ابولفضل جون ما پشتتيم .. !! تا ما رو داري غم نداشته باش .. !!
اون بچه هم نفهمي كرده يه چيزي پرونده ، اصلا خودتو ناراحت نكن .. !! به قول داييم دايورت كن رو ... چپت !!![]()

ابولفضل جون ما پشتتيم .. !! تا ما رو داري غم نداشته باش .. !!
اون بچه هم نفهمي كرده يه چيزي پرونده ، اصلا خودتو ناراحت نكن .. !! به قول داييم دايورت كن رو ... چپت !!![]()
فربد جان ممنون از تو داداش گل ....امیدوارم این ارسال تو اخرین ارسال در مورد این موضوع باشه ....دیگه گفتم باید گذشت کرد.....
انشالا همه به راه راست هدایت شن......
باید از این فضا استفاده کنیم.....بهم خوبی کنیم نه اینکه ...!
از دوستان خواهشمندم بحث رو تموم کنیم ....واسه همه روشن شد که حق میگه کی نا حق ....
مخلص همگی

نبينم كسي ديگه به داش ابولفضل چيزي بگه ها ... !!![]()
دبیر کل تشخیص مسلحت نظام ممد رضای عزیز...
شما که سرور مایی ...ببین من به هر کسی نمیگم سرور پس ببین تو کی هستی برای من که بهت میگم سرور !
جدیدان شنیدم با فاز دختر مخترا میپری ...تسبیح میچرخونی ..ما رو یاده اون خدا بیامرز بهنوش بختیاری انداختی ....یادته که
خودش مدونه عزیزه واسه همینه مگریزه !
قرار بود بری واسه مدتی تعبید شی
چی شد برگشتی نکنه عفو رهبری خوردی ؟
بهرحال ما خوشحالیم شما عزیزان اینجایین![]()

ما كوچيكتيم !!! راستش رفتم در دكونه اين ADSL يه .. !! گفت 5000 طلبكاري ، تا 30هم برات شارژ كنم ؟؟!!
گفتم آره جيگرتو برم . . . !! ( دختر بودا )ديگه فردا صب 100% قطع ميشه .. !!
اگه ياهو هستي يه پي ام بده !!
امام سجّاد علیه السلام به ابوخالد کابلی فرمودند: «ای ابوخالد! همانا اهل زمان غیبت او (حضرت مهدی علیه السلام) که اعتقاد به امامتش دارند و در انتظار ظهورش هستند، از مردم همه زمانها بهترند؛ زیرا خدای تبارک و تعالی چنان عقل و فهم و معرفتی به آنها عنایت فرموده که غیبت برای آنها به منزله دیدار حضوری شده است...
====================================
كمی هم شوخی با سیاسیون توسط خبرگزاری فارس!!
===================================
البته دو برابر این عکسا رو امروز بدستمون رسوندن کاره یکی از بچه های پایگامونه !!!
خواستم بزارم ولی گفتم پرو میشیبد !! بقیش بعدان !
دوروود و دو100 بدرود بر ابوالفضل
خوبی برادر![]()
خوب چی میشد همش رو همین الان میزاشتی تا بیشتر کیفور شیم![]()
ولی باز هم دستت درد نکنه
ولی با اجازت ما بقیش رو هم دیدیم و کل حالش رو بردیم![]()
![]()
راستی داش ابول ( ببین چه زود صمیمی شدم ) اگه دوست داشتی دفعه ی بعد بیا در مورد این خاتمی و ایتالیا یک کم توضیح بده ما که نفهمیدیم جریان چیه
با تشکر بسیار فراوان![]()
![]()
![]()
ابوال دستت درد نکنه خیلی بامزه بود عکسا.مرسی
ما رو وارد بحثای سیاسی نکن ای جوان 18 ساله !نوشته اصلی توسط Evolution
هر چند پیر شدیم تو این چند سال ولی میتونم همین الانش هم یکی مثل فربد رو گریمش کنم بفروشمش هر چند خودش گریم شده خداییه !!!
ولی در مورد اون مقوله خاتمی حرفی ندارم ...
حاج محمود احمدی با اینكه خیلی تزهاش ایراد داره ولی ایران رو امثال ایشون می سازن...نه تزهای روشنفكرانه امثال خاتمی و شعار سازندگی!
وقتی شهردار بود از شهرداری حقوق نمی گرفت چون معتقد بود كار برای مردم بی مزده ومنته!!...
