اين پست هم باز هم انفجاري بود!!!!من باز هم با تاخير خوندم اما خواندنش ارزششو داشت!!!
ولي اين سفر سازمان ملل رييس جمهور هم سو*ژه اي شده براي خودشم!!
فقط اميدوارم سوغات اين سفر تحريم و قطعنامه نباشه،كه فكر ميكنم باشه!!!!
اين پست هم باز هم انفجاري بود!!!!من باز هم با تاخير خوندم اما خواندنش ارزششو داشت!!!
ولي اين سفر سازمان ملل رييس جمهور هم سو*ژه اي شده براي خودشم!!
فقط اميدوارم سوغات اين سفر تحريم و قطعنامه نباشه،كه فكر ميكنم باشه!!!!

حالا حالا ها باید صبر کنی فکر کردی حالا باید 5 یا 6 دفعه برگشتت بخوره راستی از شانس تو کد پستی خونمون رو هم عوض کردن معین می بینی به ما نگفتن هم اسم کوچه رو عوض کردن هم کد پستیمون رو دیروز که قبض برق رو رفتم از اداره پست گرفتم دیدم عوض شده مامور نیومد پول برق رو بده خودم رفتم قبض رو گرفتم می بینین ما هیشکی توی محل نیومدهنوشته اصلی توسط R . I . P
انشا ال... بعد از ماه مبارک برات دوباره میفرستم
در ضمن سی دی ها هم امروز اومد !![]()
آقایون کسی کم کم 160 میلیارد تومان داره به ما 6 ماهه قرض بده، از خجالتش در می یایم در آینده.
![]()

امیر چه جوری 6 ماه میخوای برگردونی ؟
آقا احتمالا Amir - Arian داره!!!اما چون نگراني باز پرداختشو داره به كسي قرض نميده!!!!!!
ولي واقعا فرصتش بي نظيره فقط حيف كه ما همون 160 ميليارد تومن و كم داريم!!!!!
از اون جا که یک آبی آسمانی متعصب هستم و میبینم که ارشد ما هم به این رنگ و تیم قابل توجه من(بنویسیم لوله کننده ی لنگی ها و بخوانیم استقلال) علاقه دارد سخت در تقلا بودم یک موردی رو در پستی که دادید مد نظر قرار بدهمنوشته اصلی توسط ABOLFAZL
مو با شماره ی 24 زده بشه برادر من (البته توی این ایران هر دزد و قاچاقچی رو هم برادر میگنولی ما برادر از نظر دوست و ارشد بودن میگوییم
)
دیگه فکر نکنم مویی بمونه که ژل بزنیم به اون زیبای خدا دادی!!
البته با توجه به چشم های برزخی و نکته سنج شما شاید همچین هم کوتاه هم نباشد ولی به چشم
(هرگونه از مطالب بالا را به صرف طنز نوشتیم و قصد آزار به حرمت شخصی اعمم از ارشد این اسپم خانه رو نداشته و نخواهم داشت)
با تشکر
طرفدار مرد زیرک کج اج ======>سپهر

ای شیطون می خوای بزاری بانک سودش رو بگیری یا می خوای بری متواری بشی خونه هامون اینا اون چون ناشناس خونشون دقیقا همون جاییه که کره ی زمین گرد می شه ، نمیشه توش زندگی کرد اونجا تمدن هنوز نرفته . ولی بی شوخی با اسکونت 20 درصد می خوای بهت بدمنوشته اصلی توسط cbtarwhk
---------------------------------------------
راستی یه خاطره خیلی ردیف از محله هامون اینا طریف کنم نگید دوروغ می **
من با دوستم رفته بودیم کرج ثبت نام دانشگاه ( معین در جریانه ) آقا از جزئیات نبود هیچی بیایم بیرون ما داشتیم بر می گشتیم توی کرج رسیدیم به یه میدون یه یه آب نمای کوچیک با یه حوض متوسط داشت ما هم که توی ترافیک بودیم داشتیم با هم حرف می زدیم آقا چشمتون روز بد نبینه ( زیاد نخندین ها یه چیزیتون می شه ) من چشم خورد به 4 نفر که دارن می رن سمت می دون مشکوک می زدن به دوستم اشاره کردم اینا رو یه کاری می خوان بکنن . آقا اینا رفتن توی میدون رفتن لبه حوضه وایسادن ، عینک شنا هاشون رو از جیبشون در آوردن شیرجه زدن اون تو ما اول شوکه شدیم گفتیم دیوونه هستن بعد دیدم نه سالمن چون اونجا ها استخر نیست بنده خدا مجبور از همون یه ذره تمدن نهایت استفاده رو ببرن فقط داش ابول فضل اینجا رو بهت یگم تمام اون جمعیت داشتن توی ترافیک می خندیدن بعد حالا من رفیقم دیگه از زور خنده تنموم لس شده بود دیگه نمیتونستیم هیچ کاری کنیم خودمون شدیم ترافیک که زوری یه جوری خودمون رو جمع کردیم زدیم بغل دیگه تا تونستیم خندیدم یعنی به خدا تا خود تهران فقط ما می گفتیم استخر رو می خندیدم دیگه دل درد گرفته بودم تازه این یه چشمه اش بود اونم یکی از خاطرات اون روزم ( منی که تا اون روز 10 سال بود کرج نرفته بودم اتفاقی رفتم دیدم اون جوری هر روز اونجا ببینین چه خبره ) می گم که اون یه خطره ی اونروز بود اگر دیدم بازم مشتری هست و اینا درخواست هم بود بازم می گم اگر یه نفر فقط بگه می خوام من بقیه ی خاطره هاش رو هم می زارم .
-------------------------------
خوب دیگه نخندین هامون داره گریه می کنه بسشه
( همین جوری به هامون گیر دادم هم خصومت شخصی نیست داش هامون به دلنگیر حقیقت تلخه دیدم تاپیک خالی گفتم که بهتر از رئیس که همه با هم بهش بخندیم البته نه به تو ها به شهرتون راستی آدرست رو برام بزار تا یه روز بیام ببینمت که دوستم اومد دانشگاه منم باهاش بیام دانشگاه توی رجایی شهر هست اون بزرگه )
داش سپهر این قانون مارو زیر سوال نبر! ما شبها برای بدست اوردن طرحش ماله خیلی ها رو مالیدیم!! بهرحال خوشحال میشیم تو مباحث فنی ما بیشتر حاضر شی! نه مثل معین که یه ارسال میکنه میره تو غیبت اکبر (کبری دیگه قدیمی شد)
داش امیر اگه شریک خواستی رو من حساب کن! البته مستخدم هم خواستی هستیم...
داش هادی از اون مطلبت خیلی خندیدم..ای کاش منم اون صحنه رو میدیدم!!! خیلی حالم گرفت جای من میونه شما واقعان خالی بود...بازم از این ارسالهای باحالت بده..الابته خاطره ندادی ندادی مطلب بنویس .از سبک مطالبت خوشم میاد...خیلی ها اومدن ولی ادامه ندادن تو ادامه بده تو این جا ..اسرار به مهره هایی مثل تو نیاز داره!!
حال مطلب نوشتن تو اسرار ندارم...فقط بگم از رفتنه داوود مرد من متاثرم ! عمرش شاد و روحش گرامی باد
ادامه در بعدان !!!

داشتم تو ادبيات چرخي ميزدم(ماشالله چقدر اهل مطالعه) به يه چيز جالبي برخوردم !
ديدم يكي به نام شيخ سعيد عنوان تاپيك ما رو كپي زده ! ( كپي رايت نباشه همينه ديگه !)اينم تصويرش:
![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)