
نوشته اصلی توسط
R . I . P
صحبت مامور بازی شد گفتم یک خبر رو به گوش دوستان اسراری خودمون برسونم
امروز تو تاکسی نشسته بودیم که یه پیرمرد صحبت شیرنی و این چیزا شد یک قضیه واقعا بدی رو تعریف کرد برامون . . .
این قضیه مال 4 - 3 روز پیش بودش ، توی شیرنی سرای شهرمون که بزرگترین شیرنی سرای مازندرانه یک اتفاق خیلی بد واسه یکی از کار کنان جوونش میوفته
قضیه این جوری بود که گویا یه خانم همچین خوشگل مشکل و خوش هیکل همراه با سگش میاد تو شیرنی سرا و قصد شیرنی خریدن داشتش و بعد از اینکه میره تو صف صندوق واسه تصفیه حساب اون کسی که مسئول صندوق بود به علت خوش تیپ و خوش قیافه بودن این زنه ، از دو نفر زودتر بهش شیرنی میده و نفر جلوئیش شاکی میشه چرا بهش زودتر شیرنی دادیو از این حرفا . . .
اون پسر جوون بدبخت بیچاره از همه جا بی خبر در جوابش میگه مگه نمیبینی احمدی نژاد همراه این زنست ؟ (منظور به سگه!) بعد مرده هم میگه احمدی نژاد کیه ؟ یعنی چی ؟ پسره هم به سگه اشاره میکنه . . . بعد هم مرده از صف شیرنی میره بیرون و کلاً تا یه ربع غیبش میزنه و بعد از اینکه برمیگرده دوباره به شیرنی سرا ، دو نفر هم همراش هستند و به دست این پسر کارگره دستبند میزنن و میبرنش . . . و گویا این یارو که توی صف بود از اطلاعاتی های فعال بودش !
واقعا دلم به حال پسره سوخت . . . نمیدونم چه بلایی سرش میارن
حالا بدبختی اینجاس واسه پدر مادرش که هر چی به هر مرکز انتظامی زنگ هم میزنن اصلا اونا به پدر مادرش نمیگن که بچشون کجاست هی میگن فلان مرکزه اینجا نیست و همینجوری ردشون میکنن . . .
علاقه مندی ها (Bookmarks)