ایشون سه شیفت كاری دارن و روزی تنها سه ساعت می خوابن...اعتقاد ایشون رو نباید به سخره گرفت...خودم خیلی انتقاد به ایشون دارم ولی سخره كردن یك معتقد بوسیله همه ماها كار جالبی نیستیکم کمتر او رو ....!
هفته پیش تصمیم گرفتیم با چند تا از دوستان ولگرد خیابونی خودمون بریم صفا سیتی !!تصمیم گرفتیم برای چند ساعت بریم 200 کیلومتر دور از شهرمون
پيشنهاد رفتن به شوشتر در ذهن جوشان و خلاق ما متراوش شد....
1 ماه قبلش با بهنام (دوست پسرم) نشسته بودیم کنار درخت...خيلي خسته خيلي تنها ....جفتمون اقلاديخ گدوخ ياتدوخ!!!!
خلاصه خيلي پكر بوديم....گفتيم بابا اين چه وضعشه...نه تفريحي نه گردشي نه شادي نه هيجان....
همش قليون همش دختر بازيو ..... همش تلاوته شعر!!! يه قرار بذاريم بريم مسافرت ...!!!
گفتيم باشه...حالا كي؟؟؟ قرار شد اسفند وقتي دانشگاه و پادگان تعطيل شد و ما سنگرهاي علم و نظام رو رها كرديم بريم سفر...
بعد گفتيم حالا كو تا اسفند...تا اون موقع شصت بار خبر فوت ام جی 2 اچ مياد و ما هنوز نرفتيم!!!! (( راستي گفتم خبر فوت این پسرک رحمت الله صمد....قفل داد به احد!!! ياد حرف ديشب یه احدی افتادم....
كه مي گفت حاجی ....مي دوني چي شده...تو دبی اتيش سوزي شده نكنه اين پسرک طوريش شده...چون اخبار مي گفت 15 نفر مردن!!!اومدیم دیدیم تو انجمن در حال حیاته !!ما هم بی نصیب ماندیم از خرما و حلوا !!! ))
ديديم شيش ماه ديگه مي خوايم بريم سفر...گفتيم يه برنامه بچينيم براي همین جمعه که میشد جمعه قبل...
بهترين سوژه هم همين شوشتر سیتی بود....خلاصه كه سريع برنامه رو رديف كرديم.....گفتيم كي چي بياره....
قرار هم شد ساعت 6 صبح سينما قدس !!!
ساعت 5:30 تازه از خواب بلند شديم...عين جت حاضر شديم...كلي هم نگران دوستان كه الان معطل مي شن....راه افتاديم سمت قرار....سوار تاكسي شديم به مقصد شوشتر...تو راه يه دفعه ديديم از طرف بهنام يه مسيج اومده كه من با ماني هماهنگ كردم براي ساعت 7 !!!!!
گفتم اي تو اون روحت بهنام!!!! حالا ديگه...
خلاصه هنوز نصف راه رو نرفته بوديم كه سريع به راننده گفتيم اقا نگه دار پياده شيم...200 تومن بهش دادم تا بي خودي دلم براي 200 تومن اضافي كرايه نسوزه..تصميم گرفتم باقي راه رو پياده برم...
اخه خيلي حيفه 400 تومن كرايه بدي و بري جلوي سينما 6 ساعت واستادي تا اقاي گشاديان بياد!!!
گفتم اقاي گشاديان ياد ديدار اول با بهنام در فوتبال سالني افتادم كه اونجا با اينكه دفعه اول بود مي ديدمش ولي بارها بهش گفتم خيلي گشادي!!!
( واقعا ادما رو بايد از شاخشون شناخت!!! بهنامم كه از كرگي دم نداشت...هيچي ديگه!!!)
خلاصه رفتيم سر قرار ( ملت مي رن با زيداي فشنشون قرار مي ذارن ما بايد با اقاي مينفندرسكي قرار بذاريم!!!)....ماني و پسر خالش هم كه طبق اخرين تماسي كه با هم داشتيم قرار بود 5 دقيقه بعدش برسن...35 دقيقه بعد رسيدن...علت رو جويا شديم گفتن ما رفتيم سينما افريقا !!!!
حالا چه ربطي بين قدس و افريقا وجود داره الله اعلم!!! كلا ماني همينطوره....همه كارهاش بر خلاف جريان متداوله بشريته...اگر میگفت ماست سفيده شك نمیکردیم که سياهه!!!
حتي اگر داشتيم قير مي خورديد مطمئن بودیم داريم ماست مي خوريم!!!
