قرار بود در این تاپیک گزارشی از عملکردم را در این سال گذشته بنویسیم....
مشغله بسیار شدید این روزها باعث شد نتوانم روی این مسئله فوکِس کنم و بنشینم خوب فکر کنم.
می*خواستم بنویسم توی این سال چه کارهایی کرده*ام.
چه غلط*هایی باید می*کردم و نکردم و چه غلط*هایی نباید می*کردم و کردم. کردن و نکردن؛ مسئله اینست.
اصولاً سالی که نکوست، از بهارش پیداست. نکوئی سال هشتاد و هفت هم از نخستین روزهایش پیدا و قابل پیش*بینی بود. بدبیاری*های پی*در*پی، خبر از سالی خوش و قشنگ و پر بار می*داد!!!
در این*که زمان زیادی از عمر من با فکر کردن و خیال*پردازی سپری می*شود شکی نیست.
در طول روز حداقل پنج*ساعت به فکر کردن محض می*گذرد. توی محیط خانه، و در حین قدم زدن توی خیابان.و حتی توی پادگان شهید عضدی رشت!!
بطوری*که بارها پیش آمده است که می*آیند می*گویند فلانی دیروز دیدمت تو خیابون. سلام کردم محل نذاشتی!!!
تابستون کم کم فرار میرسه دوباره کودک دبستانیایه سایت که یکسال خر خونی کردن پیداشون میشه ! دوباره غلغله میکنن ...
معین(no fear) از اون دسته کودکایی که در یک سال گذشته خیلی مشقت کشید تا تونست از زیر منجلاب درس خودشو بیرون بکشه اونم با ترکه ما !!!
اما همین معین یه کسیه واسه خودش ...
وقتی وارد استادیوم میشه 10 هزار تا تماشاچی به افتخارش بلند میشن !
=========================
کجا بودیم؟ آهان. می*خواستم بگویم قرار بود کارهایی را خارج از ذهنم انجام بدهم. می*خواستم بیشتر سفر کنم. مثلا همین دم عیدی قرار بود به اتفاق یک دوست بروم کیش را ببینم. که نشد.
می خواستم [پاراگراف حذف شد] خیلی کارها می*خواستم بکنم که همین الان بطور ناگهانی متوجه شدم حوصله این*کار بی*حاصل (بر شمردن این مسائل) را ندارم.
روزهای آخر سال یک ویژگی دارند و آن این*که همه سعی می*کنند فعالیت*های*شان را طی سال گذشته مرور و ری*ویو کنند. در این سال موفقیت*های نسبی*ای هم کسب کردم که اینجا نمی*توانم اقرار کنم. اما هنوز هیچ راهی ( ولو یک روزنه کوچک) برای آن بن*بست بزرگ پیدا نکرده*ام.
احساس می*کنم که بیست و اندی سال است که توی یک زیرزمین تاریک و نمور افتاده*ام. اوایل با خودم می*گفتم به محض اینکه «بخواهم» و لازم باشد می*توانم خودم را از اینجا نجات بدهم. در سال هشتاد و شش به این نتیجه رسیدم که هنوز حتی یک روزنه کوچک هم به بیرون پیدا نکرده*ام. هنوز پرتوی خورشید را ندیده*ام. هنوز چشمم به آبی ِ آسمان نیفتاده است.
باید چارذه بی اندیشم !!!
===============================
فدراسیون فوتبال ترکیب کامل تیم ملی ایران را طی صد سال آینده هم برای مقدماتی جام جهانی هم خود جام جهانی هم المپیک هم پارا المپیک (!) هم بازیهای آسیائی هم جام ملتهای آسیا و خصوصاْ برای شرکت در انتخابات رقابتی مجلس هشتم چنین اعلام کرد :
سر مربی : علی دائی
مربی : علی دائی
مترجم مربی : علی دائی
کاپیتان : علی دائی
دروازه بان : علی دائی
دفاع وسط : علی دائی
دفاع آخر : علی دائی
هافبک وسط : علی دائی
هافبکهای جناحین : علی دائی
هافبک نفوذی : علی دائی
فوروارد : علی دائی
بقیه بازیکنها : علی دائی
پزشک تیم : علی دائی
مهندس تیم : علی دائی
دستیار : کامران دائی
ذخیره طلائی : برادر علی دائی
توپ جمع کنها : رفقای علی دائی
مربی بدنساز : رضا زاده
شعار تیم ملی : یا ابوالفضل
دائی در بین دو نیمه : اِشّک دروازه اونا اونطرفه !
حریف تمرینی : برزیل و توابع !
فعلا همین !





پاسخ با نقل قول





؟حسین جان خیلی سرافرازمون کردی ...ما که خیلی جویای حالت بودیم ...یه روز از داوود جان سراغتو گرفتیم گفت که رفتی سوسیس ببخشید سوئیس !! بعد گفته بودی به کسی نگه ولی اون گفت !!! وقتی دیدیش یه کشیده بخوابون تو گوشش !!!



يكم مشكل داشتم ايشالله داره درست ميشه 





علاقه مندی ها (Bookmarks)