ندارم اما ..امثال معین و محمد و فربد اینا ناراحت میشن از حضورش ولی من صحبت میکنم ...صحبت هم کردیم فایده ای نداشت ولی من اینها رو براتون تعریف کردم که بگم ... تو زندگی تون سعی کنید ...همیشه بزرگ فکر کنید بزارید ۴ سال دیگه که بزرگتر شدید وقتی به گذشتتون برگشتید نگید ای خدا منو ببخش چقدر به فلانی فوش دادم چقدر با فلانی لج بودم ..چقدر زیر اب رفیقمو زدم .....بزارید همیشه دیگران از شما خاطره خوش داشته باشن...نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی محبوبیت من علکی نیست ...به قول یکی از بچه ها ابوالفضل هر جا میره به طرز عجیبی تو دل بچه های اونجا جا باز میکنه و اکثران دوسش دارن.... دلیلش از نظر خودم اینه که برای اون بده احترام قائلم و سعی میکنم نصیحتش کنم به راه راست بیاد حتی اگه بهم فوش داد بازم میبخشم .و برای اون خوبه هم میمیرم چون ذاتان خوبه....حقیقتان وقتی میبینم عرفان با ماری خانم مشکل داره .ویا ارمان با وصال ...یا مرتضی با امیر ارین خدا شاهده کمی دلگیر میشم و میگم چرا نمیتونیم کدورتمونو کنار بزاریم و با هم رفیق شیم...به ولای علی چند سال دیگه همتون حسرت الان رو میخورید ...من ۲۴ سالمه ولی هنوزم که هنوزه دلم بعضی وقتا به درد میاد که چرا وقتی ۱۷ سالم بود تو خیابون با یه نفر دعوام شد و طرفو به شدت کتک زدم! دوست دارم همین الان ببینمش و التماسش کنم که منو ببخشه...چون به گذشته ام برگشتم و حسرت گذشته ام رو خوردم ..شاید تنها نکته تاریک زندگی من همون کتکی بوده که به یه بنده خدا زدم که مقصر هم خودش بود... تو جریان کیومرث ...من همون اولش میدونستم این عزیز ما با روحیات ما اشنا نشده و مدام میخواست به ما بفهمونه که شوخی جایی و مکانی داره اما نخواست به خودش بفهمونه که این جا و مکان واسه بیرونه نه تو انجمن که ۵ تا رفیق دور هم جمع شدیم و نباید از هم کینه به دل بگیریم ..خدا شاهده که من نه عاشق پست و مقامم نه سو استفاده کردم از عنوان ریش سفید ...خیلی ها تو انجمن از قلم گیر من خوششون میاد......من اگه اون شب یه مقدار پرخاشگری کردم بهش دلیل داشت ..چون وقتی دیدم اومد نوشت سعی کردم باز هم با زبون شوخی بهش بفهمونم من اخلاقم کلان اینطوره حتی الان که دعوامه باهات دارم باهات شوخی میکنم و به شوخی گفتم مغز فندوقی که همون تیکه باعث شد ایشون شوخی مارو به جدی بگیره و حرفهای بعدیش مثل اختلاف فرهنگی و نمیدونم اب در هاون کوبیدن که بعدش من ترجیح دادم چیزی نگم... چون میدونستم حرف حرف میاره و بیشتر باعث دلگیری میشه و مطمئن بودم دو طرفمون فرداش پشیمونیم و دیدید که چند روز بعدش من میخواستم برم مسافرت خودم گفتم کیومرثی یوقت از ما دلگیری نداشته باشی و حلالمون کن و خودش هم متعاقب اون .... در کل برای همه ارزوی موفقیت دارم اگه هم گاهی حرفی منیزنم بدونن یکم قلمم رو تند میکنم که اگه اشتباه میکنه طرف سعی کنه اصلاح کنه اگه هم دید علکی گیر دادمبدونه میخوام تو انجمن یکم خشکی در بیاد...

    چه قدر از این شاخه به اون شاخه می پری... این ها رو این جا گفتی تو کلام اخر چی می خوای بگی؟

    اون هم می نویسم....

    خدا رحم کنه
    امیر خان نظرتون رو در مورد قتل هایی که بنوا در این اواخر کرده,پرسیدن.