برگشته تو راه به ما مي ** رضا صادقي خوانندگي بلد نيست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!! و محسن چاووشي هم هيچي حاليش نيست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در عوض حميد عسگري اخره خواننده هاست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
==================
ساعت 7 و ربع بهنام بالاخره پيداش شد...خير سرمون قرار بود ساعت 7 کنار ساحل باشيم...از بهنام بابت اين تاخير توضيح خواستيم....جالب اينجاست كه ايشون ابتدا به مسيج زدن و اعلام كردن با ماني هماهنگ كردن براي ساعت 7 !!!
بعد به ماني مسيج زدن و گفتن با حاج ابوالفضل صحبت كردم و قرار شد ساعت 7 سينما قدس باشيم ( سينما افريقا !!!!؟؟؟؟)
از بهنام علت اين مسخره بازي رو جويا شديم......جون عمتون ببينيد چي گفته:
(( صبح ساعت 5 بيدار شدم....ديدم خوابم میاد خوابیدم...استغفرالله!!!!!!!))
خدايا با كيا داريم مي ريم سيزده به در!!!!؟؟؟؟؟؟
=============
سمت سد شوشتر راه افتاديم...جمعه صبح ساعت 7!!! يه راننده باحال ما رو به عشق بهنام!!!! سوار كرد....اقا اول صبحي يه اهنگ از حميرا گذاشت اخر گريه!!! گفتم حاجي جون مادرت ما 15 برج چك داريم..جون ما بي خيال شو يه اهنگ رديف بذار بچه ها لااقل يكم انرژي بگيرن....
رسيديم سد....ديديم ملت دارن بر خلاف جهت ما ميان...گفتيم اقا سد كدوم طرفه؟؟؟
ملت هم هاج و واج موندن اين اسكولا ديگه كين...سد به اين بزرگي رو نمي بينن.....گفتيم بابا مي بينيم ولي شما داريد كجا مي ريد....گفتن ما داريم بر مي گرديم؟؟؟؟؟؟!!!!!
ادم دوستايي مثل بهنام داشته باشه همينه ديگه......ملت 4 صبح مي رن كوه 8 بر مي گردن ما تازه 9 صبح سد بوديم!!! واسه چي واسه اينكه حضرت اقا خوابش میومده!!!!
=========================
هنوز 500 متر بالاتر نرفته بوديم كه ماني گفت من كم اوردم ....بريم يه جا صبحونه بخوريم....گفتم بابا چقدر سوسوليد شما...لااقل 1 ساعتي بريم بعد....گفت نه...من ديگه نا ندارم!!! گفتيم زرشك..اكي!!!
به بهنام 3 تا چيز گفتم بيار....1- زير انداز 2- پاستور 3- فلاسك چاي!!!
جالب اينجاست هيچكدومش رو نيورده بود.....من چون اين اقاي گشاد رو متاسفانه 1 سالي هست مي شناسم يه زير انداز اورده بودم....به ماني هم سفارش كرده بودم پاستور بياره....اما ديگه فكر فلاسك چاي رو نكرده بودم چون بالاي 50 بار بهش تاكيد كرده بودم!!!!
در هر صورت ديديم زرشك!!!! گفتيم بريم يه صبحونه بخوريم ....منتها بهشون توصيه كرده بودم مواظب ولخرجي باشن..اينجا نفس بكشي 100 تومن واست حق تنفس حساب مي كنند!!! چاي استكاني 500 تومن!!
مشخصه كه ماموران مبارزه با گراني كه مغازه هاي وسط شهر دستشون به جايي بند نيست صد در صد سر گردنه كه ديگه مشخصه چه خبره!!!!
خلاصه من و پسر عمه ماني و بهنام گفتيم *** مرغ مي خوريم...اقا ماني واسه اينكه نشون بده خيلي متفاوته و راهش از بشريت جداست........گفت من براي صبحونه چاي...خرما....ماست موسير...پنير ليقوان و .....مي خوام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به ماني گفتم داداش كوچولوي من!!! اينقدر ساز مخالف نزن.....بيا مثل ما از تخمه مرغ بخور!!!! گفت نه من بايد صبحونه تكميل باشه...گفتيم كوفتت بشه...خودت بايد حساب كني!!!
من و بهنام پسر دايي *** مرغ رو نيمرو كرديم خورديم...حضرت والا هم صبحونه مخصوص دربار رو نوش جان كرد...جالب اينجاست مي گفت بذاريد منم از تخمه مرغ!!! بخورم...ما هم خساست نكرديم ... گفتيم بيا بخور!!!
================
صورتحساب رو اوردن يك صبحونه معمولي كه اگر اقاي سيخ سيخكيان فلاسك چاي رو فراموش نمي كرد با 500 تومن رديف مي شد برامون در اومد 7000 تومن!!!!!
