
نوشته اصلی توسط
MR.IWES
امروز یه کاری تو مدرسه کردم بدبخت شدم...
موضوع از اونجا شروع شد که زنگ تفریح یکی از بچه ها از اون سوتک اسباب بازیها دستش بود و هی سوت می زد تا تو کلاس هم این کارو کرد ولی اونجا سوتو پرت کرد. مدیر که ما رو تعقیب می کرد زود گفت کی بود سوت می زد ما هم مرام رفاقت رو گذاشتیم و نگفتیم (که ای کاش می گفتیم) 5 نفر رو برد بیرون که من هم جزءشون بودم.
اول یه ذره بازجویی کردند بعد که دیدند حرفی نمی زنیم انداختنمون تو حیاط (تو اون سرما) زنگ دوم گذشت. فکر کردیم که دیگه تموم شده رفتیم کلاس. یه دفعه مدیر اومد گفت چرا رفتین تو کلاس...
دوباره رفتیم بیرون تا ساعت 5:15. مدیر اومد گفت کی بود ما هم که زیر بار نمی رفتیم رفت و با یک شلنگ دراز اومد خواست مارو بزنه. اولین نفر هم من بودم و می خواست ما رو بزنه که من بهش گفتم من کاری نکردم بایدم منو نزنی که بهم گفت خفه شو پدر سگ عوضی برو بیرون!!
من هم داشتم می رفتم بیرون که یه دفعه خواست منو از پشت بزنه... منم در یک اقدام ماهرانه شلنگو از دستش گرفتم! یه دفعه مدیر هلم داد که دیگه نمی دونم چی شد با کله رفتم تو صورت مدیر (باور کنید دست خودم نبود) از اون ور هم بچه ها و ناظم و معلم اومدند در دفتر ما رو جدا کردند و انداختنم بیرون... مدیرم گفت دیگه راهم نمیده...
حالا به نظر شما باید چه خاکی بر سرم بریزم؟؟؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)