    والا من نمیتونم و به خودم میگم این دروغه که بنویت قاتل باشه من خیلی کریسو دوسش دارم روزی که فهمیدم مرد اتفاقا صبح بود که یه مسج اومد برام با این مضمون تسلیت به جامعه کشتی کج کریس بنوا هم رفت سر کار گریه ام در اومد کارگرامون تعجب کردنم شبش اومدم دیدم عکسشو زدن سر در انجمن عینه بارون اشک میرختم بخدا دوسش داشتم این قدر دیوونه شده بودم که رفتم بازی سال 2004 رستل منیاشو با ترذیپل اچ و شاون رو گذاشتم و قهرمانیشو و بعد قهمرمانیشو دیدم حرص میخوردم و بعده ها هی اخبار ضد ون قیض زیاد اومد ازشب سعی کردم که به اخبار توجه نکنم و به خودم فهموندم که کریس هم رفته پیش اددی خدابیامرز

    جان بردشا لیفیلد پرسیده: اگر رژیم عوض شه چی کار می کنی؟

    خدا نکنه بشه ولی مطمئن باش باشه عربای وحشی اهواز رجیمو ورمیدارن

    پرسیده:بزرگترین سوتی زندگیت؟

    سوال نپرسه خبرش با این پرسیدنش سوتی زیاد ندادم فقط یه بار نشستم پیشه بابابزرگم اومدم بگم رفتم استخر اب رفت تو گوشهام گفتم گوشم رفت تو ابهام خنده دار بابابزرگم نفهمید اون گیج تره ما بود... البته یه بار دیگه مغازه بودیم که یادم رفت ولش کن

    پرسیده: حکومت شاه بیشتر به ایران لطمه زد یا جمهوری اسلامی؟

    صد درصد جمهوری اسلامی ... به اسمه اسلام ...تو مملکت

    چی...ادامه ش چیه؟

    هیچی سانسورش کردم گفتم ریدن تو مملکت


    پرسیده: حسادت بد تره یا دروغ؟چرا؟


    حسادت ...چون ادم میتونه اگه دروغ بگه در ادامه با گفتنه حقیقت گناه خودشو ببخشونه ولی حسادت رو نمیشه حسادت باعث میشه که تو زندگین کارهایی بدی انجام بدی

    پرسیده: کدوم فرست ها رو تو زندگیت از دست دادی؟

    فرصت اینکه وقتی 13 .14 سالم بود بهترین فوتبالو بازی میکردم حتی تو منتخب خوزستاان هم تونستم راه پیدا کنم اما بخاطر خونه زندگی و مخالف اقام نتونستم به فوتبال ادامه بدم چه بسا من الان هافبک نفوذی استقلال کبیر بودم من وقتی 12 سالم بود یک شب بخاطر اینکه تا ساعت 9 شب تو خیابون بودم دلیلش هم فوتباتل بازی بود نه چیز دیگه وقتی اومدم بابام با کمربند سیام رد اون اخرین کتکی بود که ازش خوردم از 12 به اینور دیگه نخوردم بابام میگ فت چرا یه بچه باید تا 9 شب بیرون باشه ولی خیلی نامردیه محمدمون از بچکیش تو خیابون بزرگ شده
    واسه همینه همه فامیل میگن تو سوسولی اون شاخدار تو می...اون بردار... همین یه فرصت بود
    ممد یه پست داده تو اسرار التوحید,تو کفیم این پست ابوالفضله کپی زده یا این که برادر داره جای برادر رو پر می کنه...
    نه بخدا محمد برعکسه من سرذش تو سیاست خیلی پره عشقش اینه که شبها بشینه با پدر بزرگم که ضد رجیمه شبکه معاد رو با هم زنده پخش کنن من بیشتر به شوخی میگیرم ممد به جدی کلان من شوخم ممد جدی و خشک تو خونه و بیرون همه تعجب میبکنن و میگن شما داداش نیستید خیلی فرق میکنید من اهله سازش ممد سرش برا دعوا درد میکنه و مطمئن باشین محمد خودش این ارسالها رو میکنه من اگه میخواستم ممد و بیارم و جاشو نمیدونم پر کنم اون 1 ساله که با ای دی من بالا میومد و من خودم ترجیح داده بودم که اون موقع شرایطش شرایطس نبود که بتونه عضو انجمن بشه چون هر ان میگفتم ممکنه با یکی دعواش بشه و اونوقت برای من بد بود...

    کلا خیلی اتیشش تنده...

    خیلی خیلی

    یه بار هم به من و فربد تو چت روم,بد تیکه انداخت...