اينجا بود كه به مدت نيم ساعت رفتيم رو اعصاب ماني تا ديگه ساز مخالف نزنه....
====================
2-3 ساعتي رفتيم بالا...بالا و بالاتر......ديگه از ابرا هم رد شديم..نزديك بود به خورشيد خانم برسيم..ولي بي خيال شديم....اخه ما اومديم كوهنوردي نه دختر بازي!!! ( يخ كني يخچال فرنگي!!!!)
البته همونطور كه از قبل مشخص بود و واضحه دخترا امون نمي دادن....همشون دنباله ما افتاده بودن...نه اينكه 4 نفري مجرد بوديم...ديگه ول كن ما نبودن....
ما از هر راهي مي رفتيم بازم اونا دنبال ما مي اومدن ( البته بعدن متوجه شديم سد يه راه بيشتر به قله نداره!!!)
=============
خلاصه بعد از اينكه پونصد بار به خاطر كم اوردن ماني و بهنام توقف كرديم...به پيشنهاد بنده قرار شد هرجا كه بهنام كم اورد و از نفس افتاد اونجا اتراق كنيم.....اون قضيه مثل قضيه شتر فيلم محمد رسول الله بود كه قرار بود هر وقت شتره نشست رو زمين اونجا مسجد مدينه رو بسازن....
بهنام هم قرار شد نقش شتر رو بازي كنه....مخصوصا با اون لباي شتريش خيلي خوب از نقش شتر بر اومد...ولي براي اينكه كلاس كار بالا بره قرار شد به جاي شتر بهش بگيم (( كمل !!!))[/quote]
خلاصه بهنام ما رو به سمت يك جاي خوش اب و هوا و كنار رودخونه هدايت كرد و اونجا بود كه با چيز خورد زمين و ما هم اونجا بساط كرديم!!!
============================
ماني رو مجاب كرديم كه ساندويچ ها رو رديف كنه...اقا همچين دستش رو مي كرد تو گوجه ها و كالباسا و خيارشورا كه گفتيم الاه كه هپاتيت بي و سي و چهل بگيريم!!
به بهنام گفتم موافقي ماني بره دستاشو تو رودخونه بشوره..بهنام گفت موافقم....و از اينجا بود اتحاد استراتژيك من و بهنام شروع شد (( موافقم!!!!))
ماني رفت تو رودخونه دستاشو شست و حسابي دستاش يخ كرده بود ولي به روي خودش نمي اورد...ناهار رو رديف كردن.....و خورديم...بعد ماني پيشنهاد داد كه 2-4 نفرمون برن هيزم بيارن اتيش بزنيم براي قليون!!!
به ماني ياد اوري كرديم ما همش 4 نفريم!!!!
بساط قليون رو هم رديف كرديم....بعد رفتيم براي مسابقات پاستور با شركت تيم ميلان ( حاجی و بهنام)....و رم ( ماني و پسر عموش!!!)
بازي با نتيجه 5-0 به سود رم در جريان بود كه به بهنام گفتم بهنام شروع كن...بهنام هم گفت (( موافقم))
خلاصه گرفتيم به خاك و خون كشونديمشون.....و با نتيجه وحشتناك 7-5 تيم ميلان موفق شد رمي هاي كثيف رو كه دستشون رو نمي شستن شكست داديم!!!
===============
يه استراحتي كرديم...و مراسم نخود چي خورون راه انداختيم....همينجا از هامون -معین....نيوشا ضيغمي!!!.....نانسي عجرم!!!.... يانگوم.......ارمان اف او....امير گهرماني!!! احسان نجف زاده ...سعيد بندري.........حاج فتح ال .... ناصر حجازي....اتيلا حجازي....اتوسا حجازي....دكتر محمود احمدي نژاد...و ساير عزيزان بابت غيبتهايي كه پشت سرشون كرديم عذر مي خوايم....هدف ما يك نقد سازنده بود و لاغير..
دوباره قليون رو رديف كرديم....و اين دفعه جامون رو عوض كرديم....و رفتيم تو افتاب...لامصب چقدر سرد بود هوا....دوباره روز از نو روزي از نو.....
ديدار برگشت پاستور رو در شهر رم يعني شهر بي دفاع برگزار كرديم و اين دفعه خيلي راحت تر از دفعه قبل و با نتيجه 7 بر 4 شكست داديم.....
====================================
بعد از اين بازي ديديم داره دير مي شه....برگشتیم یه راست سر جای اولمون .خونه و کاشانه
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)