نه ! یادم نمیاد آخرین باری که تو این تاپیک پست دادم کی بود ! روزهای خوبی رو با این انجمن داشتم . دوستان خوبی رو تو این انجمن پیدا کردم ولی خب شاید خیلی از شماها منو یادتون نیاد...
شاید تاپیک های زیاد مهمی رو نزده باشم ولی خب همیشه سعی داشتم کاربر مفیدی باشم .
مثلا اون مسابقه ی فوتبالی که بین بچه های انجمن با منتخب جهان برگزار شد . یادتونه ؟ این تاپیکش بود : [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
الان فقط متنی که من نوشته بودم رو تو اون تاپیک می بینین اما واسه عکسای بازی، شروین (Tezar) بسیار زحمت کشید ... چن تا از عکسا رو ببینید :
بی خیال ! دیگه لازم نیست تاپیک هایی که قدیم زدم رو اینجا نشون بدم . خب مدت زیادی دیگه تو انجمن فعالیت نداشتم . حتی وقتی آیدی یاهوم مشکل پیدا کرد دیگه نتونستم با بچه ها ارتباط برقرار کنم . الان به نظرم اوضاع با اون موقع ها خیلی فرق کرده ... آخرای دوران ادمینی عرفان بود که دیگه نتونستم تحمل کنم .... دروغ رو میگم . چیزی که اون موقع تو انجمن زیاد شده بود . شکلک های قلبی که تو پروفایل واسه هم میزاشتن و حرفهایی که تو چت پشت سر هم می زدن ... دیگه وقت کنکورم شده بود . تصمیم گرفتم بی خیال انجمن شم و به فکر کنکورم باشم . اما بی خیال انجمن هم نشدم .
یادمه صبح ها ساعت 4 ونیم یا 5 که از خواب پا می شدم واسه درس ، اول یه نگاه به انجمن مینداختم . بیشتر روزا میرعلی گلدبرگ هم انلاین بود . فکر می کنم میر علی هم واسه درس بیدار شده بود :1:
در حال حاظر انجمن وضع خیلی بهتری داره نسبت به قبل داره اما خب از این بهتر هم میتونه بشه ... از زحمات همه دوستان باید تشکر کرد ...
اوکی ! درس خوندم و کنکورم قبول شدم و رفتیم دانشگاه .... تو کلاس ما 25 تا دانشجو هست که 22 تاش دخترن ... ترم اول واسم کمی سخت گذشت ...منی که کل دوران مدرسه با 30 تا پسر همکلاس بودم واسم باید کمی سخت باشه ! قبول دارید ؟ ولی الان که دارم میرم ترم 3 همه چی خوب به نظر می رسه ... خاطرات زیادی هم تا همین الانش دارم . مثل اتیش زدن لباس استاد آزمایشگاه !!! که اولین جلسه بعد از عید نوروز اونو پوشیده بود ... البته خودش مقصر بود ، یه ذره هم من:3:! یا تقلبی که گذاشتم دختر همکلاسیم از روی برگه ی من بزنه ، البته نمی دونست من دارم تستا رو شانسی می زنم ! قیافه اش وقتی نمره ها اومد کرکره خنده بود :4:
این جوری هم که به نظر میاد جنگ دیگه ای تو راهه ... اینبار نوبت سوریه هستش ...در بارش دیگه چیزی نمی نویسم چون فکر کنم این چیزا خلاف قوانین انجمن باشه ... اونوقت ساسان:11: باز فرصت خودنمایی پیدا می کنه :4:
خلاصه ... این بود حال و روز ما
امیدوارم شما هم حالتون خوب باشه ... اگه روزگار سختیه قول بدید مرد روزهای سخت باشید :11:....
لطف کردید نوشته هامو خوندین ...