    ولی یکمی بعد از اینکه استرس کنکور ازش افتاد اروم شده کلان به من خیلی حساسه با اینکه تو وبم نشون میدادیم ضد همیم ولی هم اخور همیم مطمئن باشید ممد خودشه تو انجمن نه من

    جان بردشا پرسیده: هدف اینده ت چیه؟

    هدف اینده ام مثل هدف اقام زن بگیرم یه چند تا طوله بندازیم بکشونیموشون تو کار بازار



    اخه تو این مملکت مگه میشه هدفم داشته باشی نمیشه اقا جون نمیشه به قول یاس باید داشته باشی 5 سال سابقه کار

    عرفان از بارسلونا پرسیده: چرا اسم اسرار التوحید رو عوض نمی کنی؟

    جون دلیلی نداره اسمشو عوض کنم..ایشون ادعا کرد که بشه نمیدونم تاپیک شب زنده داری و سپیده دم اومد و قت رفتن و نمیدونم از این اسمای منگولی ولی این تاپیک,تاپیکی نیست که بخوای مدام توش اسپم بدی این تاپیک باید هر دوره ای یه بحثی توش داشته باشه....کلان منو و عرفان زیاد به پرو پا هم میپیچیم ولی روح هردومون درون یک شرته!!!

    عرفان از بارسلونا پرسیده چرا نمی خوای مدیر بشی؟


    چون علاقه ای ندارم..چون چه مدیر باشم چه نباشم به حالم فرقی نمیکنه...من گفتم عاشق این اسم و رسما نیستم ..سنی از من گذشته میدون من باید مال جووونها باشه گیریم مدیر هم شسدیم چبمون میرسه جز اینکه ادمینمون میگه یالا یالا کار کن حقیقتان ارزش خوده عرفان برا من خیلی بالاس ...چون تو انجمن دیده نمیشه ولی به اعتقاد من امثال عرفانهاست که میتونن انجمن رو با حرفای قشنگشون بسازن من وقتی رفتم انجمن بی بی سی یهو دیدم شدم مدیر کل اصلا انگاری یه پارچ اب یخ روم ریخته شد انگار سنگین شدم سریع رفتم بهش پ خ دادم تروخدا منو در بیار و در اورد اسوده شدم اصلا نمیتونم مندیر باشم فقط دوست دارم تو سیستم مدیریتی هامون یعنی همین تاپیکی هست که شما مدیرا میبینیدش دوست داشتم منم به عنوان یه بزرگتر یه امگکانی داشت که ببینم شاید بعضی مواقع به درد میخوردم که راهنماییتون کنم...اما زیاد پیش نیستم ما همینیم که میبینی . یکمم زیادی دوستانمون دوسمون ددارن

    می خواستم همین الان پیشنهاد بدم,ولی خودت می گی علاقه نداری!

    اره همین بهتر که نباشم اونوقت تا یکی بلااک شه بیا درستش کن همه رجوع کنید ابوال پارتیش کلفته

    من تو ذهنمه شما به صورته کاربر افتخاری در بیای که بتونی به موضوعات مدیران دسترسی داشته باشی,ولی می ترسم مثل کاره BBC خوشت نیاد,چون بخوای نخوای با دسترسی به تالار مدیریت, شما اختیارات یک مدیر هم بهتون داده می شه.

    خوبه ...میتونم باشم اما اگه بشم نباید کسی ازم توقع داشته باشم صرفان من افتخاری میتونم بشم چون اگه بنا باشه من تو کمار مدیریت دخالت کنم اونوقت سنتگ رو سنگ بند نمیشه

    هامون رو اخراج می کنیم,صفا سوتی بندر!:4



    از این که خیلی از کاربران انجمن شما رو "ابول" صدا می زنن,ناراحت نمی شی؟به نظره من کاره درستی نیست...

    نه بخدا ...
    نمیشم اصلا من همیشه میگم اسم من یکم دردسره تو خونه یه جور صدام میکنن خیابون یه جحو.ر دیگه ناراحت نمیشم ... ولی اینو میدونم دوستانم مثل سینا مثله ارمان شاید یکی اسم منو اونطور بگه ناراحت میشن..ولی بزاریم نوجونامون خوش باشن....دور دوره اینهاست مال نهایتش 1 سال دیگه باشیم بدش میریم میرن ادمها از اون فقط خاطراتشون به جا میمونه

    جان بردشا نظرت رو در مورد شهر ری پرسیده.


    شهر ری پدرم اونجا چند سال کار کرده ... همیشه هم میگفت یکی از دلایل پیشرفتش شهر ری بوده پدر من مادرشو سر زا از دست داد وقتی 8 سالش بود و بعد با نامادریش نساخت و از شهرستان اراک رفت تخهران و شهر ری و از همون بچگیش رفت تو کار قنادی و شد کارگر واسه همینه که هیچ وقت تو زندگیش درس ماها براش مهم نبوده و یه چیز دیگه وقتی اقام کلاس پنجم دبستان بود بخاطر اینکه شناسنامش مشکل داشت دولت وقت بش گفته بود باید برگردی سوم دسبتان از نو بخونی و اقامم بلکل بیخیال درس شد و وقتی رفت تهران شهر ری کار میکرد و منم یه مدت پیش رفتم به همون جایی که کار میکرد سر زدم اونجا جایی بود که باعث شد بابام پیشرفت کنهمنم دوسش دارم.

    از طریقه ی اشناییت با معین بگو,یادمه گفتی با جر و بحث با هم اشنا شدین.

    نه من غلط بکنم... کی؟

    پس چه جوری باهاش اشنا شدی؟

    معین تنها کسشی بوده تو رفیقاام تا حالا تو بش نگفتم وقتی وبلاگ باتیستا رو راه انداختم ادرسشو تو وب بهنام دادم معین اولین نفری بود که اومد تو وبم معین اومد و ما شدیم رفیق دونگ هم همه چیمون شبیه هم بود.

    گفتی قبلا با هم جر و بحث داشتین که بعد رفیق فابریک هم شدین

    من کجا این حخرفو زدم؟

    نمی دونم...زدی ها...نزدی؟

    نه به ولای علی شاید اشتباه گرفتبی کس دیگه رو ادی رو شاید اشتباه گرفتی

    سر دعوات با بی بی سی هی دوستیت با معین رو مثال می زدی...

    بابا اون واسه اون موقع تو اوج بحثمون بوده من پیاز داغ داده بودم تو گیر نده

    یعنی خالی بستی اون موقع؟...نگا ملتی رو گذاشتی سر کار...بچه لبه شتی دیگه!

    اره میخواستم بی بی سی ناراحت نشه.

    معین چی شد یه شب اومد و رفت...راه گم کرده بود؟

    معین اره میدونستم نمیاد چون معین خیلی وقته نت رو کنار گذاشسته و من خیلی خوشحال شدم که شاید بیاد ولی علکی دلمو صابون و لیف زدم معین اگه بیاد من حاضرم 10 سال دیگه هم تو انجمن بمونم اینقدر خاطرشو میخوام ولی چون میدونم نمیاد این پیشنهعاد رو دادم دیگه اون رفیق منه من نشناسمش

    از اوقات فراقتت بگو,چی کار می کنی؟چه اهنگ هایی گوش می دی؟خواننده ی مورد علاقه ت کیه؟

    شاید عجیب باشه که ابوالفضل که اینقدر دم از خدا و پیغمبر میزنه ...از ترانه متال خوشش میاد!!!!!ولی گفتم در کنار همه این زرق و برقها خدامو فراموش نمیکنم...به اهنگهای اروم و پاپ خارجی westlife.back street.enriqo. و گروه های متال راکی مثل korn . linkin park. metalica.limp bizkit , + گروهای دانس و تکنو مثل اسکوتر و دی جی ها...میبینید که با همه سبکی میپرم!مثل همون جریان پریدنم با ادمهای همه نوعه...یعنی تعامل!! موسیقی ایرای هم ..پاپ کلان خوبه...از اونور ابی ها همشهریم گروه سندی و سیاوش قمیشی ...اینوری ها اول از همه همشهریم محسن چاووشی و بقیه...از رپرها هم از کار یاس خوشم میاد ..چون با تموم ناارامی ها تو ایران ولی هنوز به عشقه ایران میخونه!!

    اکثر اوقات مکیاریم میخونه که با اعتراض شدید ننه موسیقی رزو از متال تبدیل میکنمبیم به حاج اقا کافی چون تمام صحبتاشو دارم هم اقای کافی هم استاد بزرگوار دانشمند

    وقت کردی Rammstien, Dope ,Drowning Pool هم گوش بده

    رامستین که خوراکمه

    ich will


    رو پیشنهادت فکر میبکنم. اه اچ ویل زیادی وحشین

    بهنام پرسیده:قضیه ی این شیرین زبونیت چیه؟رمز و رازی داره بگو تا استفاده کنیم!

    اخلاق اینطوره ...شوخ ...باحال !!من کلان ادم شوخی هستم ...تو فامیل زبانزدم به ابنبات .شیرینی . شکلاتی...شاید جالب باشه وقتی میریم جایی مهمونی .دختر خاله ها و دختر عمه های ناتنیم (امیرارین میشناسشون!!!) میان دور برما تا ما براشون خاطره یا داستان بگیم...ولی این خاصیت شوخ بودن من کمی به عموم رفته ...منتها اون شوخی کردنش بیشتر مسخره کردنه دیگرانه واسه خنده..ولی من میدونم این کار گناهه....و سعی میکنم با کلمات بازی بکنم!! وقتی متن مینتویسم به طرز عجیبی کلمات تو ذهنم رژه میرن... و کلان از بچگی از همون بدو وردو به زندگی من جزو گوگولی ترین بچه های تاریخ هستی جهان بودم

    ولک تیک ایت ایزی

    و در سن 6 سالگی منو فرستادن مدرسه تا بچه ها از من کسب فیض کنن و هنوز با گذشته 24 سال و نیم از عمر پر برکت خودم گفته اطرافیان هنور هیچ پوخی نشدی و در انتظاریم شاید در اینده نه چندان دور تششعاتم روح اطرافیان رو بیازارد... خارج از این حرفها ادم اگه از بچگیش شوخ باشه تا ابد شوخ میمونه و نمیتونه این رو از خودش دور کنه... ولی اینم بگم کمالا همنشین همیشه اثر داره خیلی از دوستانم ارز بس بامن نشستن اونا هم حرفهای منو میرن میزنن به کسایه دیگه ولی من ادم جدی رو خیلی میپسندم اما خودم نتوستم زیاد جدی باشم حداقل تا پارسال که افتضاح بودم امسال فکر منم یکم بزرگتر شدم

    به به...

    ساعت 4 شد یه دوساعت دیگه بحرفیم بعدد من میرم سرکار

    انتقادت از انجمن چیه؟

    من روزی که اینجا عضو شدم پیش بینی چنین روزی رو میکردم که انجمن خیلی پیشرفت قابل ملاحظه کنه... ....من انتقادام به انجمن زیاده ولی قبل از من حامد.سینا.داوود.عرفان همه این حرفها رو گفتن و حرفهای من تکراری میشه... اتفاقن رو بچه ها تاثیر کافی داشته..من فقط میگم سعی کنید از خودتون خاطره خوب بجا بزارید....انجمن وقتی روپا شد و شد بهترین در ایران ..در ادامه بخاطر یسری کم کاریها داشت سقوط میکرد ولی الان دوباره شکر خدا راه افتاد...اتفاقان اگه سینا جان یادت باشه..بعد از مصاحبه حامد قرار بود من مصاحبه کنم ولی دیدی بهت پ خ دادم و گفتم درست نیست فقط حرفهامو در قبال هامون همونایی بود که گفتام و باید تغییر بده این سبک رفتاری رو...با ملاحظه حل میشه ... نباید دنبال مقصر بگردیم.ما الان بهترین هستیم ولی باید بهترذین از این بشیم

    همین؟دو هفته مصاحبه رو عقب انداختی فقط واسه همین دو خط؟

    چون نمیخواستم ضد انجمن حرف بزنم...من اینجا رو دوست دارم و مهمتر از اون کاربراشو بیشتر دوست دارم...و انتقادم فقط مربوطه به سیستم ادمین بود نه این بچه های زحمتکش که از وقتشون میزنن واسه امثال ما

    نظرت در مورد زدن مجدد وبلاگ کشتی کج چیه؟

    چند وقت پیش عرفان اچ اچ ازم خوالست دوباره بیام وبلاگ سابق رو راه بندازم ...یکم ته دلم به فکر افتادم...و از چند تا از بچه ها نظر خواستم ..خیلی هاشون استقبال کردن ..اما اونایی که از قدیم باهام بودن مخافت شدید کردن مثل معین و فربد !! معین گفت از تو دیگه گذشته ...میدون رو بده جوونترها...هر چند اگه خودت قلم رو دوباره بدست بگیری هنوزم سر امد همه هستی ولی بیخیال شو یوقت دوباره ارازل میان فوش کشی و منم بیخیالش شدم...

صفحه 18 از 61 نخستنخست ... 8161718192028 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 02-16-2011, 04:05 PM
  2. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 02-06-2011, 01:05 PM
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 10-23-2010, 04:09 PM
  4. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 08-02-2010, 06:14 PM

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای ایران دبلیو دبلیو ای